«چه عالی، عزیزم» در برنامهی صبحانهی ایرانی
وقتی با کودکی قدم میزنید، به اطرافتان و حرفهایی که او میزند دقت کنید، یک تجربهی هیجانانگیز و جادویی در انتظار شماست؛ چه عالی، عزیزم!
وقتی با کودکی قدم میزنید، به اطرافتان و حرفهایی که او میزند دقت کنید، یک تجربهی هیجانانگیز و جادویی در انتظار شماست؛ چه عالی، عزیزم!

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «چه عالی عزیزم» نوشته اُوِن جِنت بهتازگی با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شده است. اینکتاب یکی از عناوین مجموعه «کتابهای طوطی» است که اینناشر برای کودکان و نوجوانان منتشر میکند.
داستان تصویری «چه عالی عزیزم» برای کودکان بالای ۴ سال است و موضوع اصلی آن، اهمیت نگاهکردن، توجهکردن و به اشتراکگذاشتن ماجراجوییهاست که از ایننظر، بزرگسالان هم مخاطب آن هستند.
کتاب پیشرو دربرگیرنده قصه یکسفر جادویی است که در یکپارک، با پروانهها، مارها، میمونها و یکپلنگ خیلی بزرگ انجام میشود. اما مخاطب کتاب باید تصور کند همه اینچیزهای جادویی را از دست میدهد چون حواسش به جای دیگری است.
بزرگترهایی که اینکتاب را میخوانند باید دقت کنند وقتی با یککودک قدم میزنند، باید به حرفهای او و اطراف دقت کنند تا همراه کودکشان تجربهای هیجانانگیز داشته باشند و او نیز اینتجربه را از سر بگذراند و بزرگتر شود.
اینکتاب با ۲۸ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۱۸۵ هزار تومان منتشر شده است.

اون جنت، هنرمند و تصویرگر کتاب، در شهر بریستول در کشور انگلستان زندگی می کند. چه عالی، عزیزم اولین کتاب او برای کودکان است.
او میگوید:
«سبک روایت من اینطور است که کمی از داستان را تعریف میکنم، اما همهچیز را کامل توضیح نمیدهم. پیشنهاد و درک مفهوم مهمترین چیز است.»
خلاصه
چه عالی، عزیزم داستان بچهای است که با والد یا مراقبش برای پیادهروی به پارک میروند. بچه از درختی بلند و تنومند بالا میرود و چیزهای شگفتانگیزی را که میبیند تعریف میکند، اما همراهش با موبایل مشغول است و فقط در جواب تکرار میکند: «چه عالی، عزیزم» بچه درخت را کندوکاو میکند، با ماری روبهرو میشود، با میمون و پلنگ و موجودات زیبای دیگری. وقتی بالاخره به خانه برمیگردند، کودک با افتخار گنجهایی را که در راه جمع کرده است، نشان میدهد، مثل برگ، پر و پوستهی درخت شاهبلوط. فرد بزرگسال موقعی متوجه آنها میشود که کودک رفته است طبقهی بالا تا بخوابد، بعد موبایلش را کنار میگذارد تا به اتفاقاتی که از دست داده، گوش کند.
موضوعاتی که در داستان مطرح میشود:
· روابط خانوادگی
· احساس تنهایی
· فناوری مانند موبایل
· خیالپردازی
نکتههایی که کودکان باید در حین مطالعه به آن توجه و فکر کنند.
· بزرگسال و کودک چه زمانی برای اولین بار ارتباط چشمی برقرار میکنند؟
· نسبت خانوادگی کودک و بزرگسال چندان مشخص نیست، آیا این موضوع اهمیت دارد؟
· کودک در طول راه چه «گنجهایی» را از کدام حیوانات جمع میکند؟
جلد کتاب
وقتی به جلد کتاب نگاه میکنید متوجه چه چیزی میشوید؟ چه احساسی پیدا میکنید؟ شما را یاد چه چیزی میاندازد؟
پشت جلد کتاب
پشت و روی جلد کتاب را مقایسه کنید. چه تفاوتی دارد؟ آیا از موضوع داستان سرنخی به شما میدهد؟
آستر بدرقه
به صفحات پایانی و ابتدایی کتاب نگاه کنید. چه چیزی متوجه میشوید؟ فکر میکنید نویسنده قصد دارد چه بگوید؟ خودتان یا فرد دیگری را میشناسید که زمان زیادی را صرف نگاه کردن به گوشی یا صفحهی کامپیوتر بکند؟
فعالیت: با یک نفر دیگر فکر کنید وقتی کسی را که میشناسید و برایتان مهم است، با دقت به شما گوش نمیدهد، چه حسی بهتان دست میدهد. پنج احساستان را بنویسید.
صفحههای 6 -7
نگاه کنید کودک چطور راه میرود. چه چیزی دربارهی احساسش به ما میگوید؟ بزرگسال چه کار میکند؟
چرا کودک و بزرگسال در صفحههای جداگانه نشان داده میشوند، درحالیکه دستان هم را گرفتهاند؟
فعالیت: زبان بدن راه مهمی برای برقراری ارتباط است. برای نشان دادن شادی چطور میتوانید از بدنتان استفاده کنید؟ برای نشان دادن عصبانیت، هیجانزدگی، اضطراب و خستگی چطور؟ چطور میتوانید نشان دهید که به حرفهای کسی گوش میدهید و به چیزی که میگوید علاقهمند هستید؟
صفحههای 8-9
از تصویر صفحهی هشت چه چیزی میفهمید؟ فکر میکنید چرا تصویرگر، این صفحه را به این شیوه کشیده است؟
کودک انتخاب میکند تا از درخت تنومند بالا برود. وقتی شما به پارک میروید دوست دارید چه کار کنید؟ از بچهها بپرسید آنها از چه کاری لذت میبرند.
