cover-ansoye-daryaye-mordegan-copy-3
1 January 2022 by simasahebi 0 Comments

عبور از دروازه‌ی مرگ

در خانه‌ای قدیمی، از پشت دیوارهای اتاق، یکی همه‌اش فریاد می‌زند ان‌نوگی ان‌نوگی و داستان کنجکاوی افشین با شنیدن این صدا و دنبال کردن جلال شروع می‌شود. «آن سوی دریای مردگان» داستان افشین و جلال است که پا به سرزمینی می‌گذارند که اجازه‌ی ورود به آن را ندارند.

افشین چند وقتی است که از شهر به روستا آمده و به خاطر عصای دست و پای بی‌حسش با بچه‌های مدرسه و روستا ارتباط چندانی ندارد؛ اما توجهش به جلال جلب می‌شود که بچه‌ها پشت سرش زیاد حرف می‌زنند و کسی هم با او دوست نمی‌شود. جلال در خانه‌ای پشت غسال‌خانه زندگی می‌کند که همه می‌گویند جن دارد. جلال خودش هم رغبتی ندارد با کسی دوست شود و وقتی توجه افشین را می‌بیند سعی می‌کند او را پس بزند؛ اما افشین پیگیرتر از این حرف‌هاست! افشین با تلاش بسیار از راز جلال و دایی او و خانه‌شان با خبر می‌شود. راز آن‌ها چیست؟ آن‌ها نگهبانان دروازه‌ای هستند که انسان‌ها نباید وارد آن شوند.

افشین و جلال هر دو عزیزانی را از دست داده‌اند و افشین برای اینکه دوباره غم از دست دادن را تجربه نکند می‌خواهد از دروازه رد بشود. او به دنبال «اوته نه‌پیش‌تیم» است. کسی که می‌گویند هیچ‌گاه نمرده و جاودانه است. افشین، جلال و ان‌نوگی سفری را برای رسیدن به اوته نه‌‎پیش‌تیم شروع می‌کنند که پر از خطرات و موجوداتی است که آن‌ها نه تا به حال دیده‌اند نه چیزی درباره‌شان شنیده‌اند. حتی ان‌نوگی که نگهبان جنگل سدر است هم از راهی که در پیش دارند و خطرات احتمالی آن آگاه نیست. او فقط سعی دارد محافظ خوبی باشد و بچه‌ها را به سلامت به اوته نه‌پیش‌تیم برساند. آن‌ها از جنگل‌های پردرختی می‌گذرند و با درخت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که حرف می‌زنند و جان دارند و با شاخه‌هایشان هر غریبه‌ای را کتک می‌زنند. از کویر پر از شنی رد می‌شوند که گرگ‌ها آن‌جا به انتظارشان نشسته‌اند و پسرها باید بتوانند هم برای حفظ جان‌شان و هم برای رسیدن به اوته نه‌پیش‌تیم از کویر عبور کنند. و عبور از دریای مردگان، آن‌جایی است که افشین با مرگ روبه‌رو می‌شود.

کتاب آن سوی دریای مردگان درباره‌ی مرگ و زندگی است. این کتاب بن مایه‌ای اسطوره‌ای دارد و در نقطه‌ی اوج داستان که عبور از دریای مردگان است مخاطب با گیلگمش و انکیدو آشنا می‌شود. انکیدو موجودی است نه مرده و نه زنده که منتظر گیل‌گمش است که به کنار او بیاید. در داستان‌های کهن هم به انکیدو در حماسه گیلگمش اشاره شده است. گیلگمش هم بعد از مرگ انکیدو ترس از مرگ به جانش می‌افتد و برای جاودانگی به دنبال پیدا کردن اوته‌ نه‌پیش‌تیم می‌رود. گیلگمش داستان به سرانجامی ندارد. افشین به کمک جلال و ان‌نوگی از تمام سختی‌ها می‌تواند عبور کند؛ اما آیا به جاودانگی که برای پدربزرگش به دنبال آن بود، می‌رسد؟

آن سوی دریای مردگان داستان جذاب و پرکششی دارد و نویسنده سعی کرده است با توجه به بازگشت‌هایی که به اسطوره‌ها دارد تفکر مرگ و زندگی و رنج زندگی انسانی را به تصویر بکشد. هرچند حضور این اسطوره‌ها به صورت تلگرافی شاید آن‌ها را بیشتر به یک اسم تبدیل کرده است تا عناصری برای پیش‌برد داستان، اما به همین اندازه‌ هم باعث ایجاد فضایی فانتزی و در عین حال واقعی شده است. کتاب تخیل خوبی دارد. هر آن‌چه در کتاب فانتزی است با دنیای واقع هم خوب چفت‌وبست پیدا کرده است و شخصیت اصلی داستان که یک نوجوان با نیازهای ویژه است، شخصیت دل‌پذیر، شجاع و در حال رشدی دارد. هرچند بعضی از گفت‌وگوها و واگویه‌هایی که دارد کمی او را از فضای نوجوان خارج می‌کند.

