photo_2022-07-27_11-02-09

کتاب‌های طوطی به فهرست چهل‌ویکم لاک‌پشت پرنده راه یافتند

لاک‌پشت پرنده فهرستی از آثار منتخب کودکان و نوجوان است که از سوی مؤسسه‌ی شهرکتاب و پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان منتشر می‌شود. در فهرست چهل‌ویکم که مربوط به کتاب‌های بهار ۱۴۰۰ است، نام دو کتاب «باور کنید من مرغ ماهی‌خوار نیستم!» با ۴ لاک‌پشت و «وقت قارقار» با ۳ لاک‌پشت دیده می‌شود.
باور کنید من مرغ ماهی‌خوار نیستم! نوشته‌ی حسین قربانی با تصویرگری مهناز سلیمان‌نژاد داستان غمخورکی را روایت می‌کند که معتقد است داستان ماهی‌خوار و خرچنگ که در کلیله و دمنه نوشته شده، حقیقت ندارد.
وقت قارقار نوشته‌ی بابک صابری با تصویرگری مریم طهماسبی داستان خانم کلاغ است که یک روز به مدرسه می‌رود و از مدیر مدرسه، آقای خرگوش، می‌پرسد: «می‌شود بگویید توی این مدرسه به دختر من چی یاد می‌دهند؟»
? به پدیدآورندگان این کتاب‌ها تبریک می‌گوییم و آرزوی موفقیت‌های روزافزون داریم.

آن‌سوی دریای مردگان [@tutibooksir]

«آن‌سوی دریای مردگان» و مسئله‌ی مرگ

رمان «آن‌سوی دریای مردگان» از معصومه میرابوطالبی اثری است که دغدغه‌ی اصلی خود را مسئله‌ی مرگ و نحوه‌ی ارائه‌ی آن برای مخاطب نوجوان قرار داده است. نویسنده در این اثر با بهره‌گیری از تصاویری خیالی تلاش کرده است تا مخاطب خود را با جلوه‌ای متناسب از مرگ مواجه سازد.

موضوع مواجهه‌ی با مرگ یکی از مهم‌ترین مسائل روان‌شناسی کودک و نوجوان است. اینکه کودک و نوجوان چه ذهنیتی از مرگ دارند؟ و یا در چه برهه‌ای از عمر با حقیقت مرگ روبه‌رو می‌شوند؟ و یا اینکه فرایند سوگواری در این دوره از زندگی به چه نحوی است؟

اروین یالوم معتقد است نگرانی‌های کودکان برای مرگ فراگیر است و تأثیر عمیقی بر دنیای تجربی‌شان می‌گذارد.

به همین دلیل ضرورت دارد که کودکان با وجوه مختلف زیستی، اجتماعی و فرهنگی پدیده‌ی مرگ آشنا شوند. ادبیات می‌تواند یکی از ابزارهای مهم در مسیر نیل به این هدف خطیر به شمار آید. بی‌گمان پرداخت زیبایی‌شناسانه به مسئله‌ی مرگ به همراه کارکرد غنی زبان، عاطفه و استعاره، از آن فرایندی درخشان و به‌یادماندنی خلق می‌کند، مشروط به آنکه طرح این موضوع با هوشمندی و آگاهی هنری نویسنده همراه باشد و با آگاهی از علاقه‌های مخاطب و با رویکردی هدفمند و والا صورت گیرد.

یکی از نمونه‌های داخلی این نوع آثار رمان «آن‌سوی دریای مردگان» از معصومه میرابوطالبی است که مسئله‌ی ترس نوجوانان از مرگ را به‌عنوان مضمون اصلی خود برگزیده است و تلاش نویسنده بر آن بوده است تا با استفاده از تخیل و در قالب نوع ادبی فانتزی زمینه‌ی کاهش بیم مخاطب نوجوان از موضوع مرگ و همچنین مواجهه‌ی عقلانی با مرگ نزدیکان را فراهم آورد.

