قدرت-اراده-در-دنیای-کوچک‌ها-خبر

کرمی که عقاب را نجات داد؛ قدرت اراده در دنیای کوچک‌ها

کرمی که عقاب را نجات داد تنها داستانی کودکانه نیست، بلکه مانیفستی است برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای شناخت ارزش هر موجود، فارغ از جثه و ظاهرش. داستان  به اهمیت دوستی، همدلی و قدرت اراده در مواجهه با چالش‌ها می‌پردازد. این کتاب تصویری، نه تنها داستانی جذاب را روایت می‌کند، بلکه با زبانی ساده و تصاویر دلنشین، به ما یادآوری می‌کند که:

ویژگی‌های کتاب کرمی که عقاب را نجات داد

در دنیایی که اغلب، بزرگی و قدرت ظاهری مورد توجه قرار می‌گیرد، «کرمی که عقاب را نجات داد» به ما یادآوری می‌کند که هر موجودی، حتی کوچک‌ترین آن‌ها، ارزشی بی‌بدیل دارد و می‌تواند نقشی مهم در جهان ایفا کند. این کتاب، دعوتی است برای دیدن زیبایی‌ها و توانمندی‌های پنهان در هر موجود، و برای احترام به تنوع و گوناگونی خلقت.

دوستی و همدلی، مرزها را در هم می‌شکند

در داستان «کرمی که عقاب را نجات داد»، حیوانات مختلف، با وجود تفاوت‌ها و حتی دشمنی‌های طبیعی‌شان، برای نجات عقاب با هم متحد می‌شوند. این کتاب نشان می‌دهد که دوستی و همدلی، قدرتی فراتر از هر مانعی دارد و می‌تواند مرزها را در هم بشکند. همچنین بیاموزیم که چگونه با دیگران، فارغ از تفاوت‌هایشان، همدلی کنیم و برای کمک به یکدیگر، دست در دست هم دهیم.

قدرت اراده، محدودیت‌ها را از میان برمی‌دارد

کرم کوچک، با وجود جثه‌ی کوچک و ناتوانی ظاهری‌اش، با اراده‌ی قوی خود، تلاش می‌کند عقاب را نجات دهد. این کتاب، به ما نشان می‌دهد که قدرت اراده، می‌تواند محدودیت‌ها را از میان بردارد و ما را به اهدافمان برساند. ما باید به خود و توانایی‌هایمان باور داشته باشیم و با اراده‌ای راسخ، برای رسیدن به رویاهایمان تلاش کنیم.

همکاری، کلید موفقیت است! 

نجات عقاب، تنها با همکاری و همیاری حیوانات مختلف امکان‌پذیر می‌شود. همکاری، کلید موفقیت در بسیاری از امور است. این که چگونه با دیگران همکاری کنیم، از توانمندی‌های یکدیگر بهره ببریم و با هم، به اهداف مشترکمان دست یابیم، درونمایه این داستان تصویری زیباست.

تعامل با طبیعت، احترام به طبیعت

داستان در دل طبیعت رخ می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که طبیعت، خانه‌ی مشترک همه‌ی موجودات است. احترام به طبیعت، محافظت از آن و تلاش برای حفظ تعادل و زیبایی آن نیاز جامعه بشری امروز است که به خوبی در این کتاب به تصویر کشیده شده است.

کودکان، معماران آینده‌اند

این کتاب، با زبانی ساده و تصاویر جذاب، برای مخاطب کودک طراحی شده است. ما به کودکان، به عنوان معماران آینده، ایمان داریم. آن‌ها با ذهن‌ خلاق خود می‌توانند دنیایی بهتر برای خود و دیگران بسازند. دادن خوراک بصری مناسب به کودک از سال‌های اولیه کودکی، زمینه‌سازی برای بروز خلاقیت او می شود.

داستان‌ها، چراغ راه زندگی‌اند…

«کرمی که عقاب را نجات داد»، تنها یک داستان نیست، بلکه چراغ راهی است که به ما نشان می‌دهد قدرت تخیل، قدرت کلمه و قدرت قصه‌ می‌تواند از ما انسان‌هایی مهربان‌تر، همدل‌تر و توانمندتر بسازد. این داستان دعوتی است برای دیدن جهان با چشمانی بازتر، برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای احترام به هر موجودی، فارغ از جثه و ظاهرش، برای ساختن دنیایی بهتر.