پایان‌بندی داستان به کیفیت شروع و میانه‌ی آن نیست. تحولی که در افشین رخ می‌دهد، کمی غیرمنتظره است و آن‌طور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است. اما در مجموع آن سوی مردگان کتاب روان و پر از اتفاقات تخیلی پرکشش است و نویسنده توانسته با آفریدن یک دنیای تخیلی به مسئله‌ی حساس مرگ و زندگی و پذیرفتن سوگ برای نوجوان امروزی بپردازد.

این کتاب شایسته‌ی تقدیر جایزه‌ی‌ ادبی نوفه شده است و 4 لاک‌پشت پرنده دریافت کرده است. همچنین، کتاب آن سوی دریای مردگان منتخب طرح سامان‌بخشی کتاب‌های رشد است.

زهرا ماهری، وینش

زندگی در جهانی بدون مرز [@tutibooksir]

زندگی در جهانی بدون مرز

کتاب پسر ته کلاس فقط روایت پناهجویی و مشکلات آن‌ها نیست، کتاب به درستی درباره‌ی نظرات مختلف درباره‌ی پناهجویی و پناهجویان متناسب با سن و سال بچه‌ها صحبت می‌کند و مشکلات پناهجویان را محدود به عبور از مرزها نمی‌داند. این کتاب پذیرفته شدن و ماندن پناهنده‌ها در دنیای جدید را هم مورد توجه قرار داده است.

چندسالی است که مهاجران و مهاجرت سوژه‌ی بسیاری از کتاب‌های کودک و نوجوان شده است. جنگ در خاورمیانه و بی‌خانه شدن هزاران خانواده موضوع تازه‌ای نیست؛ اما برای نسل جدید غریب‌تر از نسل‌های قبلی است. پسر ته کلاس هم روایت پناهجوی سوری به نام احمت است که ما از زبان دختر نه ساله‌ای می‌خوانیمش که خانواده‌ی خودش هم در سالیان دور به عنوان مهاجر از اتریش و فیلیپین به انگلستان آمده‌اند.

داستان از یک صندلی خالی شروع می‌شود که اوایل سال کسی روی آن ننشسته است؛ اما یک روز که الکسا و دوستانش تام، جوزی و مایکل سر کلاس حاضر می‌شوند پسری را ته کلاس می‌بینند که با یک کیف قدیمی قرمز جای خالی را پر کرده است. الکسا از همان نگاه اول متوجه می‌شود که باید راهی برای دوستی با پسر ته کلاس پیدا کند، چون او را غمگین و تنها می‌بیند؛ اما چطور؟ احمت زنگ‌های تفریح به حیاط مدرسه نمی‌رود. با هیچ‌کس صحبت نمی‌کند و در دنیای خودش سیر می‌کند.

الکسا راوی داستان سعی می‌کند از همان روز اول قدم‌های کوچک اما اثرگذار بردارد. او زمانی که همه بچه‌ها به سمت خانه در حرکتند به سمت احمت می‌رود و شکلات‌هایی را که خیلی دوست دارد به او می‌دهد. اولین ارتباط با لبخند احمت شکل می‌گیرد. کم کم دوستان دیگر الکسا هم به فکر هدیه دادن به احمت می‌افتند و آن‌ چهار نفر با خوراکی‌ها و برچسب‌هایی که خودشان خیلی دوست دارند، غیرمستقیم می‌خواهند راهی برای گفت‌وگو با احمت باز کنند.

احمت پناهجوی سوری است که تازه به لندن رسیده است. زبان انگلیسی نمی‌داند و از خانواده‌اش خبری در دست نیست. قلدرهای مدرسه هم از توجه به احمت عصبانی هستند و از هیچ راهی برای بیشتر اذیت کردن احمت دریغ نمی‌کنند. احمت خانواده‌ای ندارد و به صورت موقت با خانمی زندگی می‌کند. راه طولانی و خطرناکی را پشت سر گذاشته است و اتفاقات دردناکی را از جنگ و بی‌خانمانی به چشم دیده است.

الکسا و دوستانش در ابتدا تصوری از پناهجویان و مهاجران و جنگ‌های خاورمیانه ندارند. همه‌چیزِ احمت برایشان مبهم و معماست. از احساسات کودکانه‌شان فقط این را متوجه می‌شوند که احمت نیاز به کمک فوری آن‌ها دارد. در کتاب کم‌کم با پشتیبانی معلم مدرسه و مادر الکسا بچه‌ها از مفاهیم پناهجویی و مهاجرت و چرایی جنگ آگاه می‌شوند و هرچه بیشتر می‌دانند بیشتر دل‌شان می‌خواهند برای احمت کاری کنند، مخصوصا از روزی که احمت از زندگی‌اش نقاشی‌هایی کشید و سر کلاس قصه جنگ و پناهجویی‌اش را با نقاشی‌ها برای بچه‌ها روایت کرد.

