درخت دوستی – معصومه میرابوطالبی [@tutibooksir]

درخت دوستی بنشان یا سنگ دوستی بیاب

اولین مواجهه‌ی من با کتاب گورکن و راسو، دست‌های کوچک یک راسو بود، یک راسو با چند خط سفید روی کمرش که نشان از یک‌چیز داشت، بوی بد. بوی بدی که می‌تواند برای لحظه‌ای همه را خفه کند. بعد نگاه خیره‌ی گورکن به راسو بود و دست درازش، دستی که برای دوستی دراز شده، اما شما در مواجهه‌ی اول انتظار دارید در کوبیده شود توی صورت راسو و گورکن برگردد سر بقیه‌ی زندگی‌اش. بله! همین‌طور می‌شود. مجموعه گورکن و راسو این‌طور شروع می‌شود.

دوستی مفهوم عجیبی است. گاهی از جایی شروع می‌شود که اصلاً انتظارش را نداریم. گاهی به جاهایی ختم می‌شود که اصلاً حدسش را نمی‌زنیم و گاهی ماجراجویی‌هایی را در دل خودش دارد که به‌یادماندنی است. هیچ‌کس نمی‌تواند برای دوستی چهارچوب دقیقی تعیین کند. چون زندگی برای هر لحظه یک ماجرای جدید رو می‌کند و دوست در این ماجرای جدید، می‌تواند نقش جدید و متفاوتی بگیرد.

گورکن در خانه‌ی خودش، در اتاق خودش نشسته بود و یک پروژه‌ی بزرگ سنگ پیش رویش داشت. خانه‌اش ساکت، غذایش سرد و برنامه‌ریزی روزانه‌اش دقیقاً سر جای خودش بود. بعد یک‌دفعه، یک دوست وارد شد. یک راسوی پاشنده‌ی بوی بد، که دستش را دراز کرد سمت گورکن و خواست دوست او بشود. راسویی که با همه‌ی مرغ‌ها دوست می‌شد، آشپز خوبی بود و قصه‌های زیادی می‌دانست. اما چه کسی می‌خواهد برنامه‌ریزی روزانه‌اش را به هم بریزد. اصلاً این به‌هم‌ریختگی چقدر می‌تواند شما را از هدفتان دور کند. پس گورکن مقاومت کرد. او نمی‌خواست راسو وارد خانه‌اش بشود اما عمه لولا که صاحب اصلی خانه بود برنامه‌ی دیگری برای گورکن داشت. راسو هم‌خانه‌ی گورکن شد و همراهی این دو نفر از همین‌جا آغاز شد. اول که دوستی نبود، یک شکلی از تحمل موجودی غیر هم‌شکل بود. اما داستان لحظه‌به‌لحظه زنجیره‌ی این دوستی را پررنگ می‌کند و این نقطه‌ی قوت داستان است. همه‌چیز در آرامش رخ می‌دهد حتی تغییر گورکن برای پذیرش راسو.

دوستیِ واقعی، رابطه‌ی محبت متقابل، بین دو نفر است و در پایان جلد یک این دوستی واقعی بین راسو و گورکن تثبیت می‌شود. همدلی به معنی درک و تقسیم احساسات با فرد دیگر، برای گورکن شکل می‌گیرد و او از لاک خودش بیرون می‌آید. حالا همه دوستانش فقط سنگ‌های مهمش نیستند، موجودات دیگری هم هستند که راسو به خانه دعوتشان کرده است.

پیدا کردن دوست نمی‌تواند برای همه به‌راحتی رخ بدهد، مثل راسو که در خانه را زد، دستش را دراز کرد و خواست که با گورکن دوست شود. برای گورکن همه‌چیز سخت‌تر بود، برای خیلی از ماها هم ممکن است این‌طور باشد. دوست نداشته باشیم همان اول جواب سلام کسی را بدهیم، همان اول او را در جریان همه علاقه‌مندی‌هایمان قرار دهیم و همان اول ریتم زندگی‌مان را به خاطر او به هم بزنیم. اما راسو ذره‌ذره وارد زندگی گورکن شد، با یک غذای گرم، با صحبت‌های هیجان انگیزش و با ارتباطات عجیبش با مرغ‌ها.

