Category: وبلاگ

گفت‌و‌گو-با-نوشین-صادقیان

نوشین صادقیان: «دختر دال» را با الهام از نگارگری‌ ایرانی تصویرگری کردم

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – نیلوفر شهسواریان: چه مناسبتی برای گفت‌وگو بهتر از اینکه کتاب «دختر دال» با تصویرگری نوشین صادقیان و بازنویسی احمد اکبرپور، جایزه بزرگ سی‌امین دوسالانه تصویرگری براتیسلاوا ( BIB ۲۰۲۵) را از آن خود کرد. این کتاب از مجموعه کتاب‌های طوطی (بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) است و پیش از این هم جوایز فراوانی گرفته است.

 

صادقیان پیش‌تر جوایز مهمی مانند جایزه بزرگ قلم طلایی دوسالانه بلگراد ۲۰۲۱ برای کتاب «درخت سیب و دیو» و جایزه جزیره طلایی کنکور نامی کره را دریافت کرده بود. برگزیده‌شدن در نمایشگاه کتاب بولونیا ایتالیا و دریافت جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره آناناس چین در سال ۲۰۲۲ از دیگر موفقیت‌های اوست. همچنین کتاب «آن دورِ دور» با تصویرگری او از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به مسابقه تصویرگری براتیسلاوا ۲۰۲۱ راه یافت.

 

دوسالانه براتیسلاوا که از سال ۱۹۶۷ با حمایت یونسکو در اسلواکی برگزار می‌شود، از معتبرترین جشنواره‌های جهانی تصویرگری کتاب کودک است. سی‌امین دوره جشنواره (BIB ۲۰۲۵) از مهر تا دی ۱۴۰۵ برپا است. پیش از این هنرمندان ایرانی، علیرضا گلدوزیان (۲۰۰۵) و حسن موسوی (۲۰۱۹) موفق به دریافت جایزه بزرگ براتیسلاوا، فرشید مثقالی برنده دیپلم افتخار جایزه براتیسلاوا (۱۹۶۸) و جایزه‌ی «سیب طلا» براتیسلاوا (۱۹۷۰) شده بودند. غزل فتح‌الهی نیز در سال ۲۰۲۱ پلاک طلای این رویداد را برنده شد.

 

با صادقیان در مورد تصویرگری کتاب «دختر دال» و دنیای هنرمندانه‌اش گفت‌وگو کرده‌ایم.

 

برای تصویرگری یک کتاب کودک، چطور کار را شروع می‌کنید؟ مراحل کار چگونه است و چطور با نویسنده تعامل می‌کنید؟

 

اول با فریمی که از لحاظ تصویری بیشترین ارتباط را با آن برقرار می‌کنم شروع می‌کنم؛ فریمی که بیشترین تصویر را به من می‌دهد. با همان فریم اول، ایده‌پردازی اصلی داستان شروع می‌شود؛ این‌که به چه سبکی می‌خواهم کار کنم و چه کارهای خلاقانه‌ای می‌خواهم انجام دهم و…

 

من همیشه داستان را می‌گیرم و کار خودم را شروع می‌کنم، یک «مودبورد» هم درست می‌کنم و توضیحات را می‌نویسم. اگر موردی باشد با مدیر هنری هماهنگ می‌شوم. خیلی کم پیش آمده که به صورت مستقیم با نویسنده صحبت کنم. یک‌بار روی کتاب آقای احمدرضا احمدی کار می‌کردم، از او پرسیدم منظور شما در این قسمت چنین بود یا نه؟ گفتند هیچ چیز به تو نمی‌گویم، کار من تمام شده و اکنون کار تو آغاز می‌شود و برداشتی که خودت داری مهم است.

 

شما برای آنکه به روحیات و دنیای مخاطب کودک نزدیک شوید چه کار می‌کنید؟

 

سعی کرده‌ام به کودک درونم توجه کنم. دقت می‌کنم که بچه‌ها درباره‌ی همه‌چیز چگونه فکر می‌کنند. دوران کودکی‌ام خیلی در ذهنم مانده است، مخصوصاً وقتی که کتاب می‌خواندم یا تأثیری را که یک کتاب یا فیلم بر من می‌گذاشت کاملاً به یاد دارم. تا مدت‌ها توی ذهنم و تخیلاتم با روایت داستان درگیر بودم.

 

وقتی کودک بودید و کتاب‌ها را ورق می‌زدید، مدل کتابخوانی شما چطور بود؟

 

وقتی هنوز به مدرسه نرفته بودم و سواد خواندن نداشتم، کتاب‌های کودک را ورق می‌زدم وبرای خودم بر اساس تصویرها در ذهنم داستان خلق می‌کردم. همینطور بزرگ شدم و تا سنی هم انسان متوجه نمی‌شود داستان کتاب‌ها از چه قرار است. باز همین کار را تکرار می‌کردم. به‌طور کلی هر کتاب را هم چند بار می‌خواندم.

 

وقتی برای اولین بار دختر دال را خواندید، چه حسی از آن گرفتید؟

 

داستان را خیلی دوست داشتم چون به داستان‌های فولکلوریک علاقه‌مندم و از بچگی چنین داستان‌هایی را برایم تعریف می‌کردند و داستانش برایم آشنا بود. حس خوبی داشتم و ایده‌های خوبی به من می‌داد و از نظر تصویری صحنه‌های متفاوتی داشت که به نظرم بهترین خودم را می‌توانستم اجرا کنم.

 

از چه تکنیکی برای تصویرگری «دختر دال» استفاده کردید؟

 

ترکیب چند تکنیک است، (میکس مدیا) اول یک اتود زدم و به ناشر و آقای ناصری نشان دادم. بعد که تایید کردند کار را شروع کردم. اولین تصویری که ایده بهتری می‌داد انتخاب کردم چون اولش سخت است که از چه روشی خلاقیت را وارد داستان کنید. همان ابتدا تکنیک را مشخص کردم. کار من الهام گرفته از موریس اشر، نقاشی‌های قدیمی ژاپنی و نگارگری‌های ایرانی است. سعی کردم به نگارگری ایرانی نگاهی نو و مدرن داشته باشم.

 

فکر می‌کنید چه مفاهیمی در «دختر دال» وجود دارد که در تصویرگری هم آن را نشان دادید؟

 

تضاد میان خیر و شر و نبرد این دو نیرو، با استفاده از ترکیب‌بندی متفاوت و پالت رنگی و رنگ‌گذاری در هر فریم، به همراه نیروی باروری طبیعت که سرسبزی را به زمین بازمی‌گرداند؛ مخصوصاً در آخر داستان که رنگ سبز همه‌جا را فراگرفته است. هر جلد این مجموعه از داستان‌ها مربوط به یک قومیت است. «دختر دال» مربوط به لرستان بود. تا به حال به لرستان نرفته‌ام اما دقت کردم لباس‌ها و المان‌ها لری باشد و از رنگ‌بندی این شهر در آن استفاده کنم. خاک لرستان قرمز است و از رنگ قرمز استفاده کردم و سرسبزی محیط زیست آن را نیز در اثر آوردم و چند جنبه را در نظر گرفتم.

 

شما جوایز زیادی دریافت کرده‌اید، وقتی برنده‌ی جایزه‌ی براتیسلاوا شدید، چه احساسی داشتید؟

 

این جایزه خیلی متفاوت بود. «دختر دال» نیز چندین جایزه گرفته که پشت جلد آن همه‌ی جوایز را نمی‌شد گذاشت. تا ۲-۳ روز شوق زیادی بابت این جایزه داشتم.

 

معمولاً نظر مخاطبان در مورد تصویرگری‌هایی که انجام داده‌اید چیست و چه حسی از آن می‌گیرند؟ آیا به بازخورد مخاطبان توجه می‌کنید؟

 

همه خیلی کارها را دوست دارند. حتی بعضی از کارهایی که خودم فکر نمی‌کردم خیلی جالب باشند، اتفاقاً طرفداران بیشتری داشته‌اند که برایم بسیار جالب بوده است. بله، به بازخوردها بسیار توجه می‌کنم، چون یکی از اهداف مهم کار ما این است که مخاطب بتواند کار را درک کند و آن را دوست داشته باشد و حتی با تصویر هم‌ذات‌پنداری کند، مخصوصاً کودکان.

 

آثار کدام تصویرگران ایرانی و خارجی را معمولاً بیشتر دنبال می‌کنید؟

 

آثار تصویرگران زیادی را دوست دارم. نمی‌توانم یکی‌یکی نام ببرم.

 

یک تفاوت آثاری که از شما دیده‌ایم با برخی از تصویرگران ایرانی، همین هویت ایرانی است. به نظرتان اینکه تصویرگران ایرانی شبیه تصویرگران خارجی کار می‌کنند و آثارشان رنگ و بوی ایرانی ندارد، آیا ویژگی است یا ضعف به حساب می‌آید؟

 

نه می‌توان گفت ضعف است و نه ویژگی. در دنیای هنر هر کسی آزاد است که بخواهد کار می‌کند. من آنچه برای خودم در نظر گرفته‌ام این است که آثارم هویت ایرانی داشته باشد. مثلاً برای کتابی که با انتشارات خارج از ایران کار می‌کنم نمی‌توان اینطور گفت که حتماً باید به شکل ایرانی کار کنم. اما آنچه به نظرم درست نیست، تقلید از هنرمندان دیگر است که وقتی آثارشان را می‌بینید بگویید اینکه کپی است. آنچه در خروجی نهایی تصویرگری اهمیت دارد، رعایت ترکیب‌بندی و تداوم داستان و فاکتورهای پراهمیت‌تر دیگری است که باعث می‌شود یک اثر به درجه‌ای برسد که مخاطب متوجه شود که این کار را یک هنرمند حرفه‌ای انجام داد. اگر هویت ایرانی درست استفاده شود می‌تواند یک مزیت محسوب شود در غیر این صورت خیر.

فعالیت-اگر-سیب‌ها-قهر-کنند
30 September 2025 by کتاب‌های طوطی 0 Comments

فعالیت پیشنهادی برای کتاب «اگر سیب‌ها قهر کنند»

اگر مربی یا مروج کتاب کودک هستید یا والد یا جزو مراقبین کودک، فرقی نمی‌کند. پیشنهادهای زیر به شما کمک می‌کنند تا تجربه‌ی خواندن اگر سیب‌ها قهر کنند کتاب را برای کودکان غنی‌تر کنید.