همین روایت و صحبت خصوصی الکسا و احمت درباره‌ی خانواده‌اش، همچنین شنیدن خبری که بسته شدن مرزهای انگلستان به روی پناهجویان را اعلام می‌کرد، عزم الکسا و جوزی و تام و مایکل را جزم کرد که نقشه‌ای بکشند که خانواده‌ی احمت را قبل از بسته شدن مرزها پیدا کنند. هرچند بچه‌ها متوجه نمی‌شدند که چرا عده‌ای پذیرش پناهجویان را ندارند و عده‌ای مانند نماینده مجلس یا آقای گرگر از پناهجویان متنفرند. آن‌ها مطمئن‌ترین و عملی‌ترین نقشه‌ای را که به ذهن‌شان رسید، اجرایی کردند؛ رفتن به کاخ باکینگهام و دیدار با ملکه انگستان!

آن‌ها کودکانی خبرساز می‌شوند، اما چنان که در دنیای واقعی همیشه از هر رفتاری برداشت‌های متفاوتی می‌شود در دنیای کتاب پسر ته کلاس هم کار بچه‌ها به نحو‌های مختلفی برداشت می‌شود و با کمک مدیر و معلم مدرسه و خانواده‌های الکسا و دوستانش آن‌ها می‌توانند مردم بیشتری از شهرشان را با خودشان هم‌سو کنند.

کتاب پسر ته کلاس فقط روایت پناهجویی و مشکلات آن‌ها نیست، کتاب به درستی درباره‌ی نظرات مختلف درباره‌ی پناهجویی و پناهجویان متناسب با سن و سال بچه‌ها صحبت می‌کند و مشکلات پناهجویان را محدود به عبور از مرزها نمی‌داند. این کتاب پذیرفته شدن و ماندن پناهنده‌ها در دنیای جدید را هم مورد توجه قرار داده است، موضوعی که کمتر کتاب‌های مربوط به پناهجویان به آن می‌پردازند. معمولاً کتاب‌هایی از این دست کشور پذیرنده را کشوری همراه و همدل پناهجویان نشان می‌دهد ولی پسر ته کلاس  آن روی سکه‌ی پناهجویی را هم نشان می‌دهد. خیلی‌ها حاضر به پذیرش آن‌ها نیستند و فقط کشورشان برای خودشان می‌خواهند.

کتاب کشمکش‌های خوبی دارد. بچه‌ها تا رسیدن به احمت باید چندین گام بلند بردارند. اینجاست که مفهوم دوستی و همدلی خیلی پررنگ می‌شود و بعد از دوستی با احمت حالا نوبت حل مسئله‌ی اساسی اوست. او که پدر و مادرش در کنارش نیستند و خواهرش را هم در هنگام عبور از دریا از دست داده است. کتاب پسر ته کلاس احساسات بچه‌ها، خشم‌شان، هیجان‌شان، جست‌وجو برای پیدا کردن راه‌حل و مهربانی‌شان را به خوبی روایت کرده است. کتاب پر از احساساتی است که هر مخاطبی را برای کمک به پناهجویان به تقلا وا می‌دارد و اتفاقاً آخر کتاب با اطلاعاتی که درباره‌ی پناهجویی به مخاطب داده می‌شود و هفت پرسشی که شما را عمیقاً به فکر وا می‌دارد، سعی کرده افکار مخاطب را برای مدت کوتاهی هم که شده به سمت این بحران جهانی سوق دهد.

پسر ته کلاس علاوه بر این‌ها دنبال درست کردن پازل هویتی بچه‌ها هم هست. یکی از مشکلات اساسی‌ای که بچه‌های پناهجو معمولاً با آن مواجه می‌شوند گم شدن این پازل هویتی است. نمی‌دانند به کجا تعلق دارند و باید دنبال چه چیزی بروند. زبان‌شان، فرهنگ‌شان، آداب و رسوم‌شان و حتی خوراکی‌های‌شان را در دنیایی دیگر گذاشته‌اند و به سمت دنیای نو آمده‌اند.

کتاب را آنجالی ک، رئوف که تبعه‌ی انگلستان است و ریشه بنگلادشی دارد نوشته است. او که خودش در کمپ‌های پناهجویی با کودکان و نوجوانان کار می‌کند، این کتاب را بر اساس تجربیاتش در اردوگاه‌های پناهجویان نوشته است. پیپا کرنیک تصویرگر کتاب هم کمک بسیاری در بهتر شدن فضای داستان کردن است. تصاویر او از نقاشی‌های احمت و حضور بچه‌ها در کاخ باکینگهام همدلی مخاطب را با کتاب بیشتر کرده است. ترجمه خوب و روان کتاب هم از محبوبه نجف‌خانی است که به نظر می‌رسد آنچه را رئوف می‌خواسته به خوبی منتقل کرده است. پسر ته کلاس را طوطی بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی با رعایت کپی‌رایت منتشر و روانه بازار کرده است.

