روایت-تازه_ای-از-امر-واقع-min
15 June 2024 by simasahebi 0 Comments

«ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»، روایت تازه‌ای از امر واقع

«امر واقع اگر می‌خواهد باقی بماند، باید داستان شود.» (اسکولز، عناصرداستان)

… و «داستان قصه‌ای بَرساخته است.» (همان)

داستان، به امر واقع زندگی دوباره می‌بخشد و آن را در ذهن و ضمیر آدمیان، فرهنگ و تاریخ ماندگار می‌سازد. آن‌چه این امر را ممکن می‌کند، قوه تخیل و رویاپردازی‌های نویسندگان است. قصه بَرساخته، داستانی است که در چنگ تعاریف و داده‌های از پیش تعیین شده نمی‌گنجد بلکه محصولِ تخیلِ آگاهانه و نگریستن به جهان از منظری تازه است.

بدون تخیل، انسان همواره گرفتار محدودیت‌ها، چهارچوب‌ها، تکرارها، فرورفتن‌ها، روزمرگی‌ها و ملال‌ها باقی می‌ماند. داستان «اِدسون آرانتِس دو ناسیمِنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» قصه‌ای بَرساخته است. در این داستان نقش و قدرت تخیل تا آن‌جا پیش می‌رود که قهرمان خیالی داستان حتی جسارت تغییر آن‌چه را که در گذشته در واقعیت رخ داده است، می‌یابد! او از امر واقع، روایت تازه‌ای ارائه می‌دهد و آن‌چنان بر آن پافشاری می‌کند که نه تنها راوی، بلکه خواننده داستان نیز روایت تازهٔ او را بپذیرد و از زاویه نگاه او به جهان، به گذشته، به زمان و به رخداد بنگرد! در این موقعیت شگفت‌انگیز است که پرسشی مهم شکل می‌گیرد: اهمیت، جایگاه و نقش تخیل نه تنها در داستان بلکه در هستی انسان چیست؟! تا کجا ما را پیش می‌برد و رویاهای‌مان را برای دست یافتن به ناشناخته‌ها، نداشته‌ها و آرزوهای فروخورده شکل می‌دهد؟! آیا بدون تخیل و رؤیا، امید معنا دارد؟ و انسان جرأت تغییر در خود و جهان‌اش را پیدا می‌کند؟! پاسخ به این پرسش‌ها همواره مسئله و دغدغه انسان بوده است.

در حوزه علوم انسانی و اجتماعی توجه و تأکید بر نقش و جایگاه تخیل در امر شناخت و ادراک به چالش با عقلانیتِ مدرن پوزیتیویستی و نقد افسون‌زدایی بازمی‌گردد، شرایطی که منجر به تحولی پَساتجربی و تغییری معرفت‌شناسانه در علوم انسانی شد؛ از جمله مطالعه و پژوهش بر اساس تخیل. از این رو نویسندگان، فیلسوفان و اندیشمندان به وجوه متفاوت تخیل مانند رؤیا، خیال، خاطره، اسطوره، آرمان‌شهر و امید در آثار خویش پرداختند.

مانند دورکیم، کاسیرر، باستید، باشلار، دوران، دروش، فروید، یونگ، فروم، میلز، گیدنز، اشتراوس، ریکور، لاکان، فوکو، کراپانزانو و بسیاری دیگر. برای مثال اریک فروم، تخیل را شاخصی از تفکر منطقی انسان سالم همراه با خِردورزی و عشق‌ورزی می‌داند یا وینسِنت کراپانزانو که می‌گوید: جهان به کمک تخیل وسیع‌تر می‌شود و این امر در توسعه ادراک نقش مهمی بازی می‌کند.

ژیلبردوران نیز تخیل را دارای قدرتی می‌داند که می‌توان با اتکاء بر آن آثاری علیه پوسیدگی مرگ و سرنوشت خلق کرد. او در کتاب «ساختارهای انسان‌شناسی قوه تخیل» به تعریف و طبقه‌بندی تخیل و کارکردهای آن می‌پردازد. روش ژیلبر دوران دارای ساختار منطقی و منسجم در حوزه تخیل است، به طوری که امکان خوانشِ متون کلامی یا تصویری را در فضای گفتمانی و بافت‌محور ممکن می‌سازد (عباسی، ۴:۱۳۹۰). او تخیلات انسان را به دو منظومه بزرگ روزانه و شبانه تقسیم می‌کند که هریک ساختارها و نمادهای خاص خود را دارند. در منظومه روزانه که نبردی علیه مرگ و زمان به نمایش گذاشته می‌شود، همه چیز بر اساس تضاد، نفی و رَد است اما در منظومهٔ شبانه از راه‌های دیگری غیراز عمل قهرآمیز برای کنترل زمان بهره برده می‌شود و همه چیز تلطیف شده و از ترس، عاری می‌شود. یعنی رابطه تقابلی به رابطهٔ تعاملی و پیوندی تبدیل می‌شود.