 

پیش از خواندن کتاب

 

یک

ابتدا لازم است خودتان یک دور کتاب را برای خودتان بخوانید. احتمالاً این پرسش‌ها یا درنگ‌ها برای شما شکل خواهد گرفت (این بخش مربوط به شماست و قرار نیست این پرسش‌ها را با کودک مطرح کنید. هدف از این بخش آمادگی بیشتر مربی یا مراقب کودک است).

 

* از این نویسنده/تصویرگر قبلاً کتابی خوانده‌ام؟ چقدر با او و آثارش آشنایی دارم؟

برای آشنایی با آثار و حوزه‌ی فعالیت رضا دالوند می‌توانید به وبگاه «انجمن تصویرگران ایران» مراجعه کنید.

کتاب‌های دیگر رضا دالوند در طوطی:

 

خوراک زرافه با سالاد لاک‌پشت

بین من و تو

تک‌خال

غول‌بوس‌کن حرفه‌ای

یک چیز سیاه

 

* چه ویژگی‌هایی در آثار این نویسنده/تصویرگر بیشتر نظرم را جلب کرده است؟

* اگر بخواهم به چند ویژگی در آثار او اشاره کنم، چه چیزهایی را مطرح می‌کنم؟

(چگونگی کاربرد رنگ‌ها، عناصر مشترک و مشابه میان آثار او، احساسات و برداشتی که فرم تصویرگری او در شما ایجاد می‌کند، اگر بخواهید دست به کار شوید و برپایه‌ی مدل تصویرگری او طرحی ایجاد کنید از چه ابزاری استفاده می‌کنید؟ مدادرنگی؟ مدادشمعی؟ گوآش؟ آبرنگ؟ کاغذ؟)

* از طرح جلد کتاب چه برداشتی در ذهنم شکل گرفت؟ می‌توانم حدس بزنم داستان کتاب از چه قرار است؟

* پشت جلد کتاب را بخوانید. چه داده‌هایی دریافت کردید؟

* چهره‌ی کودک روی جلد با پشت جلد چه تفاوتی دارد؟

 

دو

فضاسازی‌های موثر و مرتبط با فضای داستان کمک می‌کنند تا کودک پیوند عمیق‌تری با مفاهیم داستان برقرار کند. پیشنهادهای زیر را با درنظرگرفتن شرایط و امکاناتی که در اختیار دارید دنبال کنید:

* چیدن میوه‌های فصل در فضای کلاس یا محیط خانه

* ساخت یک صفحه‌ی بازی بزرگ (برد دیواری) برای جداکردن میوه‌های فصل و انداختن آن‌ها در سبد (می‌توانید به‌سادگی با کاغذهای رنگی طرح میوه‌های هر فصل را آماده کنید و به‌صورت پراکنده روی صفحه قرار دهید. با مگنت یا چسب دوطرفه آن‌ها را به صفحه وصل کنید. چهار سبد میوه‌ی کاغذی در پایین صفحه دیواری قرار دهید. نشانه‌ای از هر فصل روی سبد قرار بدهید. مثلاً درختی با شکوفه‌های بهاری روی سبد بهار، تصویر خورشید روی سبد تابستان، چتر و قطره‌های باران روی سبد پاییز و آدم‌برفی روی سبد زمستان).

* یک فعالیت درگیرکننده برای آغاز پیوند با کتاب می‌تواند خرید میوه از میوه‌فروشی محله باشد. به صورت گروهی یا فردی با کودکان به میوه‌فروشی بروید. اجازه بدهید میوه‌ها را خوب نگاه کنند، لمس کنند، بو کنند و انتخاب میوه‌ها را به آن‌ها واگذار کنید. حواستان باشد که بهتر است میوه‌هایی که در داستان آمده حتماً جزو انتخاب‌ها باشد و اگر بچه‌ها آن‌ها را انتخاب نکردند، خودتان آن‌ها را انتخاب کنید (سیب قرمز، سیب زرد، سیب ترش، موز و توت‌فرنگی). می‌توانید در فرایند خرید میوه نیز آن‌ها را سهیم کنید تا در فرایند سواد مالی نیز قرار بگیرند (می‌توانید مجموعه‌ی هوش مالی را تهیه کنید: پول چیست؟، پس‌انداز پول، پول درآوردن، خرج کردن پول). می‌توانید در مسیر برگشت درباره‌ی میوه‌ها گفت‌و‌گو کنید و هرکس از میوه‌ی موردعلاقه‌اش بگوید. طعم و رنگ و عطری که هر میوه دارد و اینکه دوست دارد میوه‌ی موردعلاقه‌اش را چطور بخورد؟ با پوست؟ بدون پوست؟ خردشده یا درسته؟ پخته‌شده یا نپخته؟ دوست دارد با میوه‌ی‌ موردعلاقه‌اش کیک یا دسر درست کند؟

به خانه یا مهدکودک برگردید. میوه‌ها را با مشارکت کودکان بشویید و خشک کنید. حالا دور هم جمع شوید. وقت خواندن کتاب فرارسیده است.

 

سه

کتاب را بلندخوانی کنید. توجه کودک را به طرح جلد، پشت جلد، لوگوی ناشر، اسم نویسنده و تصویرگر کتاب، حالت چهره‌ی کودکی که روی جلد و پشت جلد کتاب است،  جلب کنید. (به نظرت اینجا چه احساسی داره؟ چرا خوشحاله؟ اینجا چرا ناراحت به نظر می‌رسه؟ بریم ببینیم داستانش چیه…)

 

پس از خواندن کتاب

 

می‌توانید درمورد این موضوعات با کودکان گفت و گو کنید:

* به نظرت چرا بچه‌ی توی داستان ناراحت و عصبانی شده بود؟

* تاحالا سالاد میوه خورده‌ای؟ یا آن را درست کرده‌ای؟

* تو اگر یکی بهت می‌گفت خوب نیستی، چه احساسی پیدا می‌کردی؟

* به نظرت چه چیزی حال بچه‌ی توی داستان را بهتر کرد؟

* تو چه طعم سیبی را دوست داری؟ اصلاً چه طعم میوه‌ای موردعلاقه‌ی توست؟ (بهتر است از میان میوه‌هایی که خودشان تهیه کرده‌اند، چند تا را امتحان و درباره‌ی طعمشان گفت‌و‌گو کنند. چند نمونه خوراکی‌های طعم‌دارتر هم می‌توانید از قبل آماده کنید تا درباره‌ی تفاوت طعم‌ها بهتر گفت‌و‌گو کنید. مثلاً یک لواشک خیلی ترش، خیار زیادی نمک‌زده، مربای شیرین و…)

* می‌توانید کودکان را در قالب چند گروه با کاربرد میوه‌ها آشنا کنید. هر گروه مأموریتشان تهیه‌ی یک خوراکی از میوه‌ای است که برای آن گروه انتخاب شده است. از گروه بپرسید که به نظرتان با این میوه چه خوراکی‌هایی می‌توانیم درست کنیم؟ بعد برگه‌ی طرز تهیه را به گروه بدهید تا با مشارکت یکدیگر و تسهیلگری شما خوراک را آماده کنند (پن‌کیک میوه‌ای، سالاد میوه، لواشک میوه‌ای، مربا، کمپوت میوه، تارت میوه‌ای، کیک میوه‌ای، بستنی میوه‌ای، ژله‌ی میوه‌ای و… ).

 

* یک مدل فعالیت دیگر که مناسب برگزاری رویداد کتاب است:

 

برای این کتاب می‌توانید یک مهمانی خوشمزه برپا کنید!

روی میز انواع میوه‌ها را بچینید. دو سبد یا کاسه‌ی بزرگ در دو سر میز قرار دهید. بچه‌ها قرار است با گفت‌و‌گو و همفکری با یکدیگر میوه‌ها را سوا کنند. یک سبد مخصوص لواشک ‌پختن و یک سبد مخصوص سالاد میوه است. پس از اینکه همه‌ی میوه‌ها در سبدهایشان قرار گرفتند، کمی درباره‌ی دلایل انتخاب بچه‌ها و قرارگیری هر میوه در سبد مخصوص گفت‌و‌گو کنید. حالا بچه‌ها در قالب دو گروه درگیر فعالیت تهیه‌ی لواشک و سالاد میوه می‌شوند.

(می‌توانید مایه‌ی آماده‌شده‌ی لواشک را در ظرف‌های کوچک به بچه‌ها بدهید تا با خودشان به خانه ببرند و فعالیت را با خشک‌کردن لواشک در سینی در خانه دنبال کنند.)

در پایان رویداد سالاد میوه‌ی درست‌شده را نوش جان می‌کنند و درباره‌ی طعم‌هایی که می‌چشند و احساسشان حرف می‌زنند. (می‌توانید از بچه‌ها بخواهید تا طعمی که احساس می‌کنند را به تصویر دربیاورند. رنگ انگشتی در اختیارشان بگذارید تا سبد میوه‌ای که روی دیوار کشیده شده را رنگی کنند. مثلاً چشیدن طعم موز برایشان چه رنگی است؟ یا به نظرشان وقتی سیب ترش می‌خورند احساسشان چه رنگی است؟)

طراح فعالیت:
سارا پورنجاتی؛ گروه مردمک

قدرت-اراده-در-دنیای-کوچک‌ها-خبر

کرمی که عقاب را نجات داد؛ قدرت اراده در دنیای کوچک‌ها

کرمی که عقاب را نجات داد تنها داستانی کودکانه نیست، بلکه مانیفستی است برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای شناخت ارزش هر موجود، فارغ از جثه و ظاهرش. داستان  به اهمیت دوستی، همدلی و قدرت اراده در مواجهه با چالش‌ها می‌پردازد. این کتاب تصویری، نه تنها داستانی جذاب را روایت می‌کند، بلکه با زبانی ساده و تصاویر دلنشین، به ما یادآوری می‌کند که:

ویژگی‌های کتاب کرمی که عقاب را نجات داد

در دنیایی که اغلب، بزرگی و قدرت ظاهری مورد توجه قرار می‌گیرد، «کرمی که عقاب را نجات داد» به ما یادآوری می‌کند که هر موجودی، حتی کوچک‌ترین آن‌ها، ارزشی بی‌بدیل دارد و می‌تواند نقشی مهم در جهان ایفا کند. این کتاب، دعوتی است برای دیدن زیبایی‌ها و توانمندی‌های پنهان در هر موجود، و برای احترام به تنوع و گوناگونی خلقت.