صفحههای 10-11
فکر میکنید چرا فرد بزرگسال مدام تکرار میکند «چه عالی، عزیزم»؟
وقتی آدمها با دقت به حرف کسی گوش نمیدهند، چه چیزهای دیگری میگویند؟
صفحههای 12- 13
کودک میبیند سنجابها با چیزهایی که در طبیعت پیدا میکنند به عنوان ابزارهای موسیقی مشغول نواختن هستند. شما کدامیک از ابزارهای موسیقی را تشخیص میدهید؟ تصویرگر چطور نشان داده است که موسیقی نواخته میشود؟ وقتی کودک میگوید «انگار این بالا یک دنیای دیگر است» منظورش چیست؟
فعالیت: اگر شما بخواهید «یک دنیای دیگر» خلق کنید، چه چیزهایی را در بر میگیرد؟ چه شکلی خواهد بود؟ آن را نقاشی کنید و در سه جمله بنویسید آنجا چه چیزهایی پیدا خواهید کرد.
صفحههای 14-15
فکر میکنید کودک از چه چیزی وارونه آویزان شده است؟ اگر با دقت نگاه کنید در صفحات قبلی سرنخهایی وجود دارد.
فکر میکنید کودک حالا چه احساسی دارد؟
والدین چه باید بگویند تا کودک احساس امنیت کند؟
صفحههای 16-17
میمونها چه چیزی به کودک میدهند تا بهجای تاج سرش بگذارد؟
در پسزمینهی تصویر بزرگ چه چیزی میبینید؟
«پادشاه میمونها» بودن چه حسی دارد؟
دوست دارید پادشاه یا ملکهی چه نوع حیوانی باشید؟
صفحههای 18-19
چطور برداشت ما از پلنگ در بالای صفحهی 19 تغییر میکند؟
کودک چطور به پلنگ کمک میکند؟ شما را یاد داستانهای دیگری میاندازد؟
«پلنگ» را جای دیگری در داستان دیدهاید؟ کجا؟
صفحههای 20-21
کودک به بلندای خورشید پرواز میکند. این نوعی تشبیه است. کودک تا ارتفاع چه چیز دیگری میتواند پرواز کند؟ به سه مورد فکر کنید.
فعالیت: این تشبیهها را کامل کنید و با همکاری یک نفر دیگر سه تشبیه جدید بنویسید.
میدوم به سرعت…
شیرجه میزنم به عمق…
بالا میروم به سرعت …
شجاعم مثل …
دربارهی رنگهای بهکاررفته در صفحهی بیستویک صحبت کنید. چه چیزی متوجه میشوید؟
صفحههای 22-23
وقتی کودک میبیند همراهش روی نیمکت نشسته و به گوشیاش نگاه میکند، چه احساسی میکند؟
وقتی کودک میگوید همراهش درست همان جاست، اما حس میکند خیلی دور است، چه منظوری دارد؟
کودک چطور راه میرود؟ به نظرتان چرا اینطوری راه میرود؟
صفحههای 24-25
کودک برای چه کسی دست تکان میدهد؟
چه موقع از روز است؟ چطور میفهمید؟
کودک دربارهی چه چیزهای جادویی صحبت میکند؟
قبلتر در کجای داستان آنها را دیدهاید؟
کودک کجا میرود؟
زبان بدن دربارهی چیزی که کودک احتمالاً دارد فکر میکند به ما چه میگوید؟
فعالیت: با همکاری بچهها جدولی از «چیزهای جادویی» تهیه کنید. شما چه چیزهایی را اضافه میکنید؟
صفحههای 26-27
چه زمانی بزرگسال متوجه میشود که کودک ناراحت است؟
با موبایل چه میکنند؟
به نظرتان چرا متن صفحهی بیستوهفت بیشتر است؟
این بار فرد بزرگسال بهجای «چه عالی، عزیزم» چه میگوید؟
چرا حروف کلمهی «هیجانانگیز» درشت نوشته شده است؟
به نظرتان همهی ماجراجوییهایی که کودک تعریف میکند اتفاق افتاده است؟ اصلاً اهمیت دارد که برخی از این اتفاقها خیالی باشند؟
صفحههای 28-29
چه جانورانی را در این صفحه میبینید؟
وقتی مراقب کودک میگوید دفعهی بعد باهم میرویم، چه منظوری دارد؟
تصویر این صفحه را با صفحهی نه مقایسه کنید. به دو شباهت و تفاوت آن فکر کنید.
فعالیت: چرا مهم است افراد بهجای گوشی و بازیهای کامپیوتری به یکدیگر توجه کنند؟ برایشان پوستری درست کنید که دلیلهای آن را به یاد داشته باشند.