آن‌چه آثار خانیان، از جمله این اثر، را از منظر تخیل متمایز و برجسته می‌سازد، بهره‌گیری از تخیلی پویا و زایا، سیال و منعطف، لایه‌مند و ژرف، آگاهانه و برانگیزاننده، تعاملی و دگرپذیر، تصویری و سمبلیک، رو به آینده و امیدآفرین است. ساختارها و نمادهای نظامِ تخیل درآثار او تقابلی، قهرآمیز و مبتنی بر رَد و نفی نیست بلکه تعاملی و دیالکتیکی است.

از این‌رو بیشتر متمایل به منظومه شبانه است. تحلیلِ داستان «اِدسون آرانتِس دوناسیمِنتو و …» بر اساس ساختارهای اسرارآمیز منظومهٔ شبانه، از جمله تکرار در یک کنش ثابت، پیوند و ذوب‌شدگی، واقعیت حسی و گرایش به عمل مینیاتورسازی همراه با ساختارهای دراماتیک این منظومه همچون هماهنگی، جمع اضداد، درک چرخه‌ای و نجات‌بخشی با نمادهای وارونگی، تداخل‌شونده، پیوندی و تلطیف‌شده، نشان‌دهندهٔ نظامِ تخیل پیوندی، تعاملی و مبتنی بر منظومه شبانه است. این داستان نمایش دیالکتیک هستی و نیستی است، دیالکتیک زندگی و مرگ در هر لحظه.

کارکرد رهایی‌بخش و روان‌درمانی تخیل نیز در این اثر برجسته است. برون آمدن، گسست و جدایی اِدسون به مثابه کودک درونِ راوی از راوی در مرحله اول، سپس همراهی و تجربهٔ مشترک آنان و در پایان بازگشت و پیوستن اِدسون به راوی که همانا بازنمایی پیوند و درهم‌آمیزی امر خیالی و امر واقعی در هرلحظه است، نقطهٔ اوج داستانی است که می‌توان در یک جمله خلاصه‌اش کرد:

داستان «اِدسون آرانتِس دوناسیمِنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش»، داستانی است در ستایش تخیل.

سارا صدیق؛ کتابک

edson
4 September 2023 by simasahebi 0 Comments

شما قهرمان داستان خودتان هستید

همهچیز از همین‌جا شروع میشود. از همین سلول‌های خاکستری‌رنگ که شروع به رویابافی می‌کنند و گاهی همین رویاها هستند که تصویر ِواقعی‌تری از یک ماجرا را به ما نشان می‌دهند. داستان از ذهن نویسنده شروع می‌شود، نویسنده‌ای که بنا بر روال همیشگی نوشتنش، مشغول کشیدن منحنی حلزونی‌ست تا بتواند بر روی کاری که قراردادش را با ناشر بسته است، متمرکز شود و داستانش را بنویسد. داستانی که از ابتدا از صدای غرش کامیون‌های ارتشی و سربازهای خسته و خواب‌آلود حرف می‌زند تا مخاطب را وارد جهانی از مبارزه و جنگ کند. حتی آن‌جایی که صدای عبدالحلیم حافظ از رادیوی دوزندگی به گوش می‌رسد که شعری از نزار قبانی را می‌خواند. شاعری که وقایع زندگی‌اش سبب شد تا شعرهایش بوی سلاح و باروت بدهد.

 

 

داستان، روایت ِمواجهۀ نویسنده، با شخصیت‌های داستانی‌ست که هنوز شکل نگرفته‌اند. خرگوشی هیمالیایی که از دل داستان به دنیای حقیقی پریده و سیاسمبویی که چهرۀ بهنام روزگار خویش است.