دوستی و همدلی، مرزها را در هم می‌شکند

در داستان «کرمی که عقاب را نجات داد»، حیوانات مختلف، با وجود تفاوت‌ها و حتی دشمنی‌های طبیعی‌شان، برای نجات عقاب با هم متحد می‌شوند. این کتاب نشان می‌دهد که دوستی و همدلی، قدرتی فراتر از هر مانعی دارد و می‌تواند مرزها را در هم بشکند. همچنین بیاموزیم که چگونه با دیگران، فارغ از تفاوت‌هایشان، همدلی کنیم و برای کمک به یکدیگر، دست در دست هم دهیم.

قدرت اراده، محدودیت‌ها را از میان برمی‌دارد

کرم کوچک، با وجود جثه‌ی کوچک و ناتوانی ظاهری‌اش، با اراده‌ی قوی خود، تلاش می‌کند عقاب را نجات دهد. این کتاب، به ما نشان می‌دهد که قدرت اراده، می‌تواند محدودیت‌ها را از میان بردارد و ما را به اهدافمان برساند. ما باید به خود و توانایی‌هایمان باور داشته باشیم و با اراده‌ای راسخ، برای رسیدن به رویاهایمان تلاش کنیم.

همکاری، کلید موفقیت است! 

نجات عقاب، تنها با همکاری و همیاری حیوانات مختلف امکان‌پذیر می‌شود. همکاری، کلید موفقیت در بسیاری از امور است. این که چگونه با دیگران همکاری کنیم، از توانمندی‌های یکدیگر بهره ببریم و با هم، به اهداف مشترکمان دست یابیم، درونمایه این داستان تصویری زیباست.

تعامل با طبیعت، احترام به طبیعت

داستان در دل طبیعت رخ می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که طبیعت، خانه‌ی مشترک همه‌ی موجودات است. احترام به طبیعت، محافظت از آن و تلاش برای حفظ تعادل و زیبایی آن نیاز جامعه بشری امروز است که به خوبی در این کتاب به تصویر کشیده شده است.

کودکان، معماران آینده‌اند

این کتاب، با زبانی ساده و تصاویر جذاب، برای مخاطب کودک طراحی شده است. ما به کودکان، به عنوان معماران آینده، ایمان داریم. آن‌ها با ذهن‌ خلاق خود می‌توانند دنیایی بهتر برای خود و دیگران بسازند. دادن خوراک بصری مناسب به کودک از سال‌های اولیه کودکی، زمینه‌سازی برای بروز خلاقیت او می شود.

داستان‌ها، چراغ راه زندگی‌اند…

«کرمی که عقاب را نجات داد»، تنها یک داستان نیست، بلکه چراغ راهی است که به ما نشان می‌دهد قدرت تخیل، قدرت کلمه و قدرت قصه‌ می‌تواند از ما انسان‌هایی مهربان‌تر، همدل‌تر و توانمندتر بسازد. این داستان دعوتی است برای دیدن جهان با چشمانی بازتر، برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای احترام به هر موجودی، فارغ از جثه و ظاهرش، برای ساختن دنیایی بهتر.

اهمیت کتاب‌های تصویری برای کودکان 

کتاب‌های تصویری، نقش مهمی در رشد و تکامل کودکان ایفا می‌کنند. این آثار، با بهره‌گیری از تصاویر رنگارنگ و جذاب، داستان‌ها را به شکلی ملموس و قابل فهم به کودکان ارائه می‌دهند. در واقع، تصاویر، زبان بصری قدرتمندی هستند که می‌توانند مفاهیم پیچیده را به سادگی به کودکان منتقل کنند.

فواید کتاب‌های تصویری برای کودکان

کتاب‌های تصویری، با استفاده از واژگان ساده و جملات کوتاه به کودکان کمک می‌کنند تا دایره لغات خود را گسترش دهند و با ساختار جملات آشنا شوند. تصاویر، به کودکان کمک می‌کنند تا مفاهیم انتزاعی را به شکل ملموس درک کنند و مهارت‌های حل مسئله و تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.

درهم‌تنیدگی متن و تصویر در کتاب‌های تصویری، به مخاطب کمک می‌کند تا با احساسات مختلف آشنا شود و مهارت‌های همدلی و مدیریت احساسات خود را تقویت کند. همچنین فرصتی برای کودکان فراهم می‌کنند تا با مفاهیم اجتماعی مانند دوستی، همکاری و احترام به دیگران آشنا شوند.

کتاب‌های تصویری، با جذابیت بصری خود، کودکان را به کتابخوانی علاقه‌مند می‌کنند و زمینه‌ساز عادت به مطالعه در آن‌ها می‌شوند.

درباره کتاب «کرمی که عقاب را نجات داد»

این کتاب، داستان زندگی کرمی را روایت می‌کند که با وجود جثه‌ی کوچکش، اراده‌ای بزرگ دارد؛ اراده‌ای به وسعت عشق. کرم در مزرعه‌ای پر از گل‌های آفتابگردان زندگی می‌کند و رویای پروانه شدن را در سر می‌پروراند.

داستان به چرخه‌ی زندگی و رواج  و سرایت زیبایی اشاره دارد. این داستان بیانگر آنستکه هیچ‌گاه نباید قدرت اراده و تلاش خود را دست کم بگیریم و همواره برای کمک به دیگران آماده باشیم.

روزی، عقابی در مزرعه گرفتار می‌شود و کرم کوچک، با کمک دوستانش، از جمله بلبل، سمور و مار ناخواسته عقاب را از خطر نجات می‌دهند. در این داستان، هر کدام از حیوانات، شکاری برای دیگری به حساب می‌آیند، اما یک قطره شبنم، بازی را عوض می‌کند.

بلبل از آن بالای بالا آفتابگردان را دید.

رویش یک لکه بود.

دهان بلبل آب افتاد…

ببخشید، منقارش!

بلبل دید پوست آن چیز خوشمزه چقدر قشنگ است!

با خودش گفت:«ببین چطوری روی گل دراز کشیده! انگار دارد خودش را توی شبنم نگاه می‌کند.»

بلبل چشم‌هایش را بست و زد زیرِ آواز.

چرا این کتاب برای فرزندان شما مناسب است؟

داستان، جذاب و پرکشش است و مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. تصاویر زیبا و دلنشین مکمل متن و گاه افزایشی هستند و به درک بهتر داستان کمک می‌کنند.

در مجموع تعامل مخاطب با این کتاب منجر به تقویت مهارت‌های زبانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی او شده و ایجاد علاقه به کتابخوانی در مخاطب را تقویت می‌کند.

درباره نویسنده

حمیدرضا توکلی ادب‌پژوه ایرانی و استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه سمنان است. او در حوزه‌های روایت‌شناسی متون کهن، مثنوی، متون عرفانی، شاهنامه و ادبیات کودکان فعال است.

درباره تصویرگر

دلارام فقانی، تصویرگر کتاب کودک است. او عضو انجمن تصویرگران ایران و شورای کتاب کودک است. کارشناسی تصویرسازی دارد و دبیر آموزش و پرورش است. از موفقیت‌های این تصویرگر خوش‌ذوق می‌توان به حضور وی در نمایشگاه‌های داخلی و راه یافتن به فستیوال‌های بین‌المللی(لاگاریمبا ۲۰۲۲، گلددن‌پن ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ و…) اشاره کرد.

 

مرجان ریحانیان؛ آوانگارد

مادرم زاغچه – گفت‌وگو

گفت‌وگو با فرزانه رحمانی درباره‌ی «مادرم زاغچه»؛ چه‌چیز وحشتناک‌تر و غیرمنتظرانه‌تر از اتفاق اصلی!

فرزانه رحمانی، نویسنده داستان مادرم زاغچه ایده‌ی داستان را از تجربه‌ی مرگ مادر خود گرفته و درباره‌ی اینکه چرا شروع داستانش کوبنده است گفت: فکر می‌کنم همه نویسنده‌ها می‌دانند که اگر بخواهند مخاطب به قلاب داستان‌شان گیر کند، باید شروع متفاوتی داشته باشند و چه‌چیز وحشتناک‌تر و غیرمنتظرانه‌تر از اتفاق اصلی!

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ اتفاق‌ها در دنیای نوجوانان مانند هیچ‌کجای دیگر نیست. باید نوجوان بود تا فهمید خوشحالی یک نوجوان چه نوع خوشحالی است، گریه‌اش واقعا برای چیست و دردها چه اثراتی بر جسم و روانش دارد. «مادرم زاغچه» هم نمی‌خواهد از بیرون دنیای نوجوانان را ببیند. این کتاب که نشر طوطی (کودک‌ونوجوان انتشارات فاطمی) منتشر کرده است با داستان تأمل‌برانگیز و حزن‌آورش سعی دارد درد را از نگاه نوجوان ببیند؛ همان دردی که خودِ نوجوان تحمل می‌کند نه کسی دیگر. برای درک کردن چرایی و چگونگی نوشتن این داستان هم چه راهی بهتر از صحبت با نویسنده‌اش؟ در ادامه گفت‌وگوی ما با فرزانه رحمانی، نویسنده این داستان نوجوان را می‌خوانید:

داستان «مادرم زاغچه» بر مبنای چه اتفاق یا دغدغه‌ای نوشته شد؟

همه‌ی ما تجربه‌ی از دست دادن عزیزی را داشته‌ایم. برای خود من تجربه‌ی از دست دادن مادرم خیلی سخت بود و روزهای بسیار بدی را گذراندم. همیشه فکر می‌کردم چطور می‌شود با فقدان کنار آمد. برای بزرگسالان درک این موضوع سخت است و برای کودک و به‌ویژه نوجوان سخت‌تر است. فقدان فقط از دست دادن کسی یا عزیزی نیست؛ گاهی فقدان در نبود یک رابطه‌ی درست شکل می‌گیرد؛ مثل فقدان پدر در زندگی شباهنگ که به دلیل عدم ارتباط درست شکل گرفته بود و این میان ضرورت کمک گرفتن مشاور یا روانکاو برای اصلاح این ارتباط و درک مفهوم از دست دادن هم، مهم است.