پسر ته کلاس برای این روزهایی که پرچم سیاه طالبان در افغانستان دوباره علم شده است و هزاران خانواده بی‌خانمان شده‌اند، برای انجام رفتار درست و درک بهتر هم‌زبانان افغانستانی مقیم ایران و پذیرش آن‌ها به کشورمان کتاب بسیار مناسبی است که معلمان، مددکاران و تسهیلگران از خواندن و معرفی آن به کودکان و نوجوانان نباید غافل شوند.

زهرا ماهری؛ وینش

photo_2021-08-24_14-32-35

پسر پاپینزی: پسرک و جادوی مری پاپینز

پسرک و جادوی مری پاپینزکتاب خوش‌خوان و پرکششی است. داستان ما را با پسر بچه‌ی ده ساله‌ای آشنا می‌کند که با پدرش زندگی می‌کند. پدرش چندوقتی است بیکار شده و از شواهد و قراین به نظر می‌رسد غم بزرگی دارد که از همه پنهان می‌کند.

 پسرک و جادوی مری پاپینز کتابی درباره‌ی از دست‌دادن‌ها و به دست آوردن‌هاست. کتابی که راز بزرگی را در خود جای داده و غم و اندوه بسیاری را که دارد با جادو تلطیف کرده است. پسرک و جادوی مری پاپینز داستان گیل، پدرش، مادرش، ماریا، نازیا و سونیا است. ما داستان را از زبان چهار نفر از این شخصیت‌ها می‌خوانیم؛ گیل، مانوئل پدر گیل، ماریا روانشناس گیل و سونیا معلم گیل. هر کدام برای ما قسمتی از ماجرایی را تعریف می‌کنند که در آخر راز پنهان گیل را متوجه شویم. همه چیز مثل پازل است و مانند ماریا که باید از حرف‌ها و نقاشی‌های گیل به غمش پی ببرد ما هم با حر‌ف‌های این چهار نفر پازل را کامل می‌کنیم. گیل از نازیا و پدرش حرف می‌زند. مانوئل از همسرش و گیل حرف می‌زند. ماریا از گیل و نازیا حرف می‌زند و سونیا اطلاعاتش را درباره‌ی نازیا و گیل به ما می‌دهد.

پسرک و جادوی مری پاپینز کتاب خوش‌خوان و پرکششی است. داستان ما را با پسر بچه‌ی ده ساله‌ای آشنا می‌کند که با پدرش زندگی می‌کند. پدرش چندوقتی است بیکار شده و از شواهدی و قراین به نظر می‌رسد غم بزرگی دارد که از همه پنهان می‌کند. ما در طول داستان منتظر مادر گیل هستیم؛ همان کسی که خبری از او نیست. به کشوری دور رفته و پدر هر دفعه نوید آمدنش را می‌دهد. اما جرقه‌ی اصلی ماجرا با سوال سونیا معلم گیل و جوابی که گیل به آن می‌دهد، زده می‌شود. دوست دارم بزرگ که شدم چه کسی باشم؟ بیشتر بچه‌ها می‌خواهند فوتبالیست و بازیگر و تنیسور شوند، فقط جواب گیل است که کمی با بقیه فرق دارد؛ گیل می‌خواهد مری پاپینز شود. مری پاپینز همان پرستاری که در آسمان روی ابرها زندگی می‌کند و کلام جادویی دارد و فیلمش پر است از موسیقی و شادی. مری پاپینز خاطره‌ای است که گیل از مادرش دارد و نقطه اشتراک او و مادرش علاقه به مری پاپینز است. پدر گیل از حضور مری پاپینز در زندگی‌اش ناراحت است، به نظر مانوئل علاقه به مری پاپینز مردانه نیست و گیل که یک پسر است به جای غرق شدن در جادوی مری پاپینز باید راگبی بازی کند؛ اما مانوئل متوجه نیست که چرا گیل دودستی مری پاپینز را چسبیده و حتی برای جشن آخر سال مدرسه‌اش با نازیا می‌خواهد قسمتی از فیلم آن را اجرا کند. مانوئل کم کم می‌فهمد که چه اتفاقی در خانه‌اش و برای پسرش افتاده در صورتی که او در غم بزرگش غوطه‌ور بوده است.

داستان نازیا هم در میان داستان راز و غم گیل شکل می‌گیرد. نازیا دختر پاکستانی است که در اسپانیا مهاجر است. نویسنده کتاب خط باریکی را هم برای غم و اندوه مهاجران با نشان دادن وسعت روح گیل باز کرده است. نازیا درگیر تعصبات خانواده‌اش است و گیل دلش می‌خواهد او را از دست پدرش و رفیق برادرش نجات دهد، چرا که آن‌ها می‌خواهند نازیا را به پسرعمویش که در پاکستان مرد پولداری است، شوهر دهند. همه این آگاهی‌ها را ما در اتاق امن ماریا که روان‌شناس مدرسه است کم کم کشف می‌کنیم. حرف‌هایی که گیل به ماریا می‌زند، هرچند نه خیلی مستقیم و ماریا مجبور می‌شود هر دفعه آن‌ها را رمزگشایی کند، رازهای گیل و نازیا را برملا می‌کند. پروسه‌ی برملا شدن این رازها هم برای گیل خیلی دردناک است هم برای پدرش، چرا که وقتی غم‌شان کشف می‌شود دیگر فقط متعلق به خودشان نیست و باید جور دیگری رفتار کنند.