«اِدسون آرانتس دوناسیمنتو» یا همان «پله» که از شخصیت‌های اصلی داستان است، گاهی زبانِ نویسنده می‌شود و جای او را در داستان می‌نویسد و گاهی نیز از نویسنده می‌خواهد قهرمانی برای داستان

انتخاب کند. اما نویسنده خیال دارد داستانی واقعی از حادثه‌ای هولناک بنویسد، مشابه با نویسندگانی که ایدۀ داستان‌هایشان را بدون پافشاری بر رعایت موبه‌موی وقایع زندگی‌شان، از زندگی گرفته‌اند. مانند

داستان‌هایی چون زنان کوچک، آلیس در سرزمین عجایب و یا داستان دنیل دفو در کتاب رابینسون کروزو

که ایده و شخصیت داستانش را از زندگی خودش و ماجرایی واقعی از زندگی یک دریانورد اسکاتلندی الگوبرداری کرده است. بله، همیشه پای یک ماجرای واقعی در میان است و حاال آن ماجرای واقعی که نویسندۀ نوجوان هفده ساله آبادانی را درگیر کرده بود، قطعاً مرتبط با همان حادثه فجیع سینماست.

گفتم: «شاید بهتر باشد از فکرش بیایی بیرون.»

گفت: «از فکر چی؟»

«از فکر قهرمان بودن.»

«نمی‌توانم.»

«نمی‌توانی؟»

گفت: «تا مار بوآی دم‌قرمز توی این داستان هست، نمی‌توانم، بالاخره این داستان باید یک قهرمان داشته باشد که باهاش بجنگد یا نه؟»

جمشید خانیان نویسنده داستان، که آبادانی بودن خودش را با اسامی شخصیتهای داستان و لهجۀ شیرینِ آنان، نشان ِمخاطب می‌دهد، شاید نتواند در همان ابتدا مخاطب را متوجه دلیل حضور سربازها و جنگ در داستان کند، اما کمی که داستان پیش می‌رود و یا اگر مخاطب به اندازه‌ای معمول، از تاریخ خوانده باشد، کم‌کم حواسش پرت سال‌های دهۀ پنجاه و روزهای انقلاب می‌شود.

نویسنده در این اثر می‌کوشد با استفاده از قالبی پسامدرن، به فاجعۀ تاریخی آتش‌سوزی سینما رِکس آبادان بپردازد و تلاش دارد تا تاریخ را در بستری از داستان بازنمایی کند. فی‌الواقع «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» روایتی‌ست که گوشه چشمی به واقعۀ آتش‌سوزی سینما رکس ِآبادان دارد. یکی از مهم‌ترین حوادث سال ۵۷ که باعث خشمگین شدن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شد، فاجعه به آتش کشیدن سینما رِکس آبادان بود. فاجعۀ هولناکی که حدوداً 700 نفر از تماشاگران آخرین سانس فیلم «گوزن‌ها» را به کام مرگ کشاند.

این میان خرگوش هیمالیایی و بازیکن هزارودویست‌وهشتادویک گله برزیل، خیاطی ماکسی‌مُد، ریوهای ارتشی و حتی حضور قورباغۀ سبزرنگِ شَملی هم که سروکله‌شان در داستان پیدا شده، قطعاً روزی از تجربه‌ای واقعی در دنیایی حقیقی، پا به دنیای خیال نویسنده نهاده‌اند.

آن‌جا که نویسنده می‌گوید: «من اصلاً به خرگوش فکر نکرده بودم. تنها چیزی که از این حیوان در حافظۀ

من مانده، مربوط است به سه چهار سال پیش. یعنی درست موقعی که با دیدن تابلوی نقاشی آبرنگِ چینی ِ«سه خرگوش» یک ایده داستانی به ذهنم رسید و بعد شروع کردم به جمع‌آوری اطلاعات دربارۀ خرگوش‌ها و نژاد آنها. همین، و گذشت و تمام شد.»

داستان از شش بخش به‌هم پیوسته تشکیل شده است و عنوان ِهر بخش، زیرشاخه‌ای از عنوان بعدی را دربرمی‌گیرد. ماجرای واقعی در بخش «رکس» خودش را نشان می‌دهد. از بعدازظهر ۲۸ مرداد سال هزاروسیصدوپنجاه‌وهفت. روزی که ننه ناریه و آقا می‌خواهند خودشان را به سانس ِآخر رکس برسانند.