فعالیت: تابهحال احساس کردهای به حرفهای کسی خوب گوش ندادهای و یا کسی به حرفهایت کاملاً گوش نداده است؟ در یک گروه کوچک، گفتوگویی کنید که «گوش دادن ضعیف» و «خوب گوش دادن» نشان داده شود. چه تفاوتهای اساسی بینشان وجود دارد؟
فعالیت: در کلاس با بچهها دربارهی سوالهای زیر گفتوگو کنید:
· از چه چیز این کتاب بیشتراز همه خوشتان آمده است؟
· چیزی بود که دوست نداشتید؟
· شما را یاد داستان یا چیز دیگری انداخت؟
· متوجه الگوی خاصی در داستان شدید؟
· چیزی در کتاب بود که برایتان عجیب یا غافلگیرکننده باشد؟
· سؤالی در این باره دارید؟

همهچیز از روزی شروع شد که سونیا سؤالی پرسید. آفتاب زرد و درخشان از میان پنجره میدرخشید و برگهای رقصان در باد، من را یاد بابا میانداخت زمانی که صبح زود بیدار میشد تا من را تا ورودی مدرسه بدرقه کند درحالیکه دستکشهای سبزش را پوشیده، چون که زمستان بود.
خانم سونیا از کنار میزش برخاست، میزی که بزرگترین میز کلاس است و چند بار دستهایش را به هم زد و ابری از غبار برپا کرد. سرفه کرد. نازیا میگوید بهخاطر گچ است، گلویت را خشک میکند انگار که شیرینی خشک خورده باشی و اگر آب ننوشی شاید بالا بیاوری.
معلم پسرک، سونیا، از دانشآموزان کلاس میپرسد: «وقتی بزرگ شدند میخواهند چهکاره بشوند؟» گیلِ نُه ساله یک جواب صاف و پوستکنده میدهد: مری پاپینز!
از وقتی که مادرش او و پدرش را رها کرده تا در دوبی کار کند، گیل شیفتهی جملههای جادویی مری پاپینز شده است. باید آن را بهدرستی و در زمان مناسب بگوید چون فقط در این صورت است که میتواند اوضاع را برای خودش و پدرش دوباره روبهراه کند. وقتی خانم سونیا از یک مشاور کمک میگیرد و پدر گیل آشفته است که باید چه کند؛ گیل بخشی از داستانش را رو میکند. داستانی که با تصور شما خیلی فرق میکند!
پسرک و جادوی مری پاپینز کتابی منحصربهفرد و ویژه است که تجربهی مطالعهی بینظیری را رقم میزند. کتابی تأثیرگذار است: از شگفتیای به شگفتی دیگر، از معمایی به معمای دیگر، از رازی به رازی دیگر میرسید. تقریباً شبیه یک هزارتو است؛ هزارتویی از خطهای داستانی شکوفنده و پیشرویای جادویی. پالوماس نویسندهای است که بدون هیاهو، اما با اصالتی ناب، دنیایی کامل میآفریند و شما را به زندگی جذابترین شخصیتها میبرد: کل کتاب شبیه یک افسانهی جادویی است.
کمتر نویسندهای به خوبی پالوماس زوایای دید متفاوتی را ارائه میکند. زاویهی دید گیل بسیار خوب از آب درآمده و سرشار از حقیقت و منطقی ساده است. گیل داستانگویی است که همهچیز را بهصورتی عالی به هم میبافد: فصلهای کتاب پر از نکات ويژه و ادراکات حسی بهظاهر بیاهمیتاند اما نقش پررنگ و شگفتانگیزی در داستان و کنشهای بین شخصیتها دارند و این بسیار هوشمندانه است.
بهخاطر اینکه پالوماس زاویهی دید پدر گیل، سونیای معلم و ماریای مشاور را هم دخیل میکند، مخاطب تصویر فوقالعاده قوی و کاملی از آنچه در دنیای کوچک اما پرماجرای گیل میگذرد پیدا میکند. به نظر شگفتانگیز است که چطور دربارهی ذهن بچه به فکر فرو میروید و بینش بهتری نسبت به آنچه واقعاً دغدغهی چنین کودکی است پیدا میکنید.
دقیقاً بهخاطر گیل و ژرفاندیشیاش است؛ چنان خوب به تصویر کشیده شده که غرق آن میشوید و داستان حسابی شما را تحتتأثیر قرار میدهد: افسردگی پدر گیل، نازیا و مسائل فرهنگیاش، سروکله زدن گیل با رفتن مادرش و چگونگی وفاداری به فانتزیاش… همه و همه بسیار واقعی هستند و همین است که آن را خاص میکند.
پالوماس داستانی واقعاً زنده نوشته است؛ مسحورکننده و اصیل. تمرکزش بر مری پاپینز یک جادوی گیرا میآفریند: طوری آن را از آب درمیآورد که داستان را باور میکنید و دلتان میخواهد تا مری پاپینز خودتان را داشته باشید. همهی ما میتوانیم بعضیوقتها کمی غیرعادی باشیم.
سرعت داستان بالاست و چیدمانش طوری است که دیر یا زود اما قطعاً حس میکنید یک چیزی سرجایش نیست و با خود میگویید چه خبر است؟ یک جاهایی بسیار غمانگیز و مصیبتبار میشود اما پایانش چنان خالص و واقعی است که خیلی زود آن قسمتها فراموش میشوند.
پسرک و جادوی مری پاپینز داستانی است که نشان میدهد همهی ما گاهی به کمی جادو نیاز داریم: داستان نور در تاریکی، امید، باور به جادو و آسودگیای که میتوانیم از تخیل بیحدومرزمان به دست بیاوریم.

نه قاشق نه چنگال، شنگال! نمیدانی شنگال چیست؟ خودش هم نمیداند چیست و به چه دردی میخورد. نه در جمع قاشقها جایی دارد و نه در جمع چنگالها. اصلاً کسی او را سرِ سفره راه نمیدهد چون انگار هیچ کاربردی ندارد.