 

زاغچه چطور در داستان‌تان جای گرفت؟

در همان روزگار بدی که بعد از مرگ مادرم گذراندم روی هره‌ی پنجره‌ی خانه‌ام زاغچه‌ای لانه ساخت. تمام توصیفی که از ساختمان و لانه ساختن زاغچه در داستان نوشته‌ام، واقعی است. من ساعت‌ها از پشت پنجره زاغچه را تماشا می‌کردم. برایش آب و دانه می‌گذاشتم، حتی شکلات تلخ هم گذاشته‌ام و او خورده؛ برای اینکه زاغچه‌ها همه‌چیزخوارند. کم‌کم الفتی بین من و این پرنده‌ی باهوش شکل گرفت؛ طوری که هر روز صبح منتظر بودم تا او صفیرکشان در نورگیر خانه‌ام پیدایش شود و شاید باور نکنید حضورش چقدر حالم را بهتر کرد. زاغچه را فرشته‌ای می‌دانستم که مأموریت بهتر شدن حالم را دارد. برای همین برای بهتر شدن حال شباهنگ از او و از تجربه‌ی زیسته خودم کمک گرفتم.

 

چرا داستان را این‌طور غیرمنتظره و بهت‌آور شروع کردید؟

فکر می‌کنم همه‌ی نویسنده‌ها می‌دانند که اگر بخواهند مخاطب به قلاب داستان‌شان گیر کند باید شروع متفاوتی داشته باشند و چه‌چیز وحشتناک‌تر و غیرمنتظرانه‌تر از اتفاق اصلی!

 

ما واقعاً درباره‌ی مرگ و ماهیت آن و بار روانی‌ای که بر دوش انسان باقی می‌گذارد چیزهای زیادی نمی‌دانیم؛ مگر اینکه با مرگ یک عزیز لمسش کنیم. چرا برای روایت از مرگ و اثرات آن بر یک نوجوان، از مرگ مادر استفاده کردید؟

راستش قصدم ناراحت کردن مخاطب نبوده است؛ اما احتمالاً شما هم شنیده‌اید که می‌گویند مرگ فرزند سخت‌ترین است. شاید به این دلیل که ادامه‌ی آدمی ناگهان از بین می‌رود؛ اما به گمانم مرگ والدین به‌ویژه مادر هم بسیار سخت است؛ چرا که سرمنشأ از بین می‌رود. دلیلم برای انتخاب مرگ مادر هم شاید به تجربه‌ی خودم برگردد.

و اینکه شباهنگ می‌گوید: «مامان درگذشته بهتر از مامان مُرده است.» شاید به این دلیل است که برای شباهنگ مادرش ویژه‌ترین آدم زندگی‌اش است و شاید دلش مرگی متفاوت‌تر برای او می‌خواست مثل تفاوت دو کلمه درگذشته و مُرده.

 

مادر شباهنگ علاقه‌ی زیادی به کتابخوانی داشته است و این را می‌توان در کتاب‌هایی که داشت و بازی‌هایی دید که سعی می‌کرد با بچه‌ها در این‌باره انجام دهد. گفتن از مادری که کتاب می‌خواند مدنظر شما بود یا گفتن از خودِ کتاب خواندن؟

در شخصیت‌پردازی، مادر شباهنگ آدم تحصیل‌کرده و کتابخوانی شد؛ چون خودم عاشق کتاب خواندنم و فکر می‌کنم باید رفتار کتابخوانی را در جامعه ترویج دهیم و آن را به نمایش بگذاریم و برای نمایش آن چه جایی بهتر از کتاب و رسانه. از طرفی با آوردن اسم کتاب‌هایی که دوست داشتم می‌خواستم نوجوان کنجکاو مخاطبِ کتاب، برود دنبال خواندن آن‌ها.

 

شباهنگ در این داستان نوجوانی است که می‌فهمد؛ همه‌چیز را. ما در ادبیات نوجوان ایران چقدر به نشان دادن این نوجوانان به خودشان و به بزرگ‌ترها نیاز داریم؟

نوجوانیِ بچه‌های امروز با نوجوانیِ هم‌نسلان من به واسطه‌ی اطلاعاتی که آن‌ها از انبوه کتاب‌هایی که می‌خوانند، فیلم‌هایی که می‌بینند و از همه مهم‌تر رسانه، بسیار متفاوت است. من خود پانزده‌ساله‌ام را با فرزند پانزده‌ساله‌ام که مقایسه می‌کنم می‌بینم که در مقابل او خردسالم. پس ساده‌انگارانه است که آن‌ها را مثل نوجوانی خودم نشان دهم. آن‌ها می‌توانند استدلال کنند و انتظار دارند ما هم آن‌ها را به شدت جدی بگیریم، بشنویم‌شان، ازشان کمک بگیریم و همراه‌شان باشیم. ما باید فاصله‌مان را با نوجوان امروز کم کنیم تا بتوانیم بر اساس نیاز و خواسته‌هایشان برنامه‌ریزی کنیم و آن‌ها را رشد دهیم.

 

خبرگزاری ایبنا

sit

پرورش تفکر انتقادی در کودکان؛ مهدی رجبی

در میان انواع کتاب‌های تصویری، دسته‌ای وجود دارند که اگرچه، داستان خاصی را روایت نمی‌کنند اما شیوه‌‌ی روایت‌گری و تصویرسازی‌شان، تجربه‌ی‌‌ خوانشی خوشایند را برای مخاطب فراهم می‌کند. کتاب آنچه ما را انسان می‌کند روایتی است شیرین از چیستی مفهوم زبان، مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزار تفکر انسانی که هنوز هم مبدأ دقیقی برای آغاز آن مشخص نشده.

در این کتاب، نویسنده و تصویرگر کوشیده‌اند با ارائه‌ی‌ روایتی جذاب و خلاقانه درباره‌ی‌ ویژگی‌های مفهومی زبان به عنوان عامل تفکر و ارتباط بین انسان‌ها، نوعی تعلیق داستانی را هم در متن بگنجانند. راوی انتزاعی این داستان تا انتها خودش را معرفی نمی‌کند و فقط به شرح نشانه‌ها و کاربرد خودش در زندگی انسان‌ها و تمدن می‌پردازد.

مثلاً جایی می‌گوید با نابودی یکی از نمونه‌های من، شاید یک فرهنگ برای همیشه نابود شود. یا در جایی دیگر، تصویری از یک نوزاد را می‌بینیم که کلاف کاموایی را دست گرفته و بعد او را در پنج مرحله‌‌ی بعد و تا پیری و ضعف می‌بینیم که دوباره و با حالتی حیران و سرگشته، رشته‌ی‌ کاموا را به دست گرفته است. راوی می‌گوید: «وقتی بچه بودی من را خوب نمی‌شناختی. با گذشت زمان با من بیشتر و بیشتر آشنا شدی، اما وقتی پیر شوی، باز هم ممکن است فراموشم کنی.»

این سبک خلاقانه‌ی‌ روایت و تصویرگری برای پرورش تفکر انتقادی و خلاق در کودکان و خصوصاً در شناخت مفاهیمی انتزاعی مانند زبان بسیار مفید است. فکر می‌کنم جای این‌گونه کتاب‌ها در بازار نشر ایران بشدت خالی باشد.

 

مهدی رجبی؛ نویسنده و مترجم

روزنامه‌ی ایران، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

photo_2025-07-01_09-15-52

با جنگ بجنگ؛ کتاب‌هایی در ستایش صلح…

گاهی‌وقت‌ها شرایط این‌قدر پیچیده می‌شود که درک آن برای بزرگ‌ترها هم سخت چه برسد به کودکان و نوجوانان.  گاهی نمی‌دانیم این شرایط چه تأثیری روی ما و دیگران می‌گذارند. مثل این روزها که همگی روزهای سختی را می‌گذرانیم اما دل‌هایمان پیش هم است.
اگر کتاب‌ها را ورق بزنیم به ما خواهند گفت که آینده روشن است.

حق دارم کودک باشم زمزمه‌ی شاعرانه‌ی حقوق است برای کودکان که با زبانی ساده و تصاویری پرمفهوم برای والدین و کودکان روشن می‌کند بچه‌های دنیا چه حقوقی دارند.

مشت‌زنی که با همه‌چیز در جنگ بود و به همه‌چیز مشت می‌زد، ناگهان روزی دید که دیگر چیزی برای مشت‌زدن نمانده و صدای هورای کسی را نمی‌شنود. او تنهای تنها شده بود!

هر مشکلی راه‌حلی دارد. روبه‌رو شدن با دشمن دیرینه برای موش به این سادگی‌ها نیست، اما موش که عاشق تماشای خورشید است راه‌حلش را پیدا می‌کند. او یک کار خیلی مهم دارد، حتی وقتی با مار آتشین قرمز روبه‌رو می‌شود!

یک جنگجوی جوان در سرزمینی کوچک وسط آب‌های دور ناگهان با دشمن روبه‌رو می‌شود، دشمنی که می‌خواهد سرزمین جنگجو را بگیرد و او را از آنجا بیرون کند. آیا می‌شود با چنین دشمنی به صلح رسید، جنگجو راه‌حل‌های بامزه‌ای دارد!

وقتی مردم دو سیاره درباره‌ی نقشه‌ی آسمانشان به توافق نمی‌رسند چه اتفاقی می‌افتد؟ درست است، مردمی که در صلح و صفا زندگی می‌کردند ناگهان علیه هم شورش می‌کنند. درحالی‌که فقط کافی است زاویه‌ی تلسکوپشان را کمی تغییر دهند.

درگیری و تنش می‌تواند بین دو برادر هم اتفاق بیفتد. وقتی‌که برادر کوچک فکر می‌کند در خانه جایی برای او وجود ندارد و همه‌چیز برای برادر بزرگ فراهم است، اما ناگهان برادر بزرگ واقعاً از جنگ برمی‌گردد. حالا وقت صلح است!

وقتی یک خواهر و برادر به‌خاطر شرایط جنگی مجبور می‌شوند از خانه‌شان سفر کنند با چه چالش‌هایی روبه‌رو خواهند شد؟ جهانگردها راز سفرهای طولانی و عجیب‌وغریب را می‌دانند. چطور است جهانگرد شوند؟

وقتی آدم‌ها با هم بحث و گفت‌وگو می‌کنند، معمولاً مشکلشان زود حل می‌شود. اما اگر گروهی از مردم یا بعضی  کشورها نتوانند با گفت‌وگو مشکلاتشان را حل کنند، شروع می‌کنند به جنگیدن و این‌طوری درگیری آغاز می‌شود. درگیری ممکن است زندگی آدم‌ها را برای همیشه عوض کند!