دیکو سیاسمبویی می‌خواهد روایت داستان را تغییر دهد، سینما درش بسته باشد و کسانی که قصد انجام این حادثه شوم را دارند، ناموفق بمانند. اما نویسنده می‌خواهد آن‌چه که اتفاق افتاده را روایت کند. روایت تلخی از ننه ناریه و آقا که در همین آتش‌سوزی سینما، جان ِ خود را از دست دادند، اتفاقی که برای همیشه در تقویم و یاد ِنویسنده ثبت شده است.

«بنویسید آن شب آقام و ننه ناریه به خوبی و خوشی برگشتند خانه!»

گفتم: «همچین چیزی ممکن نیست!» از ته ِگلو گفت: «ممکن است!»

«یعنی بنویسم سینما رِکس آتش نگرفت؟»

«بله!»

«چه‌طوری می‌توانم بنویسم آتش نگرفت وقتی همه می‌دانند آن شب سینما رِکس آتش گرفت؟»

 جمشید خانیان، نویسنده‌ی آبادانی کتاب‌های نوجوان، که از نیمۀ اول دهه ۱۳۶۰ با نگارش دو نمایشنامه

«یک نیمروز در اتاق بازجویی» و «روی نی‌بندی» و نیز مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، در حوزۀ «نوشتن» فعالیت خود را آغاز می‌کند، در این کتاب، داستانی متفاوت و عجیب و غریب را برایمان تعریف می‌کند.

جمشید خانیان نخستین نویسندۀ ادبیات کودک و نوجوان ایران است که از بخش آسیا به جشنوارۀ

«کلاغ سفید» کتابخانه مونیخ (در سال ۲۰۱۸ میلادی) دعوت شده است، او در سال ۱۳۹۷ از سوی انجمن

نویسندگان کودک و نوجوان ایران به‌عنوان نامزد بخش نویسندگی جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ معرفی شده است.

 

? یادداشت فرزانه تونی در شماره ۲۵۳۵ روزنامه پیام ما 

40def7e6-cc4c-4ed8-b055-44fdabf77ac1
25 September 2021 by کتاب‌های طوطی 0 Comments

«ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» اثر جمشید خانیان به فهرست افتخار IBBY راه یافت

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش

کمیته‌ی جوایز شورای کتاب کودک، از میان آثار برگزیده در دو دوره‌ی گذشته، ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش نوشته‌ی جمشید خانیان را برای قرار گرفتن در فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان سال ۲۰۲۲ انتخاب کرد.

بخشی از دلایل انتخاب: نویسنده در این اثر به شکلی ویژه وجوه دراماتیک و اثرگذار سبک خود را بروز داده است. ساختار منسجم قصه و بهره‌گیری از زبان شفاف، موجز و صیقل‌خورده فضایی رازآلود اما شفاف و درگیرکننده می‌سازد. شخصیت و زبان کودک مبتنی بر فرهنگ و لهجه‌ی بومی ساخته‌شده، طنز و انرژی خاصی در شخصیت قصه هست و عادات و عناصر ثابت مهندسی‌شده و دقیقی دارد که در روایت شوخ‌طبعانه اما تراژیک آن موضوع سوگ به شکلی نوآورانه طرح‌شده است.

معرفی پدیدآورندگان برای دریافت لوح افتخار و درج اطلاعات آثارشان در فهرست افتخار، فرصتی استثنایی برای معرفی کتاب‌های برتر ایرانی به کشورهای عضو IBBY است. لوح افتخار طی مراسمی در سی و هشتمین کنگره‌ی بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان (پوتراجایا، مالزی) به جمشید خانیان اهدا خواهد شد.

از طوطی پیش از این «چتری با پروانه‌های سفید» و «همه‌ی آن‌ها یک گربه دیدند» در این فهرست معتبر قرار گرفته بودند.

mahi siah 1399 [@tutibooksir]

کتاب‌های طوطی در فهرست آثار منتخب شورای کتاب کودک

امروز اسامی کتاب‌های برگزیده و شایان تقدیر منتشرشده در سال ۱۳۹۸ از سوی شورای کتاب کودک اعلام شد که ۳ عنوان از کتاب‌های طوطی به این فهرست معتبر راه یافته‌اند.

 

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اشدر بخش داستان، رمان نوجوان «ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» نوشته‌ی جمشید خانیان به‌عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.