سخن گفتن از مرگ به‌خودی‌خود امری دشوار است و این دشواری زمانی که با مخاطب کودک روبه‌رو هستیم، دوچندان می‌شود. در هنگام سخن گفتن درباره‌ی موضوع خطیری همچون مرگ باید انگاره‌های ذهنی آنان را در نظر داشته باشیم؛ چراکه کودک و نوجوان برای اندیشیدن در این خصوص از آگاهی‌های پیشین خود بهره می‌گیرند.

یکی از تبعات درک ناقص از مفهوم مرگ در کودکان، ایجاد احساس گناه در وضعیت مرگ نزدیکان است. کودک ازآنجاکه درک درستی از عوامل ناگزیر بیرونی در رخ‌دادن مرگ ندارد، ممکن است در موقعیتی که یکی از عزیزانش بنا به هر دلیلی فوت شده باشد، به‌شدت احساس گناه کند.

در داستان آن‌سوی دریای مردگان، «افشین» قهرمان داستان، در گذشته و طی تصادفی مادرش را از دست داده است و ازآنجاکه فرایند سوگواری را به‌درستی طی نکرده است، همیشه در این خصوص احساس گناه می‌کند. به‌همین‌خاطر بعد از اطلاع از بیماری پدربزرگش به صرافت می‌افتد تا هرآنچه می‌تواند را به کار گیرد تا از مرگ او جلوگیری کند. فرایندی که به‌شکل ناخودآگاه برخاسته از ترس افشین از تجربه‌ی دیگرباره‌ی احساس گناه است.

هراس از مرگ پدربزرگ باعث می‌شود افشین پای در مسیری هولناک بگذارد به این امید که شاید بعد از ملاقات با اوته‌نه‌پیش‌تیم قهرمان بی‌مرگی اسطوره‌ی گیل‌گمش، به راز جاودانگی پی ببرد و از این طریق از مرگ پدربزرگش پیشگیری نماید.

رمان آن‌سوی دریای مردگان در زمره‌ی آثاری است که نویسنده در آن تلاش کرده است تا ضمن ارائه‌ی تصویری صحیح از مرگ، فرایند رویارویی قهرمان نوجوان داستان با فقدان نزدیکانش را ترسیم نماید.

بخشی از مقاله‌ی علمی-پژوهشی «بررسی نقش تصاویر هنری در مواجهه‌ی منطقی مخاطب نوجوان با مفهوم مرگ براساس الگوی ساختارهای نظام تخیل از منظر ژیلبر دوران (نمونه‌ی موردی رمان آن‌سوی دریای مردگان)» نوشته‌ی ایوب مرادی و سارا چالاک، که در شماره‌ی اول دوفصل‌نامه‌ی «تفکر و کودک» منتشر شده است.

cover-akharin-derakht-min

«آخرین درخت» در کتابفروشی‌ها رویید

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «آخرین درخت» نوشته امیلی هاوُرت بوث به‌تازگی با ترجمه اکرم حسن‌پور توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتاب‌های طوطی» است که این‌ناشر برای کودکان و نوجوانان منتشر می‌کند و نسخه اصلی آن سال ۲۰۲۰ منتشر شده است.

امیلی هاوُرت بوث، انگلیسی است و در لندن ساکن است. او در زمینه نگارش و نقاشی برای کودکان فعالیت دارد.

داستان «آخرین درخت» درباره گروهی دوست است که دنبال جایی برای زندگی هستند و در یک‌جنگل دست‌نخورده ساکن می‌شوند. در جنگلی که آن‌ها در آن زندگی می‌کنند، لکه‌های نور از لابه‌لای برگ درخت‌ها روی زمین می‌افتد و نسیم ملایم بین شاخه‌ها حرکت می‌کند. اما کمی بعدتر، درخت‌ها را می‌برند تا آتش درست کنند و با چوبشان برای خود خانه و سرپناه بسازند. به‌همین‌دلیل به بریدن درختان جنگل ادامه دادند تا این‌که فقط یک درخت باقی می‌ماند!

کتاب پیش‌رو درباره نجات این‌آخرین درخت و محیط زیست است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

از چوب درخت‌ها دیواری ساختند.