اهمیت کتاب‌های تصویری برای کودکان 

کتاب‌های تصویری، نقش مهمی در رشد و تکامل کودکان ایفا می‌کنند. این آثار، با بهره‌گیری از تصاویر رنگارنگ و جذاب، داستان‌ها را به شکلی ملموس و قابل فهم به کودکان ارائه می‌دهند. در واقع، تصاویر، زبان بصری قدرتمندی هستند که می‌توانند مفاهیم پیچیده را به سادگی به کودکان منتقل کنند.

فواید کتاب‌های تصویری برای کودکان

کتاب‌های تصویری، با استفاده از واژگان ساده و جملات کوتاه به کودکان کمک می‌کنند تا دایره لغات خود را گسترش دهند و با ساختار جملات آشنا شوند. تصاویر، به کودکان کمک می‌کنند تا مفاهیم انتزاعی را به شکل ملموس درک کنند و مهارت‌های حل مسئله و تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.

درهم‌تنیدگی متن و تصویر در کتاب‌های تصویری، به مخاطب کمک می‌کند تا با احساسات مختلف آشنا شود و مهارت‌های همدلی و مدیریت احساسات خود را تقویت کند. همچنین فرصتی برای کودکان فراهم می‌کنند تا با مفاهیم اجتماعی مانند دوستی، همکاری و احترام به دیگران آشنا شوند.

کتاب‌های تصویری، با جذابیت بصری خود، کودکان را به کتابخوانی علاقه‌مند می‌کنند و زمینه‌ساز عادت به مطالعه در آن‌ها می‌شوند.

درباره کتاب «کرمی که عقاب را نجات داد»

این کتاب، داستان زندگی کرمی را روایت می‌کند که با وجود جثه‌ی کوچکش، اراده‌ای بزرگ دارد؛ اراده‌ای به وسعت عشق. کرم در مزرعه‌ای پر از گل‌های آفتابگردان زندگی می‌کند و رویای پروانه شدن را در سر می‌پروراند.

داستان به چرخه‌ی زندگی و رواج  و سرایت زیبایی اشاره دارد. این داستان بیانگر آنستکه هیچ‌گاه نباید قدرت اراده و تلاش خود را دست کم بگیریم و همواره برای کمک به دیگران آماده باشیم.

روزی، عقابی در مزرعه گرفتار می‌شود و کرم کوچک، با کمک دوستانش، از جمله بلبل، سمور و مار ناخواسته عقاب را از خطر نجات می‌دهند. در این داستان، هر کدام از حیوانات، شکاری برای دیگری به حساب می‌آیند، اما یک قطره شبنم، بازی را عوض می‌کند.

بلبل از آن بالای بالا آفتابگردان را دید.

رویش یک لکه بود.

دهان بلبل آب افتاد…

ببخشید، منقارش!

بلبل دید پوست آن چیز خوشمزه چقدر قشنگ است!

با خودش گفت:«ببین چطوری روی گل دراز کشیده! انگار دارد خودش را توی شبنم نگاه می‌کند.»

بلبل چشم‌هایش را بست و زد زیرِ آواز.

چرا این کتاب برای فرزندان شما مناسب است؟

داستان، جذاب و پرکشش است و مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. تصاویر زیبا و دلنشین مکمل متن و گاه افزایشی هستند و به درک بهتر داستان کمک می‌کنند.

در مجموع تعامل مخاطب با این کتاب منجر به تقویت مهارت‌های زبانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی او شده و ایجاد علاقه به کتابخوانی در مخاطب را تقویت می‌کند.

درباره نویسنده

حمیدرضا توکلی ادب‌پژوه ایرانی و استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه سمنان است. او در حوزه‌های روایت‌شناسی متون کهن، مثنوی، متون عرفانی، شاهنامه و ادبیات کودکان فعال است.

درباره تصویرگر

دلارام فقانی، تصویرگر کتاب کودک است. او عضو انجمن تصویرگران ایران و شورای کتاب کودک است. کارشناسی تصویرسازی دارد و دبیر آموزش و پرورش است. از موفقیت‌های این تصویرگر خوش‌ذوق می‌توان به حضور وی در نمایشگاه‌های داخلی و راه یافتن به فستیوال‌های بین‌المللی(لاگاریمبا ۲۰۲۲، گلددن‌پن ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ و…) اشاره کرد.