دلایل انتخاب این کتاب از نظر گروه داوری به شرح زیر است:

– نگاه تازه به یک رویداد تلخ در تاریخ معاصر ایران،

– کنش‌گری شخصیت‌های نوجوان و نقش آن‌ها در تاریخ،

– بهره‌گیری از لحن‌های مختلف و گویش‌های بومی،

– ایجاد پرسش در ذهن کودک در مواجهه با تاریخ،

– تأکید بر کنش‌گری اجتماعی.

 

در بخش دانش اجتماعی، زندگینامه، علوم و مرجع نیز کتاب‌های «چه فکر خوبی!» و «حق دارم کودک باشم» شایان تقدیر شناخته شدند.

چه فکر خوبی!«چه فکر خوبی!» با نویسندگی و تصویرگری نرجس محمدی به خاطر

– پرداختن به موضوع مهم «پذیرش تفاوت‌های فردی و پذیرش خود»،

– نشان دادن اهمیت تنوع و تکثر و پذیرش آن در دنیای امروز،

– پرداختن به مفاهیمی همچون: تفاوت، شباهت، اعتمادبه‌نفس، حل مسئله، تقلید، هویت فردی، من و دیگری،

– پرهیز از تبعیض جنسیتی در تصاویر،

– تألیفی بود اثر.

و «حق دارم کودک باشم» اثر آلن سر با تصویرگری اورلیا فرانتی و ترجمه‌ی مهناز کاظمی به خاطرحق دارم کودک باشم

– روایت شیوا و شاعرانه‌ي مفاد پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک،

– کمک به درک متن و تأثیرگذاری آن،

– کنار هم قرار دادن کودکان از هر رنگ و نژاد و ملیت و کودکان ناتوان (معلول)، که تصاویر را را فراتر از متن قرار داده و خود گویای تساوی همه‌ی حقوق کودکان است، فارغ از رنگ و نژاد و ملیت.

– الهام‌بخشی و و آموزنده‌بودن مطالب هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان.

در فهرست آثار تقدیرشده‌ی شواری کتاب کودک قرار گرفته‌اند.

 

به جمشید خانیان، نرجس محمدی و مهناز کاظمی، پدیدآورندگان خوب طوطی، تبریک می‌گویم و از عزیزانی که در شورای کتاب کودک با دقت‌نظر آثار را بررسی و معرفی می‌کنند تشکر می‌کنیم.

khargosh-himaliae

ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش؛ نامزد نُهمین دوره‌ی اهدای نشان‌های طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده

ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش
نویسنده: جمشید خانیان
ناشر: فاطمی(کتاب طوطی)
۹۱ صفحه
۱۹۰۰۰ تومان
گروه سنی: نوجوان
کاربرد: آشنایی با شکل تازه‌ی روایت، آشنایی با واقعه‌ی آتش‌سوزی سینما رکس