روزی روزگاری شش مرد در جستجوی سرزمینی بودند که در صلح و آرامش بتوانند در آن کار و زندگی کنند. آن‌ها سرانجام سرزمینی را که دنبالش بودند، پیدا کردند. اما فکر می‌کنید چقدر توانستند سرزمین‌شان را در صلح نگه دارند؟

برای مانو، جنگ یک بازی است که با خاموش شدن صفحه‌ی کامپیوتر به پایان می‌رسد. برای اونام، جنگ واقعیتی است که از پایان آن بی‌خبریم.

داستانی تأثیرگذار از زندگی دو کودک به‌طور موازی، در دو نقطه‌ی جهان با بیان ساده، عمیق و شعرگونه.

کرم کوچولو وقتی می‌خواست جای برگ، گلبرگ بخورد فکرش را هم نمی‌کرد که بتواند عقابی را نجات بدهد؛ گل‌های آفتابگردان هم همین‌طور. اصلاً مگر می‌شود همه‌چیز دست‌به‌دست هم بدهند و عقاب نجات پیدا کند؟ زنجیره‌ی شکار را می‌توان متوقف کرد؟

اَحمِت وقتی در سوریه جنگ شد و مجبور شد از سرزمینش به بریتانیا پناهنده شود، فکرش را هم نمی‌کرد دوستانی این‌قدر صمیمی پیدا کند. دوستانی که دست به دست هم می‌دهند تا به کمک کنند پدرومادرش را پیدا کند. مگر صلح چیزی غیر از این است؟

این‌طرف و آن‌طرف یک کوه باشکوه، مردم دو شهر زندگی می‌کنند. سال‌ها و سال‌هاست که مردمان دو طرف کوه با هم دعوا دارند، دعوایی تمام‌نشدنی.

این‌طرفی‌ها می‌گویند خورشید از دریا طلوع می‌کند و پشت کوه غروب می‌کند.

آن‌طرفی‌ها می‌گویند خورشید از پشت کوه طلوع می‌کند و در جنگل غروب می‌کند.

این دعوا ادامه دارد تا روزی که…

به‌راستی، خورشید از کجا طلوع می‌کند؟

خرید کتاب‌ها

IMG_20250516_155039 [@tutibooksir]

گزارش تصویری نمایشگاه کتاب ۱۴۰۴

سی‌وششمین نمایشگاه کتاب تهران نیز در هوای اردیبهشتی دیگری به پایان رسید و نفس ما پر شد از عطر خاطرات دلنشین همراهی با شما.
دوباره دوستان قدیمی را دیدیم و دوستان جدیدی پیدا کردیم و همین دیدارها دلخوشی ماست برای انتشار کتاب‌های باکیفیت و خواندنی.

بچه‌های طوطی هم در نمایشگاه حضوری و هم در نمایشگاه مجازی تلاش کردند تا در کنار شما قصه‌هایی خوش بنویسند.

به انتظار دیدار دوباره‌ی شما و خلق تصاویری صمیمی در رویدادهای پیش‌رو خواهیم بود به امید روزهایی درخشان.

gorbe [@tutibooksir]

روایت «همه‌ی آن‌ها یک گربه دیدند» با گویش‌ها و زبان‌های مختلف ایرانی

 

کتاب‌های طوطی (بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) با همکاری موزه‌ی ملی علوم و فناوری، ۹ روایت از کتاب «همه‌ی آن‌ها یک گربه دیدند» به گویش‌ها و زبان‌های مختلف  ایرانی (بلوچی، ترکی، سیستانی، عربی، فارسی کابلی، فارسی، کردی کلهری، گیلکی رشتی، لری هندیجانی) آماده کرده است که می‌توانید آن‌ها را ببینید و بشنوید.

 









 

لحظات-جادویی

لحظات جادویی ارتباط؛ خوانشی شناختی از داستان «غول‌بوس‌کن حرفه‌ای»

چرا داستان «غول‌بوس‌کن حرفه‌ای»، داستانی مهم است؟

«کاش غیر از من و تو

هیچ‌کس باخبر از ما نشود

نوبت بازی ما باشد و دیگر هرگز

نوبت بازی دنیا نشود»

                                زنده یاد افشین یداللهی

 

۱

غول ازجمله موجودات و شخصیت‌های ذهن‌ساختی است که در فرهنگ کودکی و ادبیات کودک قدمتی دیرینه دارد. غول به‌واسطه‌ی ترسی که برمی‌انگیزد، در فرهنگ پیشامدرن کودکی نقشی بازدارنده در برابر تمرّد کودک دارد و همچون ابزاری در دست بزرگسالان برای مهار کودک و بازیگوشی‌هایش به کار می‌رود. اما غول در ادبیات کودک مدرن دچار دگردیسی شده است. چندان‌که از خصلت خوف‌انگیز آن آشنایی‌زدایی (defamiliarization) شده است و در اغلب داستان‌ها غول و مخاطب کودک به همزیستی رسیده‌اند. ترکیب وصفی «غول مهربان» شاید آشناترین و پربسامدترین ترکیب در این نوع همزیستی‌ها باشد.

 

فرمالیست‌ها شگرد آشنایی‌زدایی را مفهومی زمانمند می‌دانند و بر این باورند که استفاده‌ی مکرر از یک شگرد برای آشنایی‌زدایی در طول زمان متمادی، کارکرد خود برای آشنایی‌زدایی را از دست می‌دهد. بنابراین «فرم نو برای این می‌آید تا فرم پیشین را- که دیگر کفایت لازم را ندارد- از میان بردارد و جانشین آن شود.»(۱) شاید امروزه «غول مهربان» به‌اندازه‌ی یکی‌دو دهه‌ی گذشته توجه و تعجب مخاطب کودک را برنینگیزد. گویی مفهوم غول نیاز به شگردهایی جدیدتری برای زدودن غبار عادت مخاطب از خود دارد. داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای نوشته «علی‌اصغر سیدآبادی» با تصویرگری «رضا دالوند» نمونه‌ای موفق در این زمینه است.

 

غول در این داستان هم وجود دارد و هم وجود ندارد. وجود دارد، چون سوژه‌ی ذهنی مشترک دو شخصیت داستانی است و وجود ندارد، چون به‌عنوان شخصیت داستانی مطرح نیست. بدین ترتیب غول این داستان به‎رغم حفظ ویژگی‎های سنتی و کلیشه‎ای خود، از جایگاه عادی‎اش تنزل پیدا می‎کند و بدل به مفهومی برای بازی کردن می‎شود.

 

۲

غول‌بوس‌کن حرفه‌ای داستانی شخصیت‌محور نیست. چندان‌که دو شخصیت داستان یعنی پدر و پسر، بی‌نام هستند. آن‌ها در این داستان تیپ و نوع هستند: تیپ والد و تیپ فرزند.

 

موضوع و پیرنگ داستان فراگیرتر از آن است که محتاج شخصیتی خاص با ویژگی‌های منحصربه‌فرد باشد. حتی پدر و پسر بودن دو شخصیت داستان نیز نقشی در پیرنگ داستان ندارد و صرفاً کنش‌های فیزیکی موجود در پیرنگ، با پدر و پسر بودن آن‌ها تناسب بیشتری دارد تا مادر و دختر بودنشان. درونمایه و کارکرد شناختی اثر نیز با وجود تیپ در داستان سازگارتر است تا وجود شخصیت. داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای، داستانی‌ست برای تمامی فصول و برای هر والد و فرزندی، فارغ از هر مشخصه و تمایزی.

 

غول‌بوس‌کن حرفه‌ای روایتی‌ست از شکل‌گیری رابطه‌ی بین والد و فرزند در قالب یک بازی که درنهایت منجر به پیوندی عاطفی و ایمن بین آن‌ها می‌شود. این داستان سه ویژگی دارد:

 

ویژگی نخست، لذت عام خواندن است که با هیجان و عاطفه‌ی نهفته در متن مرتبط است. مخاطب در هیجان نهفته در متن غوطه‌ور می‌شود و در همان حال به کندوکاو در آن ادامه می‌دهد.

ویژگی دوم، لذت مخاطب از بازیگونه بودن داستان است که با قابلیت اجرایی داستان مضاعف می‌شود.

ویژگی سوم، توان بالای داستان برای ثبت در حافظه و بدل شدن آن به خاطره در ذهن مخاطب است که به‌واسطه‌ی دو ویژگی قبلی مضاعف می‌شود.

 

خلاصه‌ی داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای از این قرار است:

 

پسری از پدرش می‌خواهد که با یکدیگر «غول‌بازی» کنند. پدر می‌پذیرد و دستان خود را مثل غول بالا می‌برد و صورتش را کج‌و‌کوله می‌کند و می‌گوید: «الان می‌خورمت». پسر اندکی می‌ترسد و می‌گوید: «تو نمی‌توانی من را بخوری.»، «چون من یک غول‌خوارم.» این بار پدر می‌ترسد و می‌پرسد: «غول‌خوار دیگر چه شکلی است؟» و پسر پاسخ می‌دهد: «این شکلی!» و داستان به تصویر ارجاع داده می‌شود. پدر پاسخ می‌دهد که تو نمی‌توانی من را بخوری و در بیان علت آن می‌گوید: «چون من غول‌خوارخوار هستم.» و…. داستان با تکرار چندباره‌ی این دیالوگ‌ها و کنش و واکنش‌های کلامی و غیرکلامی بین پدر و پسر ادامه می‌یابد و با درآمیختن بازی و خنده، به بوسه و آغوش ختم می‌شود.

 

 

۳

تفکیک روایت از بازی در این داستان دشوار است. غول‌بوس‌کن حرفه‌ای روایتی‌ست از یک بازی و درعین‌حال بازی‌ای است که لباس روایت بر تن کرده است. داستان قابلیت نمایش و اجرا دارد، به‌نحوی که می‌توان آن را به سهولت و بی‌آنکه نیاز به امکانات ویژه‌ای داشته باشد، در همه‌جا و در هر موقعیتی اجرا کرد. داستان دعوتی‌ست به بازی، اما نه هر بازی‌ای. غول‌بوس‌کن حرفه‌ای روایت‌گر بازی خاصی است که مهم‌ترین ویژگی آن ایجاد ارتباط و تعامل بین‌فردی است. اما بازهم نه هر نوع ارتباط و تعاملی. غول‌بوس‌کن حرفه‌ای روایتی‌ست از ارتباط و تعاملی «همسو» بین بازیگران، اما نه هر نوع بازیگری. بازیگران غول‌بوس‌کن حرفه‌ای والد و فرزندی هستند که به‌واسطه‌ی ارتباط و تعامل «همسو» بین آن‌ها، شکل‌گیری و برقراری پیوند میسّر می‌شود، اما نه هر پیوندی، تنها پیوندی که ایمن است و سازنده.