وقتی با هم دیوار را می‌ساختند، خیلی بهشان خوش گذشت. بعد هم که دیوار تمام شد، چقدر به خودشان بالیدند!

سکوت و آرامش همه‌جا را فرا گرفت. لباس‌ها روی بند رخت تکان نخوردند. گیاهان صاف بالا رفتند و بالاخره توی روستا همه‌چیز واقعا سروسامان گرفت.

ولی همین که چیزی جز دیوار به چشم نمی‌آمد، پیامدهایی هم برای آدم‌ها به دنبال داشت.

آن‌ها سرگرمی‌ها و ترانه‌ها را فراموش کردند و خیلی زود آن دهکده شاد، سرد و غم‌انگیز شد.

انگار دیواری هم میان دل‌هایشان کشیده شده بود.

این‌کتاب با ۳۲ صفحه مصور رنگی، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

«به کرگدن بگو بره!»، قصه‌ی چشم‌ها

«به کرگدن بگو بره!»، قصه‌ی چشم‌ها

کتاب را که باز می‌کنی دیوار اتاقی با نقاشی‌های رنگارنگ و جذاب به چشم می‌خورد. حیوانات و رنگ‌ها بیشتر از هر چیز دیگری خودنمایی می‌کنند. یکی از نقاشی‌های روی دیوار یک کرگدن درشت‌هیکل را نشان می‌دهد که شاید عصبانی، قلدر و زورگو هم باشد و یک نقاشی دیگر تصویری از یک جوجه کوچولوی زرد! ماجرای این دوتا موجود چیست؟

اولین مواجهه‌ی مخاطب خردسال با کتاب به کرگدن بگو بره، دیدن تصویر جوجه‌ای زرد است که انگار از چیزی ترسیده. تصویری که می‌تواند بستری برای گفت‌وگو با کودک فراهم کند. ظاهرا جوجه کوچولوی قصه از کرگدن ترسیده است و به ما می‌گوید: به کرگدن بگو بره، می‌ترسم !

کرگدن می‌خواهد وارد اتاق شود، لابد برای بازی. اما جوجه کوچولو نگران است، ترسیده است و مدام تکرار می‌کند : به کرگدن بگو بره ! بگو بره !

شاید نگران اسباب‌بازی‌‌های دیگر است . حس مالکیتش به خطر افتاده و توپ عزیزش را می‌بیند که در دستان کرگدن است. او کمد را پناهی برای پنهان‌شدن می‌یابد. راستی چنین موقعیتی برای مخاطب خردسال کتاب آشنا نیست؟

به کرگدن بگو بره داستانی است که از همراهی جملات کوتاه با تصاویر شکل می‌گیرد، داستانی پر از مفاهیمی ارزشمند که احساسات مختلف مثل: ترس، نگرانی، هیجان، خشم و غم و در پایان شادی را به نمایش می‌گذارد.

این داستانِ تصویری قصه‌ی ترس‌ها و غلبه بر ترس‌هاست، قصه‌ی احساس مالکیت و تعلق خاطر و قصه‌ی دوستی‌ها و همراهی‌ها. این قصه دو شخصیت اصلی دارد: کرگدنی درشت‌هیکل در مقابل جوجه‌ای کوچک. تضاد تصاویر کرگدن و جوجه و کشمکشی که در ابتدای داستان به‌وجود می‌آید و پایان خوش آن مفهوم ناب دوستی را فارغ از تفاوت‌های این دو شخصیت به نمایش می‌گذارد.

این داستانِ فانتزی تصویری با استفاده از شگرد تعلیق، کنجکاوی مخاطب خردسالش را برمی‌انگیزد و به او مجال اندیشیدن، فکرورزی و خیال‌پردازی می‌دهد. جان بخشیدن به این دو حیوان و استفاده از کنش‌های انسانی که در تصاویر و حالت صورت شخصیت‌ها هم به چشم می‌خورد باعث می شود تا مخاطب در خیالش همراه با جوجه نگران شود و منتظر واکنش کرگدن بماند. احساسات جوجه و کرگدن به خوبی در چهره‌شان نمایان است: بیم و هراس جوجه کوچولو از نزدیکی و چشم‌در‌چشم‌شدن با کرگدن و امید و اشتیاق کرگدن برای دوستی با جوجه. اما حرف جوجه یک چیز است : کرگدن برو برو!