شنگال هی خودش را شبیه این و آن میکند تا در میانشان جایی پیدا کند، اما او باید خود خودش باشد، همان چیزی که هست.
لئو همه را میبیند اما کسی او را نمیبیند و همین او را تنهاتر میکند. او سالها گوشهای از شهر به تنهایی در خانهای زندگی میکرد، در گرد و خاک کتاب میخواند و نقاشی میکشید. تا اینکه آن خانهی بدون سکنه با آمدن خانوادهای پر میشود. با آمدن آنها، لئو خیال میکند که از تنهایی درمیآید، اما اینطور نیست. با وجود شلوغ شدن خانه، او باز هم تنهاست. برای همین تصمیم میگیرد که برای کشف خودش و شهر از خانه بیرون بیاید.
داستان لئو، داستانی چند وجهی است. در نگاه اول ما با یک روح سروکار داریم. روحی که از ندیده شدن ناراحت است و با وجود مهربانیاش مردم از او میترسند. این همان ماجرایی است که کودکان از یک سنی به بعد، درگیرش میشوند. درگیری با موجوداتی مثل روح و جن که دیده نمیشود و همین کودکان را میترساند. ترس کودکان از روح و … باعث هیجان در آنها میشود و تا مدتها در جمعهای کوچک و بزرگشان در مورد این موجودات با یکدیگر صحبت میکنند. کودکی که با ترس از روح در ذهنش کشمکش دارد، وقتی با لئوی داستان آشنا شود ناخودآگاه این ترس کمرنگ میشود. کودک متوجه میشود که این موجودات به اندازهای که آنها در جمعهای دوستانهشان از آن گفتهاند، ترسناک نیستند.
در خلال داستان، ما علاوهبر لئو با شخصیت دیگری هم آشنا میشویم. دختری به اسم جین که در دنیای خیالات خودش سیر میکند. جین فارغ از لئو، در این داستان یک نقش کلیدی دارد و آن هم این است که او به کودک خواننده، دنیای خیال و دوستیهای خیالی را نشان میدهد. جین به کودک میفهماند که بدون خجالت و واهمه میتواند دوست خیالی داشته باشد. جین داستان با استفاده از همین تخیلی که دارد، خلاق بودنش را در بازیهایی که میکند هم نشان میدهد. این دقیقاً نکتهای است که علم روانشناسی هم به ما میگوید؛ این که خیال و خلاقیت همسو با یکدیگر هستند و بزرگترها در جهت خلاقیت کودک نباید تخیل او را دست کم بگیرند.
پذیرش تفاوتها و دوستی با کسانی که شبیه ما نیستند، نکتهای است که در دوستی لئو و جین دیده میشود. جین انسان است و لئو یک روح. اما این باعث جدایی، ترس و دوری گزینی آنها از یکدیگر نمیشود. مک بارنت این موضوع را با نگاه جدید و خلاق خود در داستان لئو به ما نشان میدهد. کودک با خواندن این داستان میآموزد چیزی که در شکلگیری و ادامهی روابط انسانی و حتی ارتباط با سایر موجودات و محیط زیست مهم است داشتن همدلی و پذیرش تفاوتها و احترام به آنها است.
مک بارنت نویسندهای آمریکایی است که برای کودکان مینویسد و تاکنون اکثر کتابهایش به 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. او علاقهی خود به کتاب و نویسندگی را مدیون مادرش است. بارنت تاکنون برنده جایزههای متعددی برای کتابهایش شده است. کتاب داستان لئو برنده جایزه «کتابهای مناسب بلندخوانی ای بی وایت» شده است. معیار گزینش کتابهای مناسب برای دریافت این جایزه، داشتن متنی پویا، درونمایه و موضوع سرگرم کننده و جهانی است. در زمینه کتابهای تصویری کتابهایی شانس برنده شدن دارند که متن و تصویر از ارتباط محکمی برخوردار باشند و ساختار کتاب دارای تعلیقی پر کشش باشد. کتابهایی که بتوانند خواننده را شگفتزده یا کنجکاو کنند و یا حتی او را به خنده اندازد و در کل درونمایه کتاب چنان غنی باشد که بتواند بستری برای گفتوگو فراهم کند. داستان لئوی مک بارنت شانس دریافت این جایزه را در سال 2013 داشته است. از دیگر کتابهای این نویسنده که به فارسی ترجمه شده است میتوان «آن پایین چه خبر است؟»، «دو خفن»، «دو خفن خفنتر میشوند»، «تلفن» و «آنابل و جعبه جادویی» را نام برد.
در سال 2015 نیز، این کتاب بهخاطر تصویرگریهای کریستین رابینسون، توسط نیویورک تایمز به عنوان بهترین کتاب مصور سال، انتخاب شد. رابینسون در داستان لئو بهسادگی جزئیات را وارد داستان میکند. یکی از نکات جالبی که در تصویرگری این کتاب دیده میشود، به تصویر کشیدن پلیس زن است. این خلق رابینسون کلیشههای جنسی را در کودک میشکند و نشان میدهد که در مشاغل جنسیت چندان مطرح نیست.
مترجم این کتاب کیوان عبیدی آشتیانی است. او کار ترجمهی ادبیات کودک و نوجوانان را از سال ۱۳۷۹ شروع کرده و تاکنون جوایز زیادی را نیز در این زمینه دریافت کرده است.