 

مرجان ریحانیان؛ آوانگارد

چشم_هایت-min
22 July 2024 by simasahebi 0 Comments

چشم‌هایت را ببند و دنیا را ببین

کدام دو نفر را می‌شود در این دنیا پیدا کرد که همه‌چیز را یکسان ببینند؟ به یک اندازه دوستش داشته باشند و همان شکلی را توی ذهنشان داشته باشد که برای دیگری دارد؟ تفاوت‌ها همیشه و همه‌جا، حتی در شبیه‌ترین موقعیت‌ها وجود دارند. بعضی وقت‌ها باعث اختلاف نظر می‌شوند و بعضی وقت‌ها زیبایی می‌آفرینند.

چشم‌هایت را ببند داستانی درباره‌ی تفاوت‌هاست؛ تفاوت در نگاه و برداشت ما از دنیا و هر آنچه در دنیا وجود دارد. قصه‌ی دو برادر را می‌خوانیم که در مورد چیزهای یکسان نظرات متفاوتی دارند. هرکدام سعی می‌کنند ویژگی‌های شیء یا شخص مورد نظر را از نگاه خودشان بیان کنند و هرچه جلوتر می‌روند، تفاوت‌ها بیشتر به چشمشان می‌آید. از کجا می‌توان فهمید که حرف کدامشان درست است؟

داستان از زبان پسری بیان می‌شود که با چشمانش دنیا را خوب نگاه می‌کند، ویژگی‌های ظاهری اجسام را می‌بیند و بر همان اساس تعریفشان می‌کند. اما برادرش بر خلاف او، صداها را خوب ‌می‌شنود، سطوح را لمس می‌کند، بو‌ها را استشمام می‌کند و مزه‌ها را می‌چشد و بر این اساس تعریفش از اجسام و افراد را بیان می‌کند. گفت‌وگوی آن‌ها از درخت و مار و ساعت شروع می‌شود تا ماه و لامپ و حتی بابا!

راوی داستان بخشی از گفت‌وگویشان را برای ما تعریف می‌کند. «به او می‌گویم: می‌‌بینی؟ درخت یک‌ جور گیاه خیلی بلند است که کلی برگ دارد. او توضیح می‌دهد: نه اینطور نیست! درخت یک چوب دراز است که از زمین بیرون آمده و آواز می‌خواند.» آیا در آنچه تعریف می‌کنند، تفاوتی وجود دارد؟ کدامشان درست می‌گوید و کدام اشتباه؟

برای پسرِ راوی صابون وسیله‌ای است برای شستشو و برای برادرش «سنگی است که آب می‌شود و بوی خوب می‌دهد.» او می‌گوید: «ماه درست مثل خورشید است، فقط به رنگ سفید» و برادرش می‌گوید: «ماه یک کُپه جیرجیرک است که توی حیاط ما آواز می‌خوانند.» انگار که هر دو دارند درست می‌گویند. هیچ چیز بی‌ربطی ردوبدل نمی‌شود. یکی ویژگی‌های ظاهری را می‌گوید و دیگری از صدا و بو و جنس حرف می‌زند. آن‌ها حتی تعریفشان از بابا فرق می‌کند! پسر می‌گوید: «بابا قدبلند است و کلاه سرش می‌کند.» و برادرش می‌گوید: «بابا یک بوس زبر است که بوی پیپ می‌دهد.»

این تعریف‌ها پسر راوی قصه را گیج و کلافه می‌کند. پس سراغ مادرش می‌رود و می‌گوید هرچه برای برادرش توضیح می‌دهد، متوجه حرف‌هایش نمی‌شود و حرف خودش را می‌زند. مامان لبخند می‌زند و او را دعوت می‌کند تا چشم‌هایش را ببندد و به همه‌ی چیزهایی که برادرش گفته، فکر کند تا ببیند چطور ممکن است حرف‌های او هم درست از آب درآید…

در این داستان با ظرافت به جزئیات و ویژگی‌های هر یک از افراد و اجسامی که در پیرامون بچه‌ها وجود دارد، پرداخته می‌شود؛ نخست از نظر ظاهری و بعد از باقی جنبه‌ها. این کتاب علاوه بر اینکه خواننده را ترغیب می‌کند تا به جزئیات بیشتری در اطرافش توجه کند، تفاوتی که میان حواس افراد بینا و نابینا وجود دارد را نیز به‌خوبی نشان می‌دهد.

