photo1631954220
19 September 2021 by کتاب‌های طوطی 0 Comments

کودکان و ترس‌های آن‌ها

داستان وارد یکی از مرموزترین و پیچیده‌ترین رازها و ترس‌های بشری شده. ما اغلب فکر می‌کنیم کودکان با این ترس‌ها و نگرانی‌ها بیگانه‌اند و ذهن‌شان خالی است از این دغدغه‌ها. داستان نشان می‌دهد که این یک خیال واهی است و انکار واقعیت: «آنا دلش نمی‌خواست بزرگ شود. از پیر شدن می‌ترسید. بیش‌تر از همه، از روز تولدش وحشت داشت. که یواش‌یواش نزدیک می‌شد. حتی فکرش هم ترسناک بود.»

آنا در کنار ترس‌ها و دغدغه‌هایش و حس ناامنی‌اش، یک جای امن برای خودش پیدا کرده که حالش را خوب می‌کند: «تنها چیزی که حالش را خوب می‌کرد، کتاب خواندن بود. برای آنا کتاب‌ها مثل زندگی، واقعی بودند. اگر کسی توی کتاب می‌مُرد، آنا می‌توانست دوباره از اول کتاب را بخواند. این‌طوری مُرده دوباره زنده می‌شود. زنده‌ی زنده درست مثل خودش.»

 بخشی از یادداشت «کودکان و ترس‌های آن‌ها» درباره‌ی «دختری که می‌خواست کتاب‌ها را نجات دهد»
مجله‌ی عروسک سخنگو، شماره‌ی ۳۲۴، بهمن ۱۳۹۹

pesarak

پسرک و جادوی مری پاپینز؛ فقط داستان می‌تواند

همه‌چیز با یک پرسش ساده شروع می‌شود. معلمی به نام «سونیا» روی تخته سؤالش را می‌نویسد. یک پرسش تکراری از همه‌ی معلم‌ها در تمام مدرسه‌ها…

پسرک و جادوی مری پاپینز

سونیا معلم «گیل» این سؤال را روی تخته می‌نویسد: «دوست دارم بزرگ که شدم چه کسی باشم؟» همه‌ی بچه‌ها شوق و ذوق دارند تا زودتر جواب بدهند. چند نفر می‌خواهند بازیکن فوتبال برای تیم بارسلون، مادرید و منچستر بشوند: «… شش نفر رافائل نادال، دو نفر مانکن خیلی قدبلند، یک نفر شاهزاده… سه نفر بیانسه، یک نفر بتمن… یک نفر کاپیتان سفینه‌ی فضایی… دو نفر رهبر دنیا…»

«گیلرمو» یا همان گیل ساکت است. سونیا از او می‌خواهد که جواب بدهد. می‌گوید: «من دوست دارم مری پاپینز بشوم.» سونیا فکر می‌کند این جواب عجیبی است.

سونیا از گیل می‌پرسد چرا مری پاپینز؟ می‌گوید: «برای این‌که می‌تواند پرواز کند… یک چتر سخنگو دارد و چمدانی که کلی خرت و پرت تویش می‌گذارد… و قدرت‌های جادویی…» جالب است که گیل اصرار دارد مری پاپینز فقط یک شخصیت داستانی و خیالی نیست، واقعی است. او را در لندن دیده. در یک سالن نمایش و با او حرف هم زده.

یک داستان واقعی که با ذهن داستانی گیل، ابعاد دیگری هم پیدا کرده است. واقعیت و تخیل و رازها و دروغ‌ها آن‌چنان به‌هم گره خورده‌اند که به‌سادگی، با پرسیدن باز نمی‌شوند. چون زندگی یک خط صاف و ممتد و ساده نیست. خط‌هایی تودرتو است. خط‌های که سرنخ ندارند.

برای داستان‌نویس خوب، هر شخصیت، به‌خصوص شخصیت کودک، یک سرزمین کشف‌نشده و تودرتو است. آن‌چه ما به‌عنوان شناخت و دانایی از کودکان داریم، فقط و فقط توهمات و پندارهای ماست. برای درک و دیدن آن‌ها باید مثل داستان به تک‌تک‌شان نزدیک شد. و تصویر واقعی او را از لابه‌لای خطوط درهم‌رفته بیرون کشید و دید. داستان باید این کار را بکند و این داستان چنین کرده است.

– بخش‌هایی از یادداشت «فقط داستان می‌تواند» نوشته‌ی زری نعیمی؛ مجله‌ی عروسک سخنگو (شماره‌ی ۳۲۱) تیر و مرداد ۱۳۹۹

پسرک و جادوی مری پاپینز
نویسنده: الخاندرو پالوماس
مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی
رمان نوجوان