اما کرگدن قصه هم‌چنان سرشار از امید پا پس‌ نمی‌کشد، خودش را از تکاپو نمی‌ اندازد. حالا رنگ‌ها و بادکنک‌ها هم به او کمک می‌کنند تا دل جوجه را به دست بیاورد! کرگدن دست به هرکاری می‌‌زند تا حال جوجه کوچولو را بهتر کند. جوجه اما با چشمانی بسته فقط می‌گوید: برو برو برو !

نقطه‌ی اوج داستان شاید همین‌جا باشد، نیم‌رخ کرگدن، ناراحت در حال خروج از اتاق نشان داده می‌شود. رفتن برای رفع نگرانی و ترس جوجه، اما اثری که برای جوجه به‌جا گذاشته است، باقی می‌ماند. یک نقاشی از دوتایی‌شان .

در طول داستان مخاطب مدام از خود می‌پرسد کرگدن بالاخره می‌رود یا می‌ماند؟! نگرانی جوجه برای چیست؟ شاید برای اسباب بازی‌های دیگر …

اما در انتها ورق برمی‌گردد. جوجه بغض می‌کند و می‌گوید: به کرگدن بگو بیاد!

از جوجه اصرار و از کرگدن انکار. حالا شاهد تقلای جوجه برای دوستی با کرگدن هستیم . جوجه با دیدن نقاشی دونفره‌شان حسابی سر کیف آمده و تصویر یک قلب بر نقاشی کرگدن و جوجه کنار هم نشان‌گر رضایت جوجه است. داستان روی دیگری هم دارد. این خیال آسوده‌ی جوجه در صفحه‌ی پایانی کتاب ابهام‌برانگیز است، راز نگاه آرام جوجه و لبخند کرگدن در چیست؟ می شود بدون دوستی، بازی و شادی زندگی کرد؟

استفاده از زبانی نزدیک به زبان مخاطب کتاب با جملاتی کوتاه و روان امکان تعامل با مخاطب و گفت‌وگو با او را فراهم می‌کند و کودک را به ماجرای داستان نزدیک‌تر می‌کند، مخصوصاً جاهایی که انگار جوجه با خواننده‌ی کتاب حرف می‌زند. استفاده از تکنیک کلاژ بر روی مقوا در بعضی از تصاویر کتاب که توسط پدرام کازرونی اجرا شده است، جذابیتی به تصاویر بخشیده است. هم‌نشینی متن و این تصاویر هنرمندانه و پیش‌برنده، مخاطب کودک را پای کتاب می نشاند و جزئیاتی که در تصاویر وجود دارد مهارت مشاهده و تصویرخوانی را در او تقویت می‌کند.

اعظم مهدوی نویسنده‌ی کتاب به کرگدن بگو بره، متولد سال 1360 است. او دانش‌آموخته‌‌ی رشته‌ی‌ گرافیک است و آثار متعددی در حوزه‌ی‌ نویسندگی و ترجمه برای کودکان و نوجوانان دارد. آثار او تاکنون در جشنواره‌‌های مختلف مورد تقدیر قرار گرفته، نامزد جایزه و برنده‌ شده‌‌اند.

پدرام کازرونی، تصویرگر جوان و موفقی است که در سال‌‌های اخیر به‌خاطر فعالیت‌‌های گسترده و حرفه‌ای‌‌اش، نامش را زیاد می‌‌شنویم. او از بچگی به نقاشی علاقه داشت و تصویر افراد خانواده را در وقت خواب نقاشی می‌کرد. کم‌‌کم در این مسیر جدی‌تر قدم گذاشت. نقاشی رنگ ‌روغن را شروع کرد، رتبه‌‌هایی در زمینه‌ی‌ نقاشی آورد، اما از اواسط دوران تحصیل در دانشگاه بود که فهمید چیزی که می‌‌خواهد، تصویرگری است و هرچه که به تصویرگری مرتبط باشد. او هم تصویرگری می‌‌کند، هم حجم‌‌سازی.