روایت کتاب پسرک و جادوی مری پاپینز  شباهت زیادی با کتاب با کفش‌های دیگران راه‌ برو اثر شارون کریچ دارد. فقط در آن کتاب پدر غم را پذیرفته بود اما دختر نپذیرفته بود و در کتاب جادوی مری پاپینز پسر غم را پذیرفته و پدر در برابرش مقاومت می‌کند. کتاب دو موضوع مهم را در خودش جای داده؛ یکی مرگ عزیزان و دیگری کمک گرفتن از آدم‌های متخصص مانند مشاور و روان‌شناس در زمان‌هایی که توان ادامه دادن نداریم.

صحبت کردن درباره‌ی مرگ عزیزان معمولاً موضوعی است که به آن پرداختن در سن نوجوانی کار دشواری است و کتاب به خوبی به آن پرداخته ولی از زاویه‌ای که گاهی نوجوانان خودشان تکیه‌گاه والدین‌شان می‌شوند و جای والدین و فرزند عوض می‌شود. مقاومت پدر در برابر کمک گرفتن از دیگران و دوری کردن از همه، مخصوصاً روان‌شناس مدرسه به خوبی در کتاب با روایت‌هایی که از بقیه می‌شنویم آشکار است و گیل می‌خواهد در حال و هوای سن خودش با جادویی که از مری پاپینز سراغ دارد غم پدرش را تمام کند و او را نجات بدهد. این نجات دهنده در کتاب همان روان‌شناسی است که پله پله و با استانداردهای لازم گیل و پدرش را به درستی هدایت می‌کند.

کتاب پسرک و جادوی مری پاپینز علاوه بر مناسب بودن برای نوجوانان به شدت به والدین، مربیان و روان‌شناسان حوزه کودک و نوجوان هم توصیه می‌شود. کتاب را مترجم نام‌آشنای کتاب‌های نوجوان کیوان عبیدی آشتیانی ترجمه کرده است. این کتاب را که نویسنده‌ای اسپانیایی به نام الخاندرو پالوماس نوشته است، طوطی بخش کودک و نوجوان نشر فاطمی حق نشر آن را خریده و از زبان انگلیسی آن را ترجمه و روانه‌ی بازار کرده است.

زهرا ماهری؛ وینش

استدلال‌های بد؛ هنر حرف حساب زدن

استدلال‌های بد؛ هنر حرف حساب زدن

کتاب تصویری استدلال‌های بد از هنری فراموش‌شده به اسم «حرف حساب زدن» می‌گوید. این کتاب به قول نویسنده‌اش علی الموسوی برای تازه‌واردان به حوزه‌ی استدلال منطقی نوشته شده است. الموسوی رایج‌ترین خطاهای استدلال را جمع‌آوری کرده و هم‌خوان با تصاویر کتاب به بررسی خطاهای آن استدلال پرداخته است.

کل دنیا بر پایه‌ی گفت‌وگو می‌چرخد. همه دارند برای بقا همدیگر را با حرف زدن مجاب می‌کنند. در بیشتر شغل‌های امروزی هنر سخنوری حرف اول را می‌زند. هرکس بتواند بهتر دیگری را با حرف‌هایش اقناع کند پیروز ماجراست و خسران‌دیده آدم‌هایی هستند که نمی‌توانند خوب حرف بزنند. اما چه‌قدر از این حرف‌هایی که روزانه رد و بدل می‌شود حرف‌های درست و حسابی است؟ آدم‌ها چه‌قدر از سفسطه و مغلطه برای پیشبرد حرف‌هایشان استفاده می‌کنند؟ آدم‌ها چه‌قدر از حرف زدن برای قلدری و تخریب کردن بقیه استفاده می‌کنند؟ تا حالا شده است در شبکه‌های اجتماعی اظهارنظری بکنید و با واکنش عجیب و به زعم خودتان ناعادلانه‌ی کاربران روبه‌رو شوید؟ گاهی ریشه‌ی این تخریب‌ها این است که گوینده‌ها درست فکر کرده‌اند، اما اشتباه بیان کرده‌اند. گاهی از استدلال‌های اشتباه به نتایج درست رسیده‌اند و گاهی با ربط و بی‌ربط کردنِ ادله به پیامی رسیده‌اند که در نگاه اول درست به نظر می‌رسد. از جایی به بعد به این نتیجه می‌رسیم که حرف حساب زدن هنر است. چه اگر فکر می‌کنید این هنر را دارید، و چه فکر می‌کنید ندارید سری به کتاب تصویری استدلال‌های بد بزنید و برای هر کودک و نوجوان و بزرگسالی که در آستانه‌ی ابراز عقاید و افکارش به صورت مستقلانه است آن را بخوانید و درباره‌اش صحبت کنید.