یک نکته‌ی جذاب در مورد شکل‌گیری این دوستی این است که راسو خودش را به خاطر خوشایند گورکن و پذیرش از سمت او تغییر نمی‌دهد. در جلد دوم این را به‌خوبی می‌بینیم. اگر او راسوست، با همه‌ی خصیصه‌هایش راسوست و همین باعث می‌شود گورکن سنگ‌شناس او را دوست داشته باشد. در کتاب دوم، جای خالی یک سنگ روی دیوار اتاق سنگ‌های گورکن دیده می‌شود. سنگی که داستانی قدیمی و مفصلی دارد. سنگی که جست‌وجویش با یک سفر شروع می‌شود و داستان به‌گونه‌ای رقم می‌خورد که گورکن باز هم چیز بیشتری از دوستی‌اش با راسو یاد بگیرد. گاهی باید از چیزی گذشت تا چیز ارزشمند دیگری را به دست آورد. چیز ارزشمندی که تا چند روز پیش، میزان اهمیتش را نمی‌دانستیم.

مجموعه‌ی دوجلدی گورکن و راسو، داستان حیوانات است، اما آن‌قدر دقیق و پر از عاطفه نوشته شده، که شما نمونه‌ی دو آدم با خصوصیات رفتاری متفاوت را در برابر هم می‌بینید، البته نویسنده از ویژگی‌های حیوانی گورکن و راسو غافل نشده و از آن‌ها به خوبی استفاده کرده تا داستانش را پیش ببرد.

یادداشتی از معصومه میرابوطالبی، نویسنده‌ی آن‌سوی دریای مردگان

درباره‌ی خانه‌ی سنگی و دایناسور در مرغدانی از مجموعه‌ی گورکن و راسو

نوشته‌ی ایمی تیمبرلیک با تصویرگری جان کلاسن و ترجمه‌ی پژمان واسعی

آن‌سوی دریای مردگان [@tutibooksir]

«آن‌سوی دریای مردگان» و مسئله‌ی مرگ

رمان «آن‌سوی دریای مردگان» از معصومه میرابوطالبی اثری است که دغدغه‌ی اصلی خود را مسئله‌ی مرگ و نحوه‌ی ارائه‌ی آن برای مخاطب نوجوان قرار داده است. نویسنده در این اثر با بهره‌گیری از تصاویری خیالی تلاش کرده است تا مخاطب خود را با جلوه‌ای متناسب از مرگ مواجه سازد.

موضوع مواجهه‌ی با مرگ یکی از مهم‌ترین مسائل روان‌شناسی کودک و نوجوان است. اینکه کودک و نوجوان چه ذهنیتی از مرگ دارند؟ و یا در چه برهه‌ای از عمر با حقیقت مرگ روبه‌رو می‌شوند؟ و یا اینکه فرایند سوگواری در این دوره از زندگی به چه نحوی است؟

اروین یالوم معتقد است نگرانی‌های کودکان برای مرگ فراگیر است و تأثیر عمیقی بر دنیای تجربی‌شان می‌گذارد.

به همین دلیل ضرورت دارد که کودکان با وجوه مختلف زیستی، اجتماعی و فرهنگی پدیده‌ی مرگ آشنا شوند. ادبیات می‌تواند یکی از ابزارهای مهم در مسیر نیل به این هدف خطیر به شمار آید. بی‌گمان پرداخت زیبایی‌شناسانه به مسئله‌ی مرگ به همراه کارکرد غنی زبان، عاطفه و استعاره، از آن فرایندی درخشان و به‌یادماندنی خلق می‌کند، مشروط به آنکه طرح این موضوع با هوشمندی و آگاهی هنری نویسنده همراه باشد و با آگاهی از علاقه‌های مخاطب و با رویکردی هدفمند و والا صورت گیرد.

یکی از نمونه‌های داخلی این نوع آثار رمان «آن‌سوی دریای مردگان» از معصومه میرابوطالبی است که مسئله‌ی ترس نوجوانان از مرگ را به‌عنوان مضمون اصلی خود برگزیده است و تلاش نویسنده بر آن بوده است تا با استفاده از تخیل و در قالب نوع ادبی فانتزی زمینه‌ی کاهش بیم مخاطب نوجوان از موضوع مرگ و همچنین مواجهه‌ی عقلانی با مرگ نزدیکان را فراهم آورد.