همهچیز با یک پرسش ساده شروع میشود. معلمی به نام «سونیا» روی تخته سؤالش را مینویسد. یک پرسش تکراری از همهی معلمها در تمام مدرسهها…

پسرک و جادوی مری پاپینز
سونیا معلم «گیل» این سؤال را روی تخته مینویسد: «دوست دارم بزرگ که شدم چه کسی باشم؟» همهی بچهها شوق و ذوق دارند تا زودتر جواب بدهند. چند نفر میخواهند بازیکن فوتبال برای تیم بارسلون، مادرید و منچستر بشوند: «… شش نفر رافائل نادال، دو نفر مانکن خیلی قدبلند، یک نفر شاهزاده… سه نفر بیانسه، یک نفر بتمن… یک نفر کاپیتان سفینهی فضایی… دو نفر رهبر دنیا…»
«گیلرمو» یا همان گیل ساکت است. سونیا از او میخواهد که جواب بدهد. میگوید: «من دوست دارم مری پاپینز بشوم.» سونیا فکر میکند این جواب عجیبی است.
…
سونیا از گیل میپرسد چرا مری پاپینز؟ میگوید: «برای اینکه میتواند پرواز کند… یک چتر سخنگو دارد و چمدانی که کلی خرت و پرت تویش میگذارد… و قدرتهای جادویی…» جالب است که گیل اصرار دارد مری پاپینز فقط یک شخصیت داستانی و خیالی نیست، واقعی است. او را در لندن دیده. در یک سالن نمایش و با او حرف هم زده.
یک داستان واقعی که با ذهن داستانی گیل، ابعاد دیگری هم پیدا کرده است. واقعیت و تخیل و رازها و دروغها آنچنان بههم گره خوردهاند که بهسادگی، با پرسیدن باز نمیشوند. چون زندگی یک خط صاف و ممتد و ساده نیست. خطهایی تودرتو است. خطهای که سرنخ ندارند.
…
برای داستاننویس خوب، هر شخصیت، بهخصوص شخصیت کودک، یک سرزمین کشفنشده و تودرتو است. آنچه ما بهعنوان شناخت و دانایی از کودکان داریم، فقط و فقط توهمات و پندارهای ماست. برای درک و دیدن آنها باید مثل داستان به تکتکشان نزدیک شد. و تصویر واقعی او را از لابهلای خطوط درهمرفته بیرون کشید و دید. داستان باید این کار را بکند و این داستان چنین کرده است.
– بخشهایی از یادداشت «فقط داستان میتواند» نوشتهی زری نعیمی؛ مجلهی عروسک سخنگو (شمارهی ۳۲۱) تیر و مرداد ۱۳۹۹
پسرک و جادوی مری پاپینز
نویسنده: الخاندرو پالوماس
مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی
رمان نوجوان
احساس کردم گلویم خشک شد، چند بار چشمهایم را بههم زدم چون هم یاد مامانم افتادم و هم یاد روزی که در خانهی نازیا بودیم و آلبوم عکس نگاه میکردیم. نازیا عکس مرد چاقی را با سبیلهای سیاه و لباس سربازی نشانم داد. ازش پرسیدم فامیلتان است و او شکلکی در آورد و سرش را تکان داد.
گفت: «این احمد است. نامزدم.»
– نامزدت یعنی چی؟
– یعنی بعداً شوهرم میشود، اما هنوز نشده.
– فکر میکنی خوب باشد؟
صورتش را با روسریاش پوشاند، اما نخندید. شانههایش را بالا انداخت و گفت: «نمیدانم. نمیشناسمش، اما بابام میگوید مرد خوبی است و خانه دارد و یک کارخانهی بزرگ مثل کارخانههای نیویورک که کلی آدم تویش کار میکنند، با کلی دمودستگاه و سروصدا.»
– اوه.
جواب نداد و آلبوم را ورق زدیم تا این که گفت: «سیودو سالش است.»
نمیدانستم چه جوابی بدهم.
داستان «پسرک و جادوی مری پاپینز» به نقش کتاب، مشاوره و راهنمایی صحیح در زندگی کودکان و نوجوانان میپردازد. داستان اصلی روایت روبهرو شدن گیل و پدرش با فقدان مادر است اما در کنار آن زندگی نازیا را هم مرور میکند. دختر مهاجر پاکستانی که قربانی خشونت خانگی است. کودکی که هر چند از وطنش دور شده است اما ظلم و ستم به او همچنان ادامه دارد. پدری که میخواهد او را قربانی خواستههای نابجای خودش کند و برادری که از خشونت ابایی ندارد و مردی که میخواهد کودکیاش را بدزدد.
گیل و نازیا با هم دوستند و این دوستی به آنها کمک میکند تا با سختیهای زندگیشان روبهرو شوند و کودکی را زنده نگه دارند. ماریا، مشاور مدرسه، و سونیا، معلمشان، همراه خوبی هستند که در این راه تنها نمانند و شخصیت داستانی مری پاپینز بهانهای میشود برای این همدلی.
الخاندرو پالوماس در این کتاب بهخوبی نقش گفتوگو با کودکان و نوجوانان را به تصویر میکشد. حرف زدن از مشکلاتشان و پیدا کردن راهحلهای درست برای مسائل پررنگی که زندگی آنها را تحتتأثیر قرار داده است.