نویسنده پشت میزش نشسته و می‌خواهد داستانی بنویسد. داستانی که اگرچه قرار نیست سبک و سیاقی واقع‌گرا داشته باشد اما نویسنده قصد دارد در آن از رویدادهایی بنویسد که مو به مو اتفاق افتاده. داستانی که قرار نیست فانتزی و غیرواقعی باشد، اما در همان لحظات اولیه‌ی طراحی، از مارپیچی که قرار است به نویسنده کمک کند تا افکارش را جمع‌وجور کند، ناگهان چیزی بیرون می‌پرد و مسیر داستان و ماجرای واقعی را دست‌خوش بحرانی غافلگیرکننده می‌کند. چیزی که اگرچه در شروع داستان گفته می‌شود “ناگهان چیزی بیرون پرید و ناپدید شد”، اما نه تنها ناپدید نمی‌شود بلکه شخصیت تازه‌ای را به داستان اضافه می‌کند که ادعا دارد قهرمان داستان است و در جست‌وجوی خرگوش هیمالیایی‌اش به آنجا آمده. شخصیتی که خودش را ادسون آرانتس دوناسیمنتو می‌نامد و با موهای فرفری، پوست سیاه، لهجه‌ی شیرین و لاف‌هایش، از شغل و موقعیت مهم پدرش در شرکت نفت، پرواز با یک هواپیمای دوملخه‌ی اختصاصی تا آمریکای شمالی، شنا در شط ماداگاسکار و نقشه‌‌اش می‌گوید و فراتر از این‌ها ادعا دارد، نفر چهارم جمع دوستانه‌ی چند نوجوان، در یک شب خاص است. همان شبی که نویسنده در سال‌های دور، همراه سه دوستش دور یک میز نشسته‌اند و به آوازی گوش می‌دهند که از رادیویی در آن نزدیکی پخش می‌شود. شبی که پدر و مادر نویسنده قرار است بروند سینما رکس و تا شروع حادثه‌ی هولناک و تاریخی آتش‌سوزی سینما رکس در آبادان چیزی باقی نمانده. حالا هم نویسنده پشت میزش نشسته است، تا از همان شب و ماجرایی که در نوجوانی برای خود و خانواده‌اش پیش آمده بنویسد. قراردادش را هم با ناشر بسته تا آنچه را که واقعا پیش آمده بنویسد، اما حالا شخصیت تازه‌ای از ناکجای ذهنش بیرون آمده که می‌خواهد داستان جور دیگری تمام شود.
ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش، تنها یک نویسنده ندارد. نویسنده‌ی اول، پشت میزش نشسته و می‌خواهد داستانی واقعی بنویسد. او اصول نوشتن را می‌داند و بلد است چطور یک ماجرای واقعی را بنویسد، اما زمانی که با یک خواسته‌ و مسیر غافلگیرکننده روبرو می‌شود، تنها کاری که ازش برمی‌آید، مچاله کردن کاغذ و انداختنش در سطل زباله است. اما نویسنده‌ی دوم، جمشید خانیان، هم از راز و رمز نوشتن آگاه است، هم خوب می‌داند چگونه در یک داستان جذاب، با رگه‌هایی از خیال و فانتزی و حتی طنز، از حادثه‌ای هولناک و دردناک بگوید که با گذشت چند دهه، همچنان در نوشته‌ها و گفته‌هایی که قرار است واقعیت تاریخی را بسازند، نانوشته و ناگفته‌های بسیار دارد.

photo_2021-02-17_13-03-31

دو کتاب از طوطی نامزد دریافت نشان طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده در سال ۱۳۹۹ شدند

✅ نامزدهایی نهایی دریافت نشان طلایی و نقره‌ای لاک‌پشت پرنده در سال ۱۳۹۹ اعلام شدند.
 
در بین این نامزدها نام دو کتاب از طوطی نیز دیده می‌شود:
 
 
۲) تو یک جهانگردی/ نویسنده: شهرزاد شهرجردی/ تصویرگر: غزل فتح‌الهی
 
✅ گروه داوری لاک‌پشت پرنده در این دوره عبارتند از: حمید اباذری، محمود برآبادی، شکوه حاجی‌نصرالله، مینا حدادیان، شیوا حریری، شادی خوشکار، فاطمه زمانی، علی‌اصغر سیدآبادی، گیسو فغفوری، رودابه کمالی ، نلی محجوب، مریم محمدخانی، فرمهر منجزی، رویا میرغیاثی و سیدمهدی یوسفی.
 
✅ آیین اهدای نشان‌های لاک‌پشت پرنده اسفندماه ۱۳۹۹ به صورت مجازی برگزار می‌شود.

ادسون
25 December 2019 by مهدی امیری 0 Comments

پله در سرزمین عجایب

کتاب بر پایه‌ی کشمکش و گفت‌وگو بین دو شخصیت اصلی داستان شکل گرفته است. روایت‌ها رفت و برگشتی است و ما قدم با قدم با جریان داستان پیش می‌رویم. فضای داستان بین ناخودآگاه نویسنده و فضای واقعی حرکت می‌کند. این تعلیق بین فضای واقعی و ناخودآگاه نویسنده باعث می‌شود دنیایی که نویسنده می‌خواهد در واقعیت تغییر دهد برای ما عیان شود.

زهرا ماهری؛ وبگاه وینش

هر وقت اسم ادسون آرانتس دوناسیمنتو را می‌شنوم یاد مرحوم منوچهر نوذری و مسابقه هفته‌اش می‌افتم. آن قسمتی که از عادل فردوسی‌پور جوان، زمانی که هنوز وارد تلویزیون نشده بود، نام اصلی پله را می‌پرسد و او بدون نفس کشیدن ادسون آرانتس دوناسیمنتو را می‌گوید. نوذری کمی فردوسی‌پور را نگاه می‌کند و می‌گوید دوباره بگو و او با خنده تکرار می‌کند. جایی از داستان ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش هم چنین برخوردی داریم:

نمی‌خواست بگوید: ولی من حسابی کنجکاو شده بودم. پرسیدم: «ببینم، اصلا تو کی هستی؟ اسمت… »

بلافاصله گفت: «ادسون آرانتس دوناسیمنتو!»