جلد این کتاب دارای برجستگی‌هایی است تا کودک بتواند چشمانش را ببندد و آن‌ها را لمس کند و تا حدی با نحوه‌ی زندگی نابینایان آشنا شود. تصاویر کتاب به گونه‌ای طراحی شده که مفهوم تفاوت و اختلاف را برای خواننده عینی کند. استفاده از رنگ‌های متضاد و جهت‌های مخالف می‌تواند به ملموس شدن این تفاوت در نگرش کمک کند. همچنین برای درک بهتر از آنچه کودک نابینا بیان می‌کند، تصاویر بر اساس این گفته‌ها ترسیم شده و می‌تواند نگاهی نو را به خواننده هدیه کند.

در تمام داستان از ابتدا تا انتها تصاویر پسر راوی و برادرش به گونه‌ای است که چشم‌هایشان در تصویر ترسیم نشده و در صفحه‌ی پایانی، آنجا که مادر پسرش را دعوت می‌کند چشمانش را ببندد تا به‌ درستیِ حرف‌های برادرش پی ببرد، تمام صفحه سیاه است و پسر قصه با رنگ‌های رنگین‌کمان احاطه می‌شود. و البته چشمانی که سفیدند و بدون جزئیات. بله، چشمانمان را که ببندیم، همه چیز سیاه است. ماییم و رنگ‌هایی که خودمان به دنیایمان می‌بخشیم.

 

فائزه ملاعبداللهی؛ آوانگارد

آخرین-درخت-۲-min
19 February 2024 by simasahebi 0 Comments

آخرین درخت، داستانی پر از امید…

اگر می‌خواهید کتابی درباره موضوع «امید» برای کودکان تهیه کنید، داستان «آخرین درخت» یک گزینه مناسب است. داستان «آخرین درخت» درباره گروهی دوست است که دنبال جایی برای زندگی هستند و در یک‌جنگل دست‌نخورده ساکن می‌شوند. در جنگلی که آن‌ها در آن زندگی می‌کنند، لکه‌های نور از لابه‌لای برگ درخت‌ها روی زمین می‌افتد و نسیم ملایم بین شاخه‌ها حرکت می‌کند. اما کمی بعدتر، درخت‌ها را می‌برند تا آتش درست کنند و با چوبشان برای خود خانه و سرپناه بسازند. پس از اینکه سرزمینی برای خودشان ساختند وقت آن است که از آن محافظت کنند، پس دیواری بین خودشان و جهان بیرون می‌کشند: «وقتی با هم دیوار را می‌ساختند، خیلی بهشان خوش گذشت. بعد هم که دیوار تمام شد، چقدر به خودشان بالیدند! سکوت و آرامش همه‌جا را فرا گرفت. لباس‌ها روی بند رخت تکان نخوردند. گیاهان صاف بالا رفتند و بالاخره توی روستا همه‌چیز واقعاً سروسامان گرفت. ولی همین که چیزی جز دیوار به چشم نمی‌آمد، پیامدهایی هم برای آدم‌ها به دنبال داشت. آن‌ها سرگرمی‌ها و ترانه‌ها را فراموش کردند و خیلی زود آن دهکده شاد، سرد و غم‌انگیز شد. انگار دیواری هم میان دل‌هایشان کشیده شده بود.»

حالا وقت اتفاقات عجیب است. هرکسی به خانه خود وابسته می‌شود، رابطه‌ها کم و پر از دودلی می‌شود. وقتش است که تک درختی که در دنیا مانده است و بچه‌های کوچک این سرزمین کاری برای نجات خودشان انجام بدهند.

تصاویر این کتاب خطی و ساده و گویا هستند. رنگ‌بندی‌های آن به کودک کمک می‌کند تا او در هر صفحه به کشفی برسد و خود روایتگر داستانی جدید شود. این کتاب محیط زیستی درباره موضوع مهم دیگری هم با مخاطبانش صحبت می‌کند. مخاطب یاد می‌گیرد که روحیه دوستی و همکاری می‌تواند امید و زندگی را به یک جامعه برگرداند.

 

تهمینه حدادی؛ مجله‌ی آوانگارد