رنجهای بزرگ و کوچک بچهها را نادیده نگیریم و با آنها حرف بزنیم. خواندن این کتاب و کتابهای مشابه کمک میکند تا با جهان پیچیدهی کودکان و نوجوانان آشنا شویم و نگذاریم خشونت و ظلم زندگی بچهها را نابود کند. حق همهی کودکان است که جهانی شاد و رنگی داشته باشند و قربانی ظلم نشوند. کتابها این مسیر را روشن میکنند.
امروز، ۸ فروردین، روز جهانی تئاتر است. شخصیت مری پاپینز یکی از محبوبترین شخصیتهای داستانی است که شهرت جهانی و طرفداران زیادی دارد. یک پرستار کودک که چتری جادویی دارد و جهانی رؤیایی میآفریند.
نمایش موزیکال مری پاپینز در تئاتر وست اند لندن و برادوی نیویورک بهروی صحنه رفته است. اما این بار قرار است نازیا و گیل آن را در سالن نمایش مدرسه اجرا کنند. گیل عاشق مری پاپینز است و جادوی مری پاپینز قرار است در غیاب مادرش، به او و پدر کمک کند تا زندگی تازهای را از سر بگیرند. نازیا، دوست گیل، دختری پاکستانی است که مشکلات و محدودیتهایی در زندگی دارد. معلم و مشاور مدرسه سعی میکنند با کمک هم مشکلات را حل کنند و جادوی مری پاپینز میتواند راهگشای آنها باشد.
پیام روز جهانی تئاتر امسال را هنرمند پاکستانی، شاهد ندیم نوشته است. او معتقد است تئاتر میتواند به یک معبد تبدیل شود و معبد نیز به فضایی برای نمایش.
او میگوید ما باید با بیتفاوتی، رخوت، بدبینی، طمع و بیتوجهی نسبت به جهانی که در آن زندگی میکنیم بجنگیم و تئاتر در این مسیر نقشی برجسته دارد.
الخاندرو پالوماس نیز در رمان «پسرک و جادوی مری پاپینز» قدرت داستان و نمایش را بهخوبی بیان میکند. این کتاب را میتوانید با ترجمهی کیوان عبیدی آشتیانی بخوانید.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همه ما در طول زندگی روزها، ماهها یا سالهای بدی را سپری کردهایم که خاطره بد آن هرگز از ذهنمان پاک نمیشود. «قصه یک سال مزخرف» نوشته هتر اسمیت که بهتازگی با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی از سوی کتابهای طوطی (بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) منتشر شده است، کتابی است که به همین موضوع میپردازد.
هتر اسمیت، نویسنده کانادایی این کتاب، با استفاده از شخصیتهای واقعی، خصلتهای خوب و بد انسانی را با هم به تصویر کشیده است. او از زبان پسر نوجوانی به نام جت، داستان سال بد و فاجعهباری را روایت میکند که جت پشت سر گذاشته و به امید آنکه همه خاطرات بد گذشته را فراموش کند و به آرامش برسد، برای سپریکردن تعطیلات تابستان به خانه ساحلی مادربزرگش میرود اما رازی دارد.
این کتاب یکی از برندگان جایزه تیدی ادبیات کودک و نوجوان کاناداست، این جایزه هر سال به شاخصترین کتاب کودک و نوجوان، از نویسندههای کانادایی برای کودکان ۱ تا ۱۲ سال، اهدا میشود؛ کتابی که امتیازی چشمگیر یا دستاوردی قابلتوجه داشته باشد.
کیوان عبیدی آشتیانی، درباره چگونگی ترجمه «قصه یک سال مزخرف» به ایبنا میگوید: انتشارات فاطمی تعدادی کتاب را برای ترجمه به من پیشنهاد داده بود. بعد از اینکه آنها را مطالعه کردم بهنظرم داستان «قصه یک سال مزخرف» خیلی جالب و جذاب بود. یکی از دلایل دیگری که تصمیم گرفتم این کتاب را ترجمه کنم این بود که انتشارات طوطی همیشه حق رایت کتابها را میخرد و این مساله برای ما مترجمان، خیلی خوب است چون میتوانیم با نویسنده و ناشر خارجی در ارتباط باشیم و نظراتمان را اعلام کنیم، حتی در اینستاگرام نویسنده را دنبال کنیم و از اینکه کتابشان را ترجمه و منتشر کردهایم خجالت نکشیم.
این مترجم کتابهای کودک و نوجوان، درباره تفاوت این کتاب با سایر آثاری که برای نوجوانان ترجمه کرده توضیح میدهد: تفاوت این کتاب در نوع نگارش آن است چون فرمت شعر آزاد دارد. هرچند که داستان به ظاهر خیلی ساده است اما لایههای پنهان زیادی دارد و فقط روایت یک سال نیست بلکه روایت سالی است که به قهرمان داستان خیلی بد میگذرد به دلیل اینکه خانوادهاش به هم میریزد؛ پدرش تصادف میکند و مادرش تنها میشود.
به گفته عبیدی آشتیانی، نکته جالبی که این کتاب دارد بیان این موضوع است که گاهی بدون دلیل به خانوادههای آدمهای زندانی و آدمهای معتاد صدمه میخورد. در این کتاب، وقتی پدر قهرمان داستان تصادف میکند، سهنفر از اعضای یک خانواده کشته میشوند و این مساله مایه ننگی است برای این بچه و قضاوتی که جامعه نسبت به او دارد سبب میشود که با دوستان جدیدی معاشرت کند.