سخن گفتن از مرگ به‌خودی‌خود امری دشوار است و این دشواری زمانی که با مخاطب کودک روبه‌رو هستیم، دوچندان می‌شود. در هنگام سخن گفتن درباره‌ی موضوع خطیری همچون مرگ باید انگاره‌های ذهنی آنان را در نظر داشته باشیم؛ چراکه کودک و نوجوان برای اندیشیدن در این خصوص از آگاهی‌های پیشین خود بهره می‌گیرند.

یکی از تبعات درک ناقص از مفهوم مرگ در کودکان، ایجاد احساس گناه در وضعیت مرگ نزدیکان است. کودک ازآنجاکه درک درستی از عوامل ناگزیر بیرونی در رخ‌دادن مرگ ندارد، ممکن است در موقعیتی که یکی از عزیزانش بنا به هر دلیلی فوت شده باشد، به‌شدت احساس گناه کند.

در داستان آن‌سوی دریای مردگان، «افشین» قهرمان داستان، در گذشته و طی تصادفی مادرش را از دست داده است و ازآنجاکه فرایند سوگواری را به‌درستی طی نکرده است، همیشه در این خصوص احساس گناه می‌کند. به‌همین‌خاطر بعد از اطلاع از بیماری پدربزرگش به صرافت می‌افتد تا هرآنچه می‌تواند را به کار گیرد تا از مرگ او جلوگیری کند. فرایندی که به‌شکل ناخودآگاه برخاسته از ترس افشین از تجربه‌ی دیگرباره‌ی احساس گناه است.

هراس از مرگ پدربزرگ باعث می‌شود افشین پای در مسیری هولناک بگذارد به این امید که شاید بعد از ملاقات با اوته‌نه‌پیش‌تیم قهرمان بی‌مرگی اسطوره‌ی گیل‌گمش، به راز جاودانگی پی ببرد و از این طریق از مرگ پدربزرگش پیشگیری نماید.

رمان آن‌سوی دریای مردگان در زمره‌ی آثاری است که نویسنده در آن تلاش کرده است تا ضمن ارائه‌ی تصویری صحیح از مرگ، فرایند رویارویی قهرمان نوجوان داستان با فقدان نزدیکانش را ترسیم نماید.

بخشی از مقاله‌ی علمی-پژوهشی «بررسی نقش تصاویر هنری در مواجهه‌ی منطقی مخاطب نوجوان با مفهوم مرگ براساس الگوی ساختارهای نظام تخیل از منظر ژیلبر دوران (نمونه‌ی موردی رمان آن‌سوی دریای مردگان)» نوشته‌ی ایوب مرادی و سارا چالاک، که در شماره‌ی اول دوفصل‌نامه‌ی «تفکر و کودک» منتشر شده است.

cover-ansoye-daryaye-mordegan-copy-3
1 January 2022 by simasahebi 0 Comments

عبور از دروازه‌ی مرگ

در خانه‌ای قدیمی، از پشت دیوارهای اتاق، یکی همه‌اش فریاد می‌زند ان‌نوگی ان‌نوگی و داستان کنجکاوی افشین با شنیدن این صدا و دنبال کردن جلال شروع می‌شود. «آن سوی دریای مردگان» داستان افشین و جلال است که پا به سرزمینی می‌گذارند که اجازه‌ی ورود به آن را ندارند.

افشین چند وقتی است که از شهر به روستا آمده و به خاطر عصای دست و پای بی‌حسش با بچه‌های مدرسه و روستا ارتباط چندانی ندارد؛ اما توجهش به جلال جلب می‌شود که بچه‌ها پشت سرش زیاد حرف می‌زنند و کسی هم با او دوست نمی‌شود. جلال در خانه‌ای پشت غسال‌خانه زندگی می‌کند که همه می‌گویند جن دارد. جلال خودش هم رغبتی ندارد با کسی دوست شود و وقتی توجه افشین را می‌بیند سعی می‌کند او را پس بزند؛ اما افشین پیگیرتر از این حرف‌هاست! افشین با تلاش بسیار از راز جلال و دایی او و خانه‌شان با خبر می‌شود. راز آن‌ها چیست؟ آن‌ها نگهبانان دروازه‌ای هستند که انسان‌ها نباید وارد آن شوند.