کتاب تصویری استدلال‌های بد از هنری فراموش‌شده به اسم «حرف حساب زدن» می‌گوید. این کتاب به قول نویسنده‌اش علی الموسوی برای تازه واردان به حوزه‌ی استدلال منطقی نوشته شده است. الموسوی رایج‌ترین خطاهای استدلال را جمع‌آوری کرده و هم‌خوان با تصاویر کتاب به بررسی خطاهای آن استدلال پرداخته است. بخشی از این تصاویر از تمثیل‌هایی مانند مزرعه‌ی حیوانات جرج اورول و بخشی دیگر از هیچانه‌های طنزآمیزی مانند داستان‌ها و اشعار لوئیس کارول نویسنده‌ی آلیس در سرزمین عجایب الهام گرفته شده است.

کتاب هر کدام از مغالطه‌ها را اول در یک صفحه‌ی جداگانه تعریف کرده است و بعد با مثال‌هایی آن مغالطه را تشریح کرده و نکته‌ی انحرافی را که باعث می‌شود ما زیاد از آن مغالطه استفاده کنیم توضیح داده است. نویسنده همراه با تصویرگر برای هر کدام از این مغالطه‌های غیرصوری با برقراری دیالوگی یا آوردن نکته‌ای فضایی را برای بهتر درک شدن آن فراهم کرده است. در حقیقت نویسنده از زبان استعاری کمک گرفته است تا بتواند استدلال‌های منطقی را به شیرینی به مخاطب آموزش دهد.

الموسوی سعی دارد با این کتاب خطر استدلال‌های سست را گوشزد کند و به مخاطب نشان دهد که این استدلال‌های بد چه‌قدر در زندگی روزمره‌ی ما جریان دارد و خیلی از حرف‌ها و رفتارهای آدمی تحت تاثیر این استدلال‌هاست. هر کدام از این مغالطه‌ها برای هر کلاسی می‌تواند مبحث درسی باشد که ساعت‌ها دانش‌آموزان روی آن بحث و مجادله کنند.

در آخر کتاب نویسنده تعریف واحدی از اصطلاحات منطقی مانند، استدلال، گزاره، مقدمه، استدلال استقرایی و … آورده که مخاطب با آگاهی بیشتر به خواندن کتاب بپردازد. این تعاریف تلاشی است برای ساده‌سازی کتاب، اما هنوز برخی از قسمت‌های کتاب‌ دچار سخت‌فهمی است و حتما برای کار کردن با کودکان و نوجوانان نیاز به راهنما دارد. مترجم این کتاب دانش‌آموخته‌ی فلسفه علم است و علم‌ورزی در حلقه‌ی کندوکاو را راهی برای آشنایی کودکان با فلسفه و تفکر فلسفی می‌داند. هرچند ترجمه‌ی حسین شیخ‌رضایی که خود یکی از کوشندگان و پژوهشگران حوزه‌ی فلسفه برای کودک است، کار را آسان کرده، اما به نظر می‌رسد محتوای کتاب هنوز پیچیدگی‌هایی دارد. جملات و انتخاب واژه‌ها جای چکش‌کاری دارد ولی در مجموع برای علاقه‌مندان به فلسفه، منطق و حرف حساب زدن جذابیت ویژه‌ای دارد.

وینت سرف، یکی از پیشگامان اینترنت، کتاب استدلال‌های بد را یکی از روش‌های هوشمندانه معرفی تفکر محاسباتی به عموم مردم معرفی می‌کند و سزار هیدالگو فیزیکدان مطرح، این کتاب را به هرکسی که مایل به درک اصول علوم کامپیوتر است توصیه می‌کند.

علی الموسوی نویسنده‌ی کتاب در دانشگاه ام‌آی‌تی و کارنگی ملون علوم رایانه و نرم‌افزار خوانده است و همراه همسر و فرزندش در سانفرانسیسکو زندگی می‌کند. تصویرگری‌های کتاب را هم الخاندرو جیرالدو انجام داده است. تصویرگری‌های جیرالدو به فهم هرچه بیشتر کتاب بسیار کمک کرده است.

زهرا ماهری
وینش

photo_2020-06-30_10-35-27

سفر دسته‌جمعی با کلاغ‌ها

داستان کتاب«کلاغ سیاه به سفر می‌رود»درباره‌ی دوستی است. از اول کتاب نویسنده سعی می‌کند لوازم ضروری سفر را برشمارد؛ اما هیچ‌کدام از وسایلی که می‌گوید برای کلاغ ضروری نیست، جز دوستی و همراهی با کلاغ‌های دیگر.