کتاب به کرگدن بگو بره به دوسالانه‌ی تصویرگری براتیسلاوا هم راه یافته است.

عاطفه بنایی؛ وینش

cover-yek-kar-kheili-mohem-min

موقعیتی هیجان‌انگیز در جدیدترین اثر فرهاد حسن‌زاده؛ یک کار خیلی مهم

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «یک کار خیلی مهم» به قلم فرهاد حسن‌زاده و به تصویر‌گری سمانه رهبرنیا به تازگی از سوی انتشارات فاطمی (کتاب طوطی) منتشر شد.

داستان کتاب درباره موشی است که عاشق غروب خورشید است ، یک روز که برای دیدن غروب خورشید می‌رفت متوجه صدایی شد که سریع پشت یک درخت قایم شد؛ اما درختی درکار نبود و او پشت یک مار قرمز قایم شده بود که در ادامه داستان موش سعی دارد خود را از دست مار نجات دهد.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:
«تا حالا دیده‌ای موشی محو تماشای غروب خورشید شده باشد؟
من موشی می‌شناسم که عاشق تماشای غروب خورشید بود.
یک روز، خورشید وسط آسمان بود که راه افتاد.
رفت و رفت و رفت… خیلی…
تا اینکه یک مرتبه صدایی شنید؛
صدایی ترسناک و خِش خِشی!
فوری پشت درختی قایم شد.
پشت درخت؟ خب، موش قصه‌ی ما دلش خوش بود که پشت درخت قایم شده!
یک مار قرمز، صاف زل زده بود به موش.
موش اول جا خورد. بعد سعی کرد سلام کند:
س س س… سلام!»

کتاب «یک کار خیلی مهم» در 36 صفحه مصور رنگی، شمارگان 2000 نسخه و با بهای 85000 تومان راهی کتاب‌فروشی‌ها شد.

cover-baran-atsh-min

بارش «باران آتش» در بازار نشر؛ اولین جلد از ‌هفت نشانه منتشر شد

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «باران آتش» نوشته مایکل آدامز به‌تازگی با ترجمه عطیه الحسینی توسط انتشارات فاطمی منتشر و راهی بازار نشر شده است. این‌کتاب اولین‌جلد از مجموعه «هفت‌نشانه» است که مایکل آدامز درباره زندگی ۷ نوجوان نوشته و ترجمه‌اش در قالب یکی از کتاب‌های «طوطی» (واحد کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) به چاپ رسیده است.

قتل‌عام، نابودی کامل، کلید مرگ، ارباب جنایت، موج وحشت و نقطه صفر، دیگرعناوین این‌هفت‌گانه هستند که بناست ترجمه‌شان به‌مرور پس از «باران آتش» منتشر شود.

مجموعه هفت‌نشانه درباره هفت‌علامت و هفت‌روز برای نجات دنیا است و در آن، هفت‌نوجوان با نام‌های یاسمین، ایزابل، اندی، دیلن، جِی‌جِی، زاندر و میلا با شرکت در مسابقه مرموز شهامت، برنده سه‌چیز می‌شوند: شهرت، ثروت و گشتن دور دنیا. اما این‌هفت‌نفر برای رویارویی با اتفاقات خطرناکی که از پی می‌آیند، آماده نیستند. هفت‌نماد رازآلود که شهرتشان «اولین‌نشانه» است، با پیش‌بینی یک‌انفجار از راه می‌رسند و یکی از برندگان را وادار به جنگیدن برای نجات جانش می‌کنند. تمام کشورش را هم به آشوب می‌کشند. به این‌ترتیب زمان زیادی نمی‌گذرد که برندگان جایزه شهامت ناچار می‌شوند از هفت‌نشانه رمزگشایی کنند و مغز متفکر ناشناسی را شکست دهند که صاحب یک‌قدرت وحشتناک است.