افشین و جلال هر دو عزیزانی را از دست داده‌اند و افشین برای اینکه دوباره غم از دست دادن را تجربه نکند می‌خواهد از دروازه رد بشود. او به دنبال «اوته نه‌پیش‌تیم» است. کسی که می‌گویند هیچ‌گاه نمرده و جاودانه است. افشین، جلال و ان‌نوگی سفری را برای رسیدن به اوته نه‌‎پیش‌تیم شروع می‌کنند که پر از خطرات و موجوداتی است که آن‌ها نه تا به حال دیده‌اند نه چیزی درباره‌شان شنیده‌اند. حتی ان‌نوگی که نگهبان جنگل سدر است هم از راهی که در پیش دارند و خطرات احتمالی آن آگاه نیست. او فقط سعی دارد محافظ خوبی باشد و بچه‌ها را به سلامت به اوته نه‌پیش‌تیم برساند. آن‌ها از جنگل‌های پردرختی می‌گذرند و با درخت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که حرف می‌زنند و جان دارند و با شاخه‌هایشان هر غریبه‌ای را کتک می‌زنند. از کویر پر از شنی رد می‌شوند که گرگ‌ها آن‌جا به انتظارشان نشسته‌اند و پسرها باید بتوانند هم برای حفظ جان‌شان و هم برای رسیدن به اوته نه‌پیش‌تیم از کویر عبور کنند. و عبور از دریای مردگان، آن‌جایی است که افشین با مرگ روبه‌رو می‌شود.

کتاب آن سوی دریای مردگان درباره‌ی مرگ و زندگی است. این کتاب بن مایه‌ای اسطوره‌ای دارد و در نقطه‌ی اوج داستان که عبور از دریای مردگان است مخاطب با گیلگمش و انکیدو آشنا می‌شود. انکیدو موجودی است نه مرده و نه زنده که منتظر گیل‌گمش است که به کنار او بیاید. در داستان‌های کهن هم به انکیدو در حماسه گیلگمش اشاره شده است. گیلگمش هم بعد از مرگ انکیدو ترس از مرگ به جانش می‌افتد و برای جاودانگی به دنبال پیدا کردن اوته‌ نه‌پیش‌تیم می‌رود. گیلگمش داستان به سرانجامی ندارد. افشین به کمک جلال و ان‌نوگی از تمام سختی‌ها می‌تواند عبور کند؛ اما آیا به جاودانگی که برای پدربزرگش به دنبال آن بود، می‌رسد؟

آن سوی دریای مردگان داستان جذاب و پرکششی دارد و نویسنده سعی کرده است با توجه به بازگشت‌هایی که به اسطوره‌ها دارد تفکر مرگ و زندگی و رنج زندگی انسانی را به تصویر بکشد. هرچند حضور این اسطوره‌ها به صورت تلگرافی شاید آن‌ها را بیشتر به یک اسم تبدیل کرده است تا عناصری برای پیش‌برد داستان، اما به همین اندازه‌ هم باعث ایجاد فضایی فانتزی و در عین حال واقعی شده است. کتاب تخیل خوبی دارد. هر آن‌چه در کتاب فانتزی است با دنیای واقع هم خوب چفت‌وبست پیدا کرده است و شخصیت اصلی داستان که یک نوجوان با نیازهای ویژه است، شخصیت دل‌پذیر، شجاع و در حال رشدی دارد. هرچند بعضی از گفت‌وگوها و واگویه‌هایی که دارد کمی او را از فضای نوجوان خارج می‌کند.

پایان‌بندی داستان به کیفیت شروع و میانه‌ی آن نیست. تحولی که در افشین رخ می‌دهد، کمی غیرمنتظره است و آن‌طور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است. اما در مجموع آن سوی مردگان کتاب روان و پر از اتفاقات تخیلی پرکشش است و نویسنده توانسته با آفریدن یک دنیای تخیلی به مسئله‌ی حساس مرگ و زندگی و پذیرفتن سوگ برای نوجوان امروزی بپردازد.

این کتاب شایسته‌ی تقدیر جایزه‌ی‌ ادبی نوفه شده است و 4 لاک‌پشت پرنده دریافت کرده است. همچنین، کتاب آن سوی دریای مردگان منتخب طرح سامان‌بخشی کتاب‌های رشد است.