 

به همه‌ی این دلایل، داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای را می‌توان از زاویه‌ی تأثیر رابطه‎های بین‌فردی و درون‎خانوادگی بر رشد ذهنی و مغز کودکان واکاوی کرد. ازآنجایی‌که چگونگی و چندوچون این تأثیر، موضوع مورد مطالعه‌ی شناخت‎گرایان و عصب‎شناسان است، این واکاوی خوانشی توأمان از اثر، با رویکردی شناختی و عصب‎شناسانه خواهد بود.

 

براساس این دو رویکرد، دنیای اجتماعی و روابط بین‌فردی و تجربه‏های برآمده از آن‏ها برای کودک، به‌ویژه در سال‌های نخست زندگی‌اش، در کیفیت و کمیت رشد ذهن و مغز کودک نقش‌آفرین هستند. به عبارت دقیق‌تر «اتصال بین سلول‌های عصبی فرایندهای ذهنی را خلق می‌کند و تجربه باعث شکل‌گیری این اتصالات در مغز می‌شود. بنابراین تجربه‌ی ذهن را شکل می‌دهد.» (۲) تأثیر روابط بین‌فردی و درون‎خانوادگی بر رشد ذهن دوگانه است. برخی روابط می‎توانند تأثیری مخرب و برخی دیگر، تأثیری سازنده از خود به جا بگذارند. بنابراین تجربه‌های کودک با والدین می‌تواند دو پیامد داشته باشد: نخست، رابطه‎ی امن با کودکان. دوم، رابطه‌ی ناامن با کودکان.

 

آنچه تعیین‎کننده است، نوع و الگوهای تکراری تعامل‎ها و روابط و نوع تجربه‎هایی است که از این نوع روابط تکرارشونده عاید کودک می‌شود. یعنی الگوهایی که حاصل سبکی از والدگری‌اند و درنتیجه بیش از انواع دیگر تکرار می‌شوند و در حافظه‌ی کودک یادآوری می‎شوند و برایش بدل به خاطره می‎شوند.

 

 

۴

شکل‌گیری «پیوند ایمن بین والد و فرزند» که منجر به رشد ذهنی و مغزی کودک می‌شود دارای ویژگی‌هایی است که می‌توان وجود آن‌ها را در متن داستان «غول‌بوس‌کن حرفه‌ای» رصد کرد و بیرون کشید:

 

نخستین ویژگی، وجود عنصر «هیجان» (Emotion) است. نگاه غالب نسبت به هیجان منفی است و در تقابل با «شناخت» تعریف می‌شود. حتی در رویکردهای کلاسیک شناختی، نظیر رویکرد پیاژه‌ای، شناخت مستقل از هیجان است. این درحالی‌ست ‌که براساس رویکردهای نوین شناختی، هیجان «سامان‌دهنده‌ی اصلی» فعالیت‌های مغزی و بنیان‌شناخت است. «رابطه بین والد و فرزند، مغز کودک را قادر به رشد مدارهای مسئول تنظیم هیجان سالم می‌کند.»(۳)

 

نقطه‌ی عزیمت فرایندی که منتهی به پیوند ایمن بین والد و فرزند می‌شود، هیجان و سرایت آن و یا ارتباط هیجانی با والد است‌. زیرا «نظام نورونی کودک- ساختار و کارکرد مغز در حال رشد- به‌وسیله‌ی مغز رشدیافته‌تر والد شکل داده می‌شود. این امر درون ارتباط هیجانی رخ می‌دهد.»(۴) در داستان «غول‌بوس‌کن حرفه‌ای» وجود غول در داستان -هرچند در ذهن و خیال دو شخصیت- منبع هیجان است. غول توسط پدر بازنمایی ذهنی می‌شود: «پدر دست‌هایش را شبیه چنگال‌های تیز بالا برد، صورتش را کج‌وکوله کرد و بعد گفت: من غولم! الان می‌خورمت!»

 

پسر در واکنش به این بازنمایی اندکی احساس ترس می‌کند که حاصل سرایت هیجان از ذهن پدر به ذهن پسر است. اما پسر به‌رغم احساس «کمی ترس»، این هیجان را کنترل می‌کند‌. کنترلی که حاصل فکر کردن و وجود «توجه» (Attention) است: «پسر کمی ترسید. بعد فکر کرد و گفت:…»

«توجه را می‌توان فرایندی تعریف کرد که جریان انرژی و اطلاعات را جهت می‎دهد.»(۵) فرایند توجه، به پسر جهت‎گیری می‎دهد تا قانون نانوشته‎ی بازی را کشف کند. چندان‎که در مقابل «غول‎خواری» پدر از «غول‎خوارخواری» خود سخن می‎گوید و توان خود را دوچندان جلوه می‎دهد.

طرح داستانی در غول‌بوس‌کن حرفه‌ای، مبتنی بر تکرار است. این تکرار الگویی مناسب برای پردازش رخدادهای داستانی در اختیار مخاطب خردسال و کشف معنای آن قرار می‎دهد. مجموعه‌ی کنش‎ها و واکنش‎های داستانی مدام تکرار می‎شوند و در هر حلقه از تکرار بر هیجان داستان و یا بازی افزوده می‌شود. این هیجان هر بار از طرف یک بازیگر به طرف بازیگر دیگر سرایت می‎کند. به عبارت دقیق‎تر، اطلاعات مدام بین ذهن و مغز طرفین بازی یعنی پدر و پسر منتقل می‌شود. این فرايند شناختی و عصبی نهفته در متن داستانی، حاصل رودرویی چهره‏به‏چهره و تماس چشمی طرفین و انتقال پیام‏های کلامی و غیرکلامی بین آن‏ها در هنگام بازی است. همه‌ی این موارد شروطی هستند که برای برقراری پیوندی امن بین والد و فرزند لازم است. زیرا «فرایند به هم پیوستن از طریق رفتارهای کلامی و غیرکلامی رخ می‌دهد که به شکل پیام‌های ارسال‌شده از یک ذهن به ذهن دیگر کار می‌کند.»(۶)

 

فهم این پیام‌ها در گروی پردازش آن‌ها در مغز است. مستلزم «همسویی ذهنی و عاطفی» طرفین است. «اگر علائم کلامی و غیرکلامی پیام‌های متفاوتی را در برداشته باشند، یعنی با همدیگر هم‌خوانی نداشته باشند، کل پیام غیرواضح و گیج‌کننده خواهد شد.»(۷) در داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای دو سوی ارتباط و به‌عبارتی دو بازیگر و یا دو شخصیت در یک سطح ایستاده‌اند. پدر بر پسر سلطه ندارد. او در مواجهه با میل و خواسته‌ی ابتدایی پسر، مبنی بر اینکه «می‌آیی غول‌بازی کنیم؟» همسویی نشان می‌دهد و درنتیجه پاسخ مثبت می‌دهد. او دخالتی در بازی ندارد. برای بازی قانون‌گذاری نمی‌کند، اما برای شکل‌گیری ابتدایی با فرورفتن در نقش دیو، بازی را تسهیل‌گری می‌کند. حالات ذهنی پدر و پسر بر هم منطبق‌اند و مسیر با تشریک مساعی به پیش می‌رود.

 

داستان در فرجام خود به برقراری پیوندی عاطفی بین پدر و پسر می‌رسد. این پایان‌بندی اما ناگهانی نیست. در پاره‌های انتهایی داستان، هیجان منفی ترس جای خود را به هیجان مثبت خنده و شادی می‌دهد تا فضای لازم برای فرجام خوش داستان، یعنی پیوند والد و فرزند، ساخته شود. خنده نیز از بازیگری به بازیگر دیگر منتقل می‌شود و داستان با تصویری از آغوش و بوسه به پایان می‌رسد.

 

۵

مخاطب داستان، همه‌ی این فرایندهای نهفته در متن را تجربه می‌کند. رابطه‌ی متن واژگانی با متن شمایلی (تصاویر) در این کتاب نقش مهمی در این تجربه دارد. در هر پاره‌ی تکراری از داستان، متن واژگانی این پرسش را مطرح می‌کند که «غول‌خوار…دیگر چه شکلی است؟» متن واژگانی در پاسخ به این پرسش سکوت می‌کند و این تصویر است که با رابطه‌ای «افزایشی» عهده‌دار پاسخ می‌شود.(۸) پاسخی که هر بار به‌رغم تکرار در فرم داستانی از نظر محتوا متنوع است. انتقال مدام داستان از متن واژگانی به تصویر و برعکس، جنبش و حرکت بازی را در داستان زنده می‌کند و مخاطب را به درون متن می‌کشد.

 

هیجان، عاطفه، حرکت‌های بدنی، لحن موجود در کنش‌های گفتاری دو شخصیت،کنش‌های غیرکلامی آن‌ها، اشاره‌ها، پیام تصاویر و ذهن‌خوانی‌ها، مواردی از متن هستند که با پردازش‌های کلی و غیرخطی مغز راست مخاطب خردسال و کودک میانجی‌گری می‌شود. کنش‌های کلامی، تحلیل پیرنگ و توالی منطقی رخداد داستانی نیز با پردازش خطی و منطقی و زبان‌محور نیمکره‌ی چپ میانجی‌گری می‌شوند. با توجه به غالب بودن نیمکره‌ی راست در مخاطب خردسال و کودک، بار اصلی پردازش داستان بر دوش نیمکره‌ی راست است، اما نه به تمامی. در داستان غول‌بوس‌کن حرفه‌ای هیجان و عاطفه و تحلیل و شناخت در هم تنیده‌اند. به همین دلیل مخاطب کودک علاوه بر ادراک و استنتاج، از طریق تخیل (imagination) دست به شبیه‌سازی می‌زند و پابه‌پای پسرک داستان پیش می‌رود.«شبیه‌سازی تولید تخیلی شرایط و مسیرهای خاص فراتر از تجربه‌های ادراکی مستقیم و استنتاج مفهومی است.»(۹)

 

 

کلام واپسین اینکه، آثار برقراری ارتباط بین‌فردی و پیوند ایمن بین والد و فرزند در نخستین سال‌های زندگی، محدود به همان سال‌ها نیست. این آثار که حاصل لحظات جادویی برقراری ارتباط در دوران کودکی‌اند، در تمامی سال‌های بعدی زندگی بر دوام و ماندگار خواهند بود. از این زاویه، آرزوی شاعر در بدو این نوشتار مهم است اما شاید نگرانی‌اش از فرارسیدن «نوبت بازی دنیا» بی‌وجه باشد. چراکه با وجود پیوندی از این دست، کودک امروز و بزرگسال آینده نه یک غول‌بوس‌کن عادی که غول‌بوس‌کنی تمام‌وقت و «حرفه ای» خواهد بود، حتی به‌رغم فرارسیدن بازی‌های تلخ دنیا و روزگار.