او میافزاید: معمولا وقتی در خانوادهای یک نفر معتاد یا زندانی باشد جامعه قضاوت خوبی نسبت به اعضای آن خانواده ندارد و آنها را طرد میکند. این پسربچه هم از این مساله صدمه زیادی میبیند و مادرش تصمیم میگیرد او را پیش مادربزرگش بفرستد که زن بسیار مهربان، دنیا دیده و آرامی است و میتواند خسارتهایی را که به این پسر در طول این سال به دلیل دوستی با پسر دیگری را که شر است (اما درواقع او هم بیگناه است و به دلیل نابسامانی خانوادهاش شرور شده) وارد شده، جبران کند.
عبیدی آشتیانی در ادامه بیان میکند: در این کتاب، راوی داستان به سال مزخرفی برمیگردد که طی کرده و داستان را در دو زمان روایت میکند؛ یکی سالی که پیش مادربزرگش است و یکی سال بدی که پشت سر گذاشته است و تعریف میکند چطور شد به اینجا رسید. او در محیطی طبیعی در کنار اقیانوس با شنیدن تجربههای مادربزرگش متوجه میشود که غفلتهای افراد نباید سبب شود که آیندهشان تحتالشعاع قرار گیرد و نابود شود. مادربزرگ در این داستان، یاریگر و کمکدهنده است، هرچند او هم از کودکیاش فاجعههایی را به یاد دارد که این سختیها شخصیت کنونی او را شکل دادهاند. در این داستان فردی که مبتلا به سندرم داون است قلب این پسربچه را تلطیف میکند و نقش این فرد بیمار که دریافتی متفاوت نسبت به ما از دنیای بیرون دارد، در داستان ملموس است.
مترجم «عروس دریایی» همچنین به ویژگی دیگری از این کتاب اشاره میکند و میگوید: داستان به دلیل نوع روایتی که دارد خیلی سریع خوانده میشود. شاید در یک صفحه فقط دو خط وجود داشته باشد و پاراگرافهای بزرگی دیده نشود و این برای دنیای امروز که مردم عجله دارند و حوصله خواندن داستانهای طولانی را ندارند، مناسب است چون در طول دو ساعت خوانده میشود و تاثیرش را میگذارد.
عبیدی آشتیانی درباره نویسنده این کتاب نیز توضیح میدهد: هتر اسمیت، نویسندهای کانادایی است و به واسطه این کتاب در کانادا مورد تقدیر قرار گرفته و برنده جایزه شده است. من قبلا از این نویسنده کتابی ترجمه نکرده بودم اما به نظر من هتر اسمیت در نوشتن شعر آزاد، قلمی بسیار زیبا و خواندنی دارد و لایههای عاطفی داستانش بسیار تاثیرگذار است.
مترجم «همه آنها یک گربه دیدند» میافزاید: آنچه که ما از ادبیات ناب داستانی انتظار داریم این است که بتواند از نقطه شروع تا نقطه پایانی داستان ما را متحول کند و به تفکر وادارد و این داستان این کار را انجام میدهد. اینکه همه آدمها اشتباه میکنند و قهرمان داستان و قهرمانهای فرعی داستان هم اشتباه کردند حتی مادربزرگ که دانای داستان است هم در زندگیاش اشتباه کرده اما موضوع این است که ما چقدر به غفلتها و فراموشکاریهایمان توجه و سعی میکنیم آنها را برطرف کنیم.
انتشارات فاطمی، کتاب «قصه یک سال مزخرف» را با شمارگان دو هزار نسخه و قیمت 350هزار ریال منتشر کرده است.
ترجمه کتابهای «قصهی یک سال مزخرف» و «دختری که میخواست کتابها را نجات دهد» برای بچهها منتشر شد.
به گزارش ایسنا، کتاب «قصهی یک سال مزخرف» نوشته هتر اسمیت با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی در ۲۳۶ صفحه با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان در انتشارات فاطمی عرضه شده است. این کتاب برنده جایزه ادبی «کودکان کانادا» شده است.
در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: جت بعد از سالی مزخرف، برای گذراندن تعطیلات تابستان پیش مادربزرگش میرود. او که حالا میداند هر شروع تازهای به معنای یک شروع خوب نیست، با این امید به خانه ساحلی مادربزرگش میرود که بتواند همه چیز را فراموش کند.
اما جت رازی در دل دارد؛ راز و خاطراتی از آن سال مزخرف که در ذهنش مرور میشوند و همچون سنگهای ساحلی صیقل میخورند.
داستانی زیبا در قالب شعر آزاد؛ داستانی درباره غفلت و بخشش.
همچنین کتاب «دختری که میخواست کتابها را نجات دهد» نوشته کلاوس هاگروپ با ترجمه عطیه الحسینی و تصویرگری لیسا آیساتو در ۶۰ صفحه با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و بهای ۳۶هزار تومان در نشر یادشده راهی بازار شده است.
در نوشته پشت جلد کتاب میخوانیم: میدانید برای کتابهایی که کسی آنها را از کتابخانه امانت نمیگیرد، چه اتفاقی میافتد؟
آنا هم نمیدانست. اما وقتی متوجه شد، دیگر راه برگشتی نداشت. باید عملیات نجات را شروع میکرد…
داستانی جادویی درباره عشق به کتابها و کسانی که توی کتابها زندگی میکنند، برای همه کتابدوستان در هر سنی که هستند!