آن‌قدر سریع گفت که اصلا متوجه نشدم. گفتم: «چی چی؟»

گفت: «ادسون آرانتس دوناسیمنتو»

این قسمت از داستان شروع آشنایی ما با ادسون هم است. شخصیتی که می‌خواهد قهرمان داستان نویسنده باشد، اما نویسنده نمی‌خواهد و نمی‌تواند! داستان نویسنده با آن چیزی که ادسون می‌خواهد فرق دارد. حداقل پایان‌های متفاوتی دارد. نویسنده پایانی واقعی برای داستانش در نظر دارد؛ اما ادسون می‌خواهد شخصیت‌ها در داستان نمیرند و از واقعیت تاریخی‌ای که دارد دور شود.

ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش را جمشید خانیان نوشته است. شخصیت اصلی خود نویسنده است. او می‌خواهد داستان جدیدی بنویسد ولی سر و کله‌ی «پله» و دوستانش در اتاق آقای نویسنده پیدا می‌شود؛ نویسنده می‌خواهد داستان سینما رکس و اتفاقات واقعی را که در آن افتاده است، بنویسد.

کتاب بر پایه‌ی کشمکش و گفت‌وگو بین دو شخصیت اصلی داستان شکل گرفته است. روایت‌ها رفت و برگشتی است و ما قدم با قدم با جریان داستان پیش می‌رویم. فضای داستان بین ناخودآگاه نویسنده و فضای واقعی حرکت می‌کند. این تعلیق بین فضای واقعی و ناخودآگاه نویسنده باعث می‌شود دنیایی که نویسنده می‌خواهد در واقعیت تغییر دهد برای ما عیان شود. نویسنده با ناخودآگاه خودش و واقعیتی که وجود دارد، نمی‌خواهد کنار بیاید ولی در طول داستان سعی می‌کند هر دو فضا را به خوبی به ما نشان دهد.

داستان از کجا شروع می‌شود؟ از خط حلزونی که نویسنده زمانی آن را می‌کشد که می‌خواهد طرح داستانش را بنویسد. اما این دفعه مانعی سر راهش وجود دارد و مثل همیشه این خط حلزونی پیش نمی‌رود. این مانع خرگوشی است که از دل این خط حلزونی بیرون می‌آید. حرکت خرگوش در تاریکی و متعجب کردن نویسنده یادآور آلیس در سرزمین عجایب است. آلیس دنبال خرگوش می‌رود و داستان ادسون هم با حرکت خرگوش پیش می‌رود. خرگوش در داستان نوعی نماد است که ما را از دنیای واقعی به دنیایی خیالی و ناشناخته می‌برد. زمانی که خرگوش حضور دارد، ما ناخودآگاه نویسنده را می‌بینیم و با پله همراه می‌شویم. قهرمان داستان از نویسنده می‌خواهد با او و دنیای خیالی‌اش همراه شود. نویسنده نمی‌تواند و با توصیف واقعی و هولناک آخر قصه یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر را به تصویر می‌کشد. فضای داستان در آبادان می‌گذرد و شخصیت‌ها درگیر اتفاقات قبل از جنگ هستند. قهرمان داستان به آتش کشیدن سینما رکس و از دست دادن آدم‌های زندگی‌اش را نمی‌خواهد بپذیرد و می‌خواهد این تلخی را از داستان حذف کند.

کتاب مثل بقیه داستان‌های جمشید خانیان نثری جذاب و موضوع هیجان‌انگیز دارد. تعلیق‌ داستان مخاطب را تا انتها می‌کشاند. همذات پنداری با پله، مخصوصا در اواخر داستان به حدی به درستی اتفاق می‌افتد که از اصرار نویسنده بر پایان تلخ داستان متعجب می‌شویم.

ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش تازه‌ترین کتاب جمشید خانیان است که انتشارات فاطمی (کتاب‌های طوطی) آن را برای گروه سنی نوجوان منتشر کرده است.