 

 

📚 كتاب «غول‌بوس‌کن حرفه‌ای» نوشته ی «علی اصغر سیدآبادی» با تصویرگری «رضا دالوند» در سال ۱۴۰۲، از سوی «انتشارات فاطمی» (کتاب طوطی) منتشر شده است.

 

⚫️ پی‌نوشت و ارجاعات:

 

۱-رستاخیز کلمات: درس گفتارهایی درباره نظریه ادبی صورت گرایان روس. محمدرضا شفیعی کدکنی.نشر سخن. تهران:۱۳۹۱. صفحه ۹۲

۲-فرزندپروری از درون به بیرون.دنیل جی سیگل و مری هارتزل.ترجمه ی دکتر فروغ هدایی.نشر آبگین رایان.تهران:١٣٨٩.صفحه ۲۶

۳-ذهن در حال رشد. چگونه تعامل و روابط مغز ما را شکل می دهد. دنیل جی سیگل. ترجمه دکتر مهرناز شهرآرای. نشر آسیم. تهران:۱۳۹۳. صفحه ۴۹۷

۴-همان منبع. صفحه ۵۰۳

۵-همان منبع. صفحه ۷۳

۶-ذهن در حال رشد. صفحه ۴۴۹

۷-فرزندپروری از درون به بیرون.دنیل جی سیگل و مری هارتزل.ترجمه ی دکتر فروغ هدایی.نشر آبگین رایان.تهران:١٣٨٩.صفحه ۱۴۲

۸- در رابطه افزایشی بین متن واژگانی و متن شمایلی یک داستان «تصویرها چشمگیرانه داستان کلامی را گسترش می دهند، آن را تقویت می کنند و می پرورند؛ یا گاهی واژه ها، تصویرها را به گونه ای گسترش می دهند که داده های گوناگون هر دو روش ارتباطی معنای پیچیده تری تولید می کنند.» (درآمدی بر رویکردهای زیبایی شناختی به ادبیات کودک. ماریا نیکولایوا. ترجمه دکتر مهدی حجوانی و فاطمه زمانی. انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. چاپ اول: ۱۳۹۸. صفحه ۳۶۸)

۹-ادبیات از منظر شناختی (گفت و گویی میان ادبیات و شناخت). به کوشش مایکل برک و امیلی روشانکو. ترجمه گروه مترجمان تحت نظر لیلا صادقی. نشر لوگوس. تهران:۱۴۰۲. صفحه ۱۶۷ و ۱۶۸)

📝 یاشارهدایی

cha aali azizam

«چه عالی، عزیزم» در برنامه‌ی صبحانه‌ی ایرانی

وقتی با کودکی قدم می‌زنید، به اطرافتان و حرف‌هایی که او می‌زند دقت کنید، یک تجربه‌ی هیجان‌انگیز و جادویی در انتظار شماست؛ چه عالی، عزیزم!

 

pipi-[@tutibooksir]1

روایت «این پی‌پی مال کیه؟» با گویش‌ها و زبان‌های مختلف ایرانی

 

کتاب‌های طوطی (بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) با همکاری موزه‌ی ملی علوم و فناوری، ۹ روایت از کتاب «این پی‌پی مال کیه؟» به گویش‌ها و زبان‌های مختلف  ایرانی (بلوچی، ترکی، سیستانی، عربی، فارسی کابلی، کردی کلهری، گیلکی رشتی، لری هندیجانی و مازندرانی) آماده کرده است که می‌توانید آن‌ها را ببینید و بشنوید.









 

فعالیت-موش [@tutibooksir]

فعالیت پیشنهادی برای کتاب «قصه‌ی موش سیاه و موش سفید»

قصه‌ی موش سیاه و موش سفید قصه‌ی دو موش است که خیلی همدیگر را دوست دارند، اما تفاوت‌هایشان مانع از این می‌شود که در کنار همدیگر خوشحال باشند. موش سفید دوست دارد موش سیاه شکل او باشد، سفید سفید. موش سیاه هم خودش را سفید می‌کند، اما دلش برای رنگ سیاه خودش تنگ می‌شود. بعد از مدتی، موش سفید هم به رنگ سیاه درمی‌آید تا شبیه موش سیاه باشد، اما اینطوری هیچ‌کدام خوشبخت نیستند. آن‌ها باید برای این مشکل فکر اساسی‌تری بکنند.

قصه‌ی موش سیاه و موش سفید کتابی درمورد پذیرش تفاوت‌هاست. موش سیاه و سفید در انتهای داستان یاد می‌گیرند در عین تفاوت‌هایشان در کنار همدیگر زندگی کنند و هم خودشان و هم دیگری را، همانطور که هست، دوست داشته باشند.

فعالیت‌های پیشنهادی

  • می‌توانید قبل از خواندن کتاب، از کودک بخواهید به جلد کتاب نگاه کند و از او بپرسید حدس می‌زند قصه‌ی موش سیاه و سفید درباره‌ی چه چیزی است؟ چرا کلمه‌ی سیاه و سفید برعکس رنگشان در عنوان کتاب آمده‌اند؟

بلندخوانی کتاب

این کتاب برای بلندخوانی مناسب است. می‌توانید در حالی که داستان را می‌خوانید، از کودک بخواهید خودش را جای شخصیت‌های کتاب بگذارد. این کار علاوه بر پرورش تخیل، تفکر نقادانه را نیز در کودک تقویت می‌کند. از او بپرسید دلش می‌خواهد جای موش سیاه باشد یا موش سفید و چرا این شخصیت را انتخاب کرده است. بعد می‌توانید در حین خواندن داستان، این سؤال‌ها را از او بپرسید:

  • تو اگر جای موش سیاه بودی، وقتی موش سفید به تو جواب منفی می‌داد، چه کار می‌کردی؟
  • چرا موش سیاه بعد از ازدواج با موش سفید خوشحال نبود؟ چرا دلش می‌خواست رنگ خودش باشد؟ اگر تو جای او بودی چه کار می‌کردی؟
  • چرا وقتی موش سفید از موش سیاه خواست با او ازدواج کند، موش سیاه به او نه گفت؟
  • فکر می‌کنید در صفحه‌ی آخر، موش سیاه و سفید خوشحالند؟ چرا؟

نگاهی به تصویرگری‌های کتاب

  • در صفحه‌ای که موش سیاه برای موش سفید گل آورده، گلی در دست اوست. این گل در صفحه‌ی دیگری نیز آمده است. این گل را پیدا کنید.
  • در صفحه‌ای که موش سیاه به حمام رفته، یک حمام قدیمی ایرانی به تصویر کشیده شده است. در قدیم به این حمام‌ها «گرمابه» می‌گفتند. آیا تابه‌حال از گرمابه‌های قدیمی بازدید کرده‌‌اید؟ چه چیزی درمورد این گرمابه‌ها برای شما جالب بوده است؟

تحقیق و پژوهش

  • از کودک بخواهید درباره‌ی زندگی موش‌ها تحقیق کند. آن‌ها جز چه جاندارانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟
  • از کودک بپرسید چه کتاب‌های دیگری را می‌شناسد که شخصیت آن‌ها موش‌ها باشد؟
  • از کودک بپرسید در صفحه‌ای که موش سیاه و سفید عروسی کرده‌اند، چه چیزهایی در تصاویر می‌بیند؟ به او کمک کنید درباره‌ی آداب و رسوم عروسی ایرانی پژوهش کند.
  • در صفحه‌ای که موش سفید به موش سیاه می‌گوید باید رنگش را عوض کند، کتاب کلیله و دمنه در دست موش سیاه است. از کودک بپرسید فکر می‌کند چرا موش سیاه این کتاب را به موش سفید هدیه داده است؟ به او کمک کنید درباره‌ی این کتاب تحقیق کند و ببیند چه داستان‌هایی درباره‌ی موش‌ها در این کتاب آمده است.

نقاشی و کاردستی

  • از کودک بپرسید اگر جای رنگ پوست فعلی‌اش، رنگ پوست متفاوتی داشت، چه شکلی می‌شد؟ دوست داشت پوستش چه رنگی باشد وآن موقع چه احساسی داشت؟ از او بخواهید خودش را با رنگ پوست متفاوت نقاشی کند.
  • کاردستی موش سیاه و سفید را با مقوای ضخیم درست کنید و آن‌ها را با رنگ گواش یا آبرنگ سیاه و بعد سفید و برعکس رنگ کنید. با استفاده از کاردستی‌های ساخته‌شده، نمایش عروسکی کتاب را اجرا کنید.

پازل داستان

  • طرح خام یک پازل را پرینت بگیرید و حوادث داستان را روی آن بنویسید. از کودک بخواهید حوادث داستان را براساس آنچه در کتاب خوانده بود مرتب کند و پازل را کامل کند.

گفت‌و‌گو

  • درباره‌ی مفاهیمی مانند تبعیض، پذیرش خود و دیگری و درک تفاوت‌های فردی با کودک گفت‌و‌گو کنید.

فعالیت-عزیزم [@tutibooksir]

فعالیت پیشنهادی برای کتاب «چه عالی، عزیزم»

اون جنت، هنرمند و تصویرگر کتاب، در شهر بریستول در کشور انگلستان زندگی می کند. چه عالی، عزیزم اولین کتاب او برای کودکان است.

او می‌گوید:

«سبک روایت من این‌طور است که کمی از داستان را تعریف می‌کنم، اما همه‌چیز را کامل توضیح نمی‌دهم. پیشنهاد و درک مفهوم مهم‌ترین چیز است.»