اگر بخواهید از سفر رفتن برای کودک‌تان حرف بزنید به چه چیزهایی اشاره می‌کنید؟ به اینکه چه وسایلی باید با خود ببرد؟ چه نکات ایمنی را باید رعایت کند؟ یا از مکانی که می‌خواهد به آنجا سفر کند حرف می‌زنید؟ شاید هم از هیچ‌کدام، از آدم‌های در سفر و معاشرت با آن‌ها می‌گویید. در کتابی که می‌خواهم معرفی کنم هم از سفر و وسایلش می‌گوید، و هم از آدم‌ها و هم‌سفری‌ها.

کتاب تصویری کلاغ سیاه به سفر می‌رود در نگاه اول درباره‌ی کلاغی است که قصد سفر کرده است. او را با چتر و چمدان روی جلد می‌بینیم و پشت کتاب نامه و حباب‌هایی که نشان از اتمام سفر دارد. اما آیا داستان کتاب فقط درباره‌ی سفر رفتن است؟ کتاب با آرزوی کلاغ برای سفر رفتن شروع می‌شود و ادامه‌اش سرآغاز سؤال‌هایی است که صفحه به صفحه همراه با کلاغ به آن پاسخ داده می‌شود. اولین سؤال این است، کلاغ برای سفر رفتن چه چیزی لازم دارد؟

اولین جواب چمدان است. اما آیا کلاغ واقعا به چمدان نیاز دارد؟ نه! او حتی به بلیت اتوبوس یا قطار هم برای سفر کردن نیاز ندارد. خودش بال و پر دارد و مجانی به سفر می‌رود! شاید هم به آب یا چراغ قوه نیاز دارد؟ اما مگر کلاغ هرجا که بخواهد آب پیدا نمی‌کند؟ و اینکه چشم‌های کلاغ بهتر از چراغ قوه کار نمی‌کند؟ بله! پس داستان کلاغ سیاه به سفر می‌رود درباره‌ی چیست؟ کلاغ سیاه باید دنبال چه چیزی بگردد تا یک سفر بی‌عیب و نقص داشته باشد؟ کلاغ سیاه داستان ما به یک دوست نیاز دارد.

داستان کتاب کلاغ سیاه به سفر می‌رود درباره‌ی دوستی است. از اول کتاب نویسنده سعی می‌کند لوازم ضروری سفر را برشمارد؛ اما هیچ‌کدام از وسایلی که می‌گوید برای کلاغ ضروری نیست، جز دوستی و همراهی با کلاغ‌های دیگر. نویسنده از طریق سفر می‌خواهد توجه کودکان را به اهمیت دوستی جلب کند. این کتاب برای بلندخوانی بسیار مناسب است. هر صفحه‌اش می‌تواند برای کودکان زیر هفت سال چالش‌برانگیز باشد. کودکان برای پاسخ به سؤال‌ها به فکر فرو می‌روند. نکته‌ی مهم دیگر در کتاب کلاغ سیاه به سفر می‌رود آشنایی با کلاغ و ویژگی‌هایش است. سؤال‌ها و جواب‌ها آن چیزی را که بچه‌ها از کلاغ‌ها نمی‌دانند آموزش می‌دهد. می‌توان بعد از بلندخوانی کردن کتاب بازی‌هایی در راستای اهمیت دوستی و مقدمات سفر رفتن را با بچه‌ها انجام داد. درباره‌ی دوست و دوستی با کودکان گفت‌وگو کرد و از بچه‌ها خواست خودشان را جای کلاغ بگذارند. اگر آن‌ها به جای کلاغ بودند چه می‌کردند؟ دوستان‌شان را از انبوه کلاغ‌ها انتخاب می‌کردند یا روش دیگری را برای سفر برمی‌گزیدند؟

کتاب کلاغ سیاه به سفر می‌رود را بابک صابری نوشته است. او جراح ارتوپد است اما به خاطر علاقه‌ای که به کودکان دارد داستان‌های زیادی برای آن‌ها نوشته است که بعضی از آن‌ داستان‌ها به چاپ رسیده است. کتاب‌های او به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، چینی، ایتالیایی و… ترجمه شده و کودکان بسیاری آن‌ها را خوانده‌اند و جوایز متعددی هم گرفته است. کلاغ سیاه به سفر می‌رود هم از کتاب‌های راه‌یافته به فهرست کتاب‌های IBBY (دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان) مناسب برای کودکان با نیازهای ویژه است. این کتاب که شبنم چایچیان به خوبی تصویرگری‌اش کرده، با امتیاز پنج به فهرست لاک‌پشت پرنده راه یافته است. تصاویر کتاب بسیار ساده و قابل فهم هستند و کودک را با خود همراه می‌کنند.

? زهرا ماهری
وینش

ادسون
25 December 2019 by مهدی امیری 0 Comments

پله در سرزمین عجایب

کتاب بر پایه‌ی کشمکش و گفت‌وگو بین دو شخصیت اصلی داستان شکل گرفته است. روایت‌ها رفت و برگشتی است و ما قدم با قدم با جریان داستان پیش می‌رویم. فضای داستان بین ناخودآگاه نویسنده و فضای واقعی حرکت می‌کند. این تعلیق بین فضای واقعی و ناخودآگاه نویسنده باعث می‌شود دنیایی که نویسنده می‌خواهد در واقعیت تغییر دهد برای ما عیان شود.

