زنجره و مرد نوازنده، آواز ميخوانند و مونس تنهاييهاي يکديگرند. آواز آنها صداي عشق، تنهايي، خشم و دغدغههاي زندگيشان است. دوستي و همراهي زنجره و مرد نوازنده موجب ميشود دشواريها را آسانتر پشت سر بگذارند و با نيروي ساز و آواز و مهر، ديگران را در احساس و ادراکشان شريک کنند…
«چرا آواز ميخواني زنجره؟»، يک عاشقانهي زيبا و يک فانتزي پر از ساز و آواز و رنگ است. نوازندهاي، رازهايش را به يک زنجره ميگويد. احساس زنجره درست مثل احساس نوازنده است. نويسنده، گفتوگوي زنجره و نوازنده را نشان ميدهد و خيلي ظريف و عاطفي، دنياي انسانها و حيوانها را بههم پيوند ميزند. زبان شاعرانه و روان و بيان عاطفههاي مختلف مانند دوستي، عشق، شادي، خشم، تنهايي و دلتنگي، مخاطب را به جوش و خروش واميدارد. تصويرها، با تلفيق هنر شرقي و غربي و با استفاده از رنگهايي زنده و متنوع، دنيايي خارقالعاده ميآفرينند. دنيايي که در آن، گربهها دست بر گردن انسانها مياندازند و خرگوشها در کنار آدمها ميتوانند از جادوي موسيقي لذت ببرند!





Reviews
There are no reviews yet.