خلاصه

چه عالی، عزیزم داستان بچه‌ای است که با والد یا مراقبش برای پیاده‌روی به پارک می‌روند. بچه از درختی بلند و تنومند بالا می‌رود و چیزهای شگفت‌انگیزی را که می‌بیند تعریف می‌کند، اما همراهش با موبایل مشغول است و فقط در جواب  تکرار می‌کند: «چه عالی، عزیزم» بچه درخت را کندوکاو می‌کند، با ماری روبه‌رو می‌شود، با میمون و پلنگ و موجودات زیبای دیگری. وقتی بالاخره به خانه برمی‌گردند، کودک با افتخار گنج‌هایی را که در راه جمع کرده است، نشان می‌دهد، مثل برگ، پر و پوسته‌ی درخت شاه‌بلوط. فرد بزرگسال موقعی متوجه آن‌ها می‌شود که کودک رفته است طبقه‌ی بالا تا بخوابد، بعد موبایلش را کنار می‌گذارد تا به اتفاقاتی که از دست داده، گوش کند.

موضوعاتی که در داستان مطرح می‌شود:

·        روابط خانوادگی

·        احساس تنهایی

·        فناوری مانند موبایل

·        خیال‌پردازی

 

نکته‌هایی که کودکان باید در حین مطالعه به آن توجه و فکر کنند.

·        بزرگسال و کودک چه زمانی برای اولین بار ارتباط چشمی برقرار می‌کنند؟

·        نسبت خانوادگی کودک و بزرگسال چندان مشخص نیست، آیا این موضوع اهمیت دارد؟

·        کودک در طول راه چه «گنج‌هایی» را از کدام حیوانات جمع می‌کند؟

 

جلد کتاب

وقتی به جلد کتاب نگاه می‌کنید متوجه چه چیزی می‌شوید؟ چه احساسی پیدا می‌کنید؟ شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟

 

پشت جلد کتاب

پشت و روی جلد کتاب را مقایسه کنید. چه تفاوتی دارد؟ آیا از موضوع  داستان سرنخی به شما می‌دهد؟

 

آستر بدرقه

به صفحات پایانی و ابتدایی کتاب نگاه کنید. چه چیزی متوجه می‌شوید؟ فکر می‌کنید نویسنده قصد دارد چه بگوید؟ خودتان یا فرد دیگری را می‌شناسید که زمان زیادی را صرف نگاه کردن به گوشی یا صفحه‌ی کامپیوتر بکند؟

 

فعالیت: با یک نفر دیگر فکر کنید وقتی کسی را که می‌شناسید و برایتان مهم است، با دقت به شما گوش نمی‌دهد، چه حسی بهتان دست می‌دهد. پنج احساستان را بنویسید.

 

صفحه‌های 6 -7

نگاه کنید کودک چطور راه می‌رود. چه چیزی درباره‌ی احساسش به ما می‌گوید؟ بزرگسال چه کار می‌کند؟

چرا کودک و بزرگسال در صفحه‌های جداگانه نشان داده می‌شوند، در‌حالی‌که دستان هم را گرفته‌اند؟

 

فعالیت: زبان بدن راه مهمی برای برقراری ارتباط است. برای نشان دادن شادی چطور می‌توانید از بدنتان استفاده کنید؟ برای نشان دادن عصبانیت، هیجان‌زدگی، اضطراب و خستگی چطور؟ چطور می‌توانید نشان دهید که به حرف‌های کسی گوش می‌دهید و به چیزی که می‌گوید علاقه‌مند هستید؟

 

صفحه‌های 8-9

از تصویر صفحه‌ی هشت چه چیزی می‌فهمید؟ فکر می‌کنید چرا تصویرگر، این صفحه را به این شیوه کشیده است؟

کودک انتخاب می‌کند تا از درخت تنومند بالا برود. وقتی شما به پارک می‌روید دوست دارید چه کار کنید؟ از بچه‌ها بپرسید آن‌ها از چه کاری لذت می‌برند.

 

صفحه‌های 10-11

فکر می‌کنید چرا فرد بزرگسال مدام تکرار می‌کند «چه عالی، عزیزم»؟

وقتی آدم‌ها با دقت به حرف کسی گوش نمی‌دهند، چه چیزهای دیگری می‌گویند؟

 

صفحه‌های 12- 13

کودک می‌بیند سنجاب‌ها با چیزهایی که در طبیعت پیدا می‌کنند به عنوان ابزارهای موسیقی مشغول نواختن هستند. شما کدام‌یک از ابزارهای موسیقی را تشخیص می‌دهید؟ تصویرگر چطور نشان داده است که موسیقی نواخته می‌شود؟ وقتی کودک می‌گوید «انگار این بالا یک دنیای دیگر است» منظورش چیست؟

 

فعالیت: اگر شما بخواهید «یک دنیای دیگر» خلق کنید، چه چیزهایی را در بر می‌گیرد؟ چه شکلی خواهد بود؟ آن را نقاشی کنید و در سه جمله بنویسید آنجا چه چیزهایی پیدا خواهید کرد.

 

صفحه‌های 14-15

فکر می‌کنید کودک از چه چیزی وارونه آویزان شده است؟ اگر با دقت نگاه کنید در صفحات قبلی سرنخ‌هایی وجود دارد.

 

فکر می‌کنید کودک حالا چه احساسی دارد؟

والدین چه باید بگویند تا کودک احساس امنیت کند؟

 

صفحه‌های 16-17

میمون‌ها چه چیزی به کودک می‌دهند تا به‌جای تاج سرش بگذارد؟

در پس‌زمینه‌ی تصویر بزرگ چه چیزی می‌بینید؟

«پادشاه میمون‌ها» بودن چه حسی دارد؟

دوست دارید پادشاه یا ملکه‌ی چه نوع حیوانی باشید؟

 

 

صفحه‌های 18-19

چطور برداشت ما از پلنگ در بالای صفحه‌ی 19 تغییر می‌کند؟

کودک چطور به پلنگ کمک می‌کند؟ شما را یاد داستان‌های دیگری می‌اندازد؟

«پلنگ» را جای دیگری در داستان دیده‌اید؟ کجا؟

 

صفحه‌های 20-21

کودک به بلندای خورشید پرواز می‌کند. این نوعی تشبیه است. کودک تا ارتفاع چه چیز دیگری می‌تواند پرواز کند؟ به سه مورد فکر کنید.

 

فعالیت: این تشبیه‌ها را کامل کنید و با همکاری یک نفر دیگر سه تشبیه جدید بنویسید.

می‌دوم به سرعت…

شیرجه می‌زنم به عمق…

بالا می‌روم به سرعت …

شجاعم مثل …

درباره‌ی رنگ‌های به‌کاررفته در صفحه‌ی بیست‌و‌یک صحبت کنید. چه چیزی متوجه می‌شوید؟

 

صفحه‌های 22-23

وقتی کودک می‌بیند همراهش روی نیمکت نشسته و به گوشی‌اش نگاه می‌کند، چه احساسی می‌کند؟

وقتی کودک می‌گوید همراهش درست همان جاست، اما حس می‌کند خیلی دور است، چه منظوری دارد؟

کودک چطور راه می‌رود؟ به نظرتان چرا این‌طوری راه می‌رود؟

 

صفحه‌های 24-25

کودک برای چه کسی دست تکان می‌دهد؟

چه موقع از روز است؟ چطور می‌فهمید؟

کودک درباره‌ی چه چیزهای جادویی صحبت می‌کند؟

قبل‌تر در کجای داستان آن‌ها را دیده‌اید؟

کودک کجا می‌رود؟

زبان بدن درباره‌ی چیزی که کودک احتمالاً دارد فکر می‌کند به ما چه می‌گوید؟

 

فعالیت: با همکاری بچه‌ها جدولی از «چیزهای جادویی» تهیه کنید. شما چه چیزهایی را اضافه می‌کنید؟

 

صفحه‌های 26-27

چه زمانی بزرگسال متوجه می‌شود که کودک ناراحت است؟

با موبایل چه می‌کنند؟

به نظرتان چرا متن صفحه‌ی بیست‌و‌هفت بیش‌تر است؟

این بار فرد بزرگسال به‌جای «چه عالی، عزیزم» چه می‌گوید؟

چرا حروف کلمه‌ی «هیجان‌انگیز» درشت نوشته شده است؟

به نظرتان همه‌ی ماجراجویی‌هایی که کودک تعریف می‌کند اتفاق افتاده است؟ اصلاً اهمیت دارد که برخی از این اتفاق‌ها خیالی باشند؟

 

صفحه‌های 28-29

چه جانورانی را در این صفحه می‌بینید؟

وقتی مراقب کودک می‌گوید دفعه‌ی بعد باهم می‌رویم، چه منظوری دارد؟

تصویر این صفحه را با صفحه‌ی نه مقایسه کنید. به دو شباهت و تفاوت آن فکر کنید.

 

فعالیت: چرا مهم است افراد به‌جای گوشی و بازی‌های کامپیوتری به یکدیگر توجه کنند؟ برایشان پوستری درست کنید که دلیل‌های آن را به یاد داشته باشند.

 

فعالیت: تابه‌حال احساس کرده‌ای به حرف‌های کسی خوب گوش نداده‌ای و یا کسی به حرف‌هایت کاملاً گوش نداده است؟ در یک گروه کوچک، گفت‌وگویی کنید که «گوش دادن ضعیف» و «خوب گوش دادن» نشان داده شود. چه تفاوت‌های اساسی بینشان وجود دارد؟

 

فعالیت: در کلاس با بچه‌ها درباره‌ی سوال‌های زیر گفت‌وگو کنید:

·        از چه چیز این کتاب بیشتراز همه خوشتان آمده است؟

·        چیزی بود که دوست نداشتید؟

·        شما را یاد داستان‌ یا چیز دیگری انداخت؟

·        متوجه الگوی خاصی در داستان شدید؟

·        چیزی در کتاب بود که برایتان عجیب یا غافلگیرکننده باشد؟

·        سؤالی در این باره دارید؟

گورکن-راسو

گورکن و راسو در صبحانه‌ی ایرانی

گورکن و راسو چگونه می‌توانند هم‌خانه شوند؟ راسوها حیوان‌های خوشایندی نیستند. هیچ‌کس دوست ندارد با یک راسو زندگی کند. اما حالا راسو پشت در خانه‌ی گورکن است. گورکنی که یک سنگ‌شناس ماهر است و نمی‌خواهد کسی مزاحم پروژه‌ی مطالعاتی‌اش درباره‌ی سنگ‌ها بشود.