فهرستهای سیام و سیویکم لاکپشت پرنده که مربوط به کتابهای برگزیدهی تابستان و پاییز ۱۳۹۷ هستند، روز دوشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ در شهرکتاب مرکزی رونمایی میشوند. کتابهای طوطی نیز خوش درخشیدهاند و به این فهرستها راه پیدا کردهاند. در این دو فهرست شش عنوان از کتابهای طوطی قرار دارند که کتاب منحصربهفرد «جنگل برای همه» موفق به دریافت ۶ لاکپشت و کسب درجهی بسیار عالی شده است.
جنگل برای همه یک کتاب تصویری بدون متن است که با نگاهی به طبیعت و محیطزیست به روایت داستان میپردازد. در این کتاب با استفاده از هنر اُریگامی به شیوهای جدید و مبتکرانه تلاش شده است حس واقعی بودن و درک احساس شخصیتها برای کودکان ممکن شود. طوطی به نازنین عباسی، علیرضا علاءالدینی و بهداد شیرمحمدی برای این موفقیت تبریک میگوید و امیدوار است این کتاب در پایان سال موفق به دریافت نشان طلایی لاکپشت پرنده بشود.
کتاب تکامل، کتاب دیگر طوطی نیز در این فهرست امتیاز بالایی کسب کرده است. این کتاب آموزنده و جذاب که با زبانی ساده و تصاویری هماهنگ به بیان تاریخچه و چگونگی شکلگیری نظریهی مهم تکامل برای کودکان و نوجوانان میپردازد موفق به دریافت ۵ لاکپشت و کسب درجهی عالی از گروه داوران لاکپشت پرنده شده است. این کتاب را دانیل لاکستون نوشته و بههمراه جیم اسمیت تصویرگری کرده است. طوطی با خرید حق نشر، آن را با ترجمهی کاوه فیضاللهی و طاهره رنجبر منتشر کرده است.
«پسرک و جادوی مری پاپینز» و «داستان لئو» با ۴ لاکپشت و «خرگوش سیاه» و «گرسنه» نیز با ۳ لاکپشت در فهرستهای تابستان و پاییز ۹۷ لاکپشت پرنده قرار گرفتهاند.
مراسم رونمایی از فهرستهای سیام و سیویکم لاکپشت پرنده به همراه جشن امضای کتابهای تابستان و پاییز ۹۷ روز دوشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۷، با حضور پدیدآورندگان در فروشگاه مرکزی شهرکتاب واقع در خیابان شریعتی برگزار خواهد شد. در این مراسم برنامهی ویژهی قصهخوانی برای کودکان بر اساس کتاب برگزیدهی «جنگل برای همه» نیز در نظر گرفته شده است. این برنامه فرصتی مناسب برای پدرها و مادرها و بچههاست که با کتابهای خوب آشنا شوند و ساعتی را در کنار نویسندگان، مترجمان و تصویرگران محبوبشان بگذرانند.
تهران- ایرنا– «قصه یک سال مزخرف» عنوان کتابی است که در سال ۲۰۱۹ مهمترین جایزه شورای ادبیات کودک کانادا را برد، داستانی در قالب شعر آزاد که به غفلت، خیانت، بخشش و دوستی میپردازد.
قصه یک سال مزخرف نوشته هتر اسمیت است که با ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی منتشر شده است. این کتاب یکی از نامزدهای نهایی جایزه تیدی ادبیات کودکونوجوان کاناداست. این جایزه هر ساله به شاخصترین کتاب کودکونوجوان، از نویسندههای کانادایی برای کودکان ۱ تا ۱۲ سال، اهدا میشود. این جایزه به کتابی اهدا میشود که امتیازی چشمگیر یا دستاوردی قابلتوجه داشته باشد.
این کتاب پیش از این نیز جایزه وینترست ۲۰۱۸ را از آن خود کرده بود.
اسمیت در این کتاب با استفاده از شخصیتهای واقعی، خصلتهای خوب و بد انسانی را با هم به تصویر میکشد. جت که یک سال فاجعهبار و تلخ را پشت سر گذاشته است، برای سپری کردن تعطیلات تابستان به خانه ساحلی مادربزرگش میرود. او امید دارد که در آنجا همه خاطرات بد گذشته را فراموش کند و به آرامش برسد اما رازی در دل دارد؛ رازی و خاطراتی از آن سال مزخرف که در ذهنش مرور می شوند و همچون سنگ های ساحلی صیقل میخورند…
پیک نیک در ساحل عنوان یکی از داستانکهای شعرگونه این کتاب است:
صدای امواج،
فریادهای مرغ های دریایی،
قرچ قرچ چیپس.
ساندویچ های پنیر و سس گوجه فرنگی
با نان های سه گوشی که مادربزرگ خودش پخته بود
چای شیرین در فلاسکی نقره ای
و بیسکویت های شکلاتی
تمام چیزهایی که می دانستم
می توانستند مواد اولیه خاطره تابستانی شیرین بشوند.
کیوان عبیدی آشتیانی، مترجم کتاب که قبلا نیز آثاری چون رمان تحسین شده پسرک و جادوی مریپاپینز را ترجمه کرده، میگوید: «این داستان، قصه آدم کوچولوهایی است که زود بزرگ میشوند و آدم بزرگهایی که کوچولو میمانند. قصه غفلتها و اشتباهات. همه ما اشتباه میکنیم، مگر نه؟».
قیمت این کتاب ۲۳۶ صفحه ای ۳۵ هزار تومان است و توسط بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی (طوطی) روانه بازار شده است.