زهرا ماهری؛ وبگاه وینش

هر وقت اسم ادسون آرانتس دوناسیمنتو را می‌شنوم یاد مرحوم منوچهر نوذری و مسابقه هفته‌اش می‌افتم. آن قسمتی که از عادل فردوسی‌پور جوان، زمانی که هنوز وارد تلویزیون نشده بود، نام اصلی پله را می‌پرسد و او بدون نفس کشیدن ادسون آرانتس دوناسیمنتو را می‌گوید. نوذری کمی فردوسی‌پور را نگاه می‌کند و می‌گوید دوباره بگو و او با خنده تکرار می‌کند. جایی از داستان ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش هم چنین برخوردی داریم:

نمی‌خواست بگوید: ولی من حسابی کنجکاو شده بودم. پرسیدم: «ببینم، اصلا تو کی هستی؟ اسمت… »

بلافاصله گفت: «ادسون آرانتس دوناسیمنتو!»

آن‌قدر سریع گفت که اصلا متوجه نشدم. گفتم: «چی چی؟»

گفت: «ادسون آرانتس دوناسیمنتو»

این قسمت از داستان شروع آشنایی ما با ادسون هم است. شخصیتی که می‌خواهد قهرمان داستان نویسنده باشد، اما نویسنده نمی‌خواهد و نمی‌تواند! داستان نویسنده با آن چیزی که ادسون می‌خواهد فرق دارد. حداقل پایان‌های متفاوتی دارد. نویسنده پایانی واقعی برای داستانش در نظر دارد؛ اما ادسون می‌خواهد شخصیت‌ها در داستان نمیرند و از واقعیت تاریخی‌ای که دارد دور شود.

ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش را جمشید خانیان نوشته است. شخصیت اصلی خود نویسنده است. او می‌خواهد داستان جدیدی بنویسد ولی سر و کله‌ی «پله» و دوستانش در اتاق آقای نویسنده پیدا می‌شود؛ نویسنده می‌خواهد داستان سینما رکس و اتفاقات واقعی را که در آن افتاده است، بنویسد.

کتاب بر پایه‌ی کشمکش و گفت‌وگو بین دو شخصیت اصلی داستان شکل گرفته است. روایت‌ها رفت و برگشتی است و ما قدم با قدم با جریان داستان پیش می‌رویم. فضای داستان بین ناخودآگاه نویسنده و فضای واقعی حرکت می‌کند. این تعلیق بین فضای واقعی و ناخودآگاه نویسنده باعث می‌شود دنیایی که نویسنده می‌خواهد در واقعیت تغییر دهد برای ما عیان شود. نویسنده با ناخودآگاه خودش و واقعیتی که وجود دارد، نمی‌خواهد کنار بیاید ولی در طول داستان سعی می‌کند هر دو فضا را به خوبی به ما نشان دهد.

داستان از کجا شروع می‌شود؟ از خط حلزونی که نویسنده زمانی آن را می‌کشد که می‌خواهد طرح داستانش را بنویسد. اما این دفعه مانعی سر راهش وجود دارد و مثل همیشه این خط حلزونی پیش نمی‌رود. این مانع خرگوشی است که از دل این خط حلزونی بیرون می‌آید. حرکت خرگوش در تاریکی و متعجب کردن نویسنده یادآور آلیس در سرزمین عجایب است. آلیس دنبال خرگوش می‌رود و داستان ادسون هم با حرکت خرگوش پیش می‌رود. خرگوش در داستان نوعی نماد است که ما را از دنیای واقعی به دنیایی خیالی و ناشناخته می‌برد. زمانی که خرگوش حضور دارد، ما ناخودآگاه نویسنده را می‌بینیم و با پله همراه می‌شویم. قهرمان داستان از نویسنده می‌خواهد با او و دنیای خیالی‌اش همراه شود. نویسنده نمی‌تواند و با توصیف واقعی و هولناک آخر قصه یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر را به تصویر می‌کشد. فضای داستان در آبادان می‌گذرد و شخصیت‌ها درگیر اتفاقات قبل از جنگ هستند. قهرمان داستان به آتش کشیدن سینما رکس و از دست دادن آدم‌های زندگی‌اش را نمی‌خواهد بپذیرد و می‌خواهد این تلخی را از داستان حذف کند.

کتاب مثل بقیه داستان‌های جمشید خانیان نثری جذاب و موضوع هیجان‌انگیز دارد. تعلیق‌ داستان مخاطب را تا انتها می‌کشاند. همذات پنداری با پله، مخصوصا در اواخر داستان به حدی به درستی اتفاق می‌افتد که از اصرار نویسنده بر پایان تلخ داستان متعجب می‌شویم.

ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش تازه‌ترین کتاب جمشید خانیان است که انتشارات فاطمی (کتاب‌های طوطی) آن را برای گروه سنی نوجوان منتشر کرده است.