زهرا ماهری، وینش

دریای-مردگان
4 November 2019 by مهدی امیری 0 Comments

ویدیو:‌ معرفی کتاب «آن‌سوی دریای مردگان» – فاطمه صدیق

معصومه میرابوطالبی در رمان فانتزی آن‌سوی دریای مردگان با بهره گرفتن از حماسه‌ی گیل‌گمش به سراغ موضوع مرگ و جاودانگی رفته است. افشین و جلال در جهانی خیالی به دنبال اکسیر جاودانگی می‌روند و با موجوداتی فراواقعی روبه‌رو می‌شوند.
مرگ نیرویی برای حرکت و رشد است و ماجراهای پرکشش و مهیج این داستان را پیش می‌برد.

IMG_20191026_1120167
23 October 2019 by مهدی امیری 0 Comments

مخاطبان،‌ نویسندگان را به سوی آثار فانتزی سوق داده‌اند

«اين‌ همه حرف و حديث پشت سر يک پسر و دایی‌اش؟! مگر می‌شود؟ می‌گويند دايی‌اش معتاد است و توی خانه‌شان جن دارند. اصلا کسی که در محله‌ جن‌آباد و پشت غسالخانه زندگی کند حتما يک جای کارش می‌لنگد. افشين، بايد از همه‌ اين‌ها سر در بیاورد و بفهمد اين چه موجودی است که با صدای بلند توی خانه‌ آن‌ها فرياد می‌زند: اِن نوگی!»

مطلبی که خواندید موضوعی است که معصومه میرابوطالبی در کتاب «آن سوی دریای مردگان» که از سوی نشر طوطی منتشر شده، به آن پرداخته است. اين کتاب درباره‌ داستان دو دنيا، موجوداتی فراواقعی و و خطرهايی است که قهرمانان داستان با آن دست‌ به‌گريبانند و می‌تواند برای نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های فانتزی جذابیت داشته باشد. در ادامه گفت‌وگوی ما را با معصومه میرابوطالبی می‌خوانید.

❓ ایده اولیه این کتاب چگونه شکل گرفت؟
✒ ایده اولیه این کتاب از «گیل‌گمش» بود. من این اثر را خوانده بودم و می‌خواستم اثری با درون‌مایه سفری که گیل‌گمش برای پیدا کردن انکیدو دارد و دیداری که با «ئوت نه پیش تیم» دارد، رمانی برای نوجوانان بنویسم. برای اینکه ایده اولیه‌اش تبدیل به یک طرح کامل شود یک‌سال و نیم طول کشید و با چند استاد مطرح کردم، فرآیند نوشتن و بازنویسی آن هم حدود ۱۴ ماه طول کشید.

❓ چرا موضوع مرگ را برای رمان «آن سوی دریای مردگان» انتخاب کردید؟
✒ هدف من کنار آمدن با مرگ و پذیرش آن برای مخاطب نوجوان بود. در فرهنگ قدیمی ایران کودکان و نوجوانان به دلیل ارتباطی که با حیوان‌های خانگی داشتند، می‌فهمیدند مرگ وجود دارد و با مفهوم آن آشنا می‌شدند. اما در دنیای کنونی چون بچه‌ها را در دنیای ایزوله نگه می‌داریم چندان با این مفهوم آشنا نیستند. درحالی‌که مرگ هم جزئی از طبیعت است و گریزی از آن نیست. براین اساس وقتی می‌خواستم این داستان را بنویسم خیلی برایم مهم بود که چگونه یک نوجوان با مرگ عزیزانش کنار می‌آید و آن را می‌پذیرد.

ادامه‌ی گفت‌وگو با معصومه میرابوطالبی را در ایبنا بخوانید.

photo_2019-09-24_16-13-32
9 September 2019 by مهدی امیری 0 Comments

جشن امضای «آن سوی دریای مردگان» برگزار شد

رونمایی و جشن امضای رمان آن‌سوی دریای مردگان با حضور معصومه میرابوطالبی نویسنده‌ی اثر، حسین ورجانی نویسنده و منتقد ادبی در قم برگزار شد.

معصومه میرابوطالبی در این نشست تأکید کرد: «هدف از نوشتن این داستان پاسخ به پرسش‌های بیشمار کودکان در خصوص مرگ و زندگی پس از آن است.»

در ادامه حسین ورجانی نویسنده و منتقد ادبی «آن سوی دریای مردگان» را کاری جدی در عرصه رمان کودک و نوجوان ارزیابی کرد و گفت: از نویسندگان این عرصه می‌خواهم تا آثار فاخر و متناسب با فضای این رده‌ی سنی را خلق کنند.

گزارش را در خبرگزاری کتاب بخوانید.