«باران آتش» به‌عنوان جلد اول مجموعه «هفت‌نشانه» با مقدمه‌ای کوتاه شروع می‌شود که چندسطر ابتدایی‌اش از این‌قرارند: دختر می‌دانست قرار است بمیرد. قلبش تندتند می‌زد. دهانش خشک شده بود، گلویش گرفته بود و به‌سختی نفس می‌کشید. رو کرد به مرد دیوانه مسلح که او را روی سقف قطاری که به‌سرعت در دل شب پیش می‌رفت، گیر انداخته بود. هیچ‌راهی نبود که بتواند از این‌مهلکه زنده بیرون بیاید. تا چند ثانیه دیگر یکی از این دو اتفاق می‌افتاد: یا مرد به او شلیک می‌کرد یا خودش می‌پرید پایین. نتیجه هر دو این‌اتفاق‌ها هم یکی بود. می‌مُرد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

تلویزیون اتاق نشیمن خانواده ادیب تصویر هوایی خیابان‌های جیزه را نشان می‌داد که به خاطر هجوم مردم وحشت‌زده و ماشین‌هایی که بوق می‌زدند، بسته شده بودند. همین‌طور که یاسمین و خانواده‌اش با ترس‌ولرز صحنه‌ها را تماشا می‌کردند، دوربین رفت روی مردانی مسلح با نقاب‌های پشمی که داشتند وسایل الکترونیکی توی ویترین خردشده یک فروشگاه را با خودشان می‌بردند.

نگاه آقای ادیب رفت سمت کرکره فلزی فروشگاه و با نفرت گفت: «ای غارتگرها! این اوضاع آشفته هم بهانه‌ای شده برای خلافکارها تا همه‌جا رو غارت کنن.»

صدای داد و فریاد از بیرون فروشگاه بلند شد. خانم و آقای ادیب همین‌طور که روی مبل نشسته بودند، محمود و یاسمین را محکم‌تر بغل کردند. رَدا هم دانه‌های تسبیحش را چنگ زده بود و دعا می‌خواند.

بعد تلویزیون تصاویر لرزان مردی با لباس نیروی هوایی را نشان داد که دست‌بند به دستش بود و سربازان سرتاپا مسلح داشتند او را توی صحرا می‌کشیدند.

خلبان وحشت‌زده تا دوربین را دید، فقط توانست یک کلمه را فریاد بزند. بعد هم او را انداختند پشت یک وَن سیاه که در غباری از شن به سرعت دور شد.

آقای ادیب پرسید: «چی گفت؟»

یاسمین گفت: «پایان خط… یعنی چی؟»

این‌کتاب با ۲۴۰ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۹۹ هزار تومان منتشر شده است.

photo5830315429288065424

روز جهانی محیط‌زیست؛ راهکارهایی برای حفظ فقط یک زمین

پنجاه سال پیش در استکهلم سوئد کنفرانسی با موضوع انسان و محیط‌زیست برگزار شد و سازمان ملل متحد به منظور آگاه‌سازی مردم برای حفظ محیط‌زیست، ۵ ژوئن را روز جهانی محیط‌زیست نام گذاشت.

هر ساله فعالان محیط‌زیست در این روز برای بخشیدن چهره‌ای انسانی به مسائل زیست‌محیطی و توانمندسازی مردم در زمینه‌ی توسعه‌ی پایدار رویدادهای متفاوتی را برگزار می‌کنند.

راه‌حل‌ها و راهکارهایی را برای نجات زمین وجود دارد.

 

حذف وسایل یک‌بارمصرف پلاستیکی

 

تجزیه‌ی مواد پلاستیکی در طبیعت سال‌ها و قرن‌ها طول می‌کشد بنابراین بهتر است تا جایی که امکان دارد در زندگی روزمره، کمتر از وسایل و مواد پلاستیکی استفاده کنیم.

مثلاً وقتی به باشگاه، گردش یا کلاس درس می‌رویم از قمقمه‌ی آب استفاده کنیم و خریدهایمان را در کیف‌های پارچه‌ای بگذاریم.

 

فعالیت داوطلبانه برای پاکسازی طبیعت

 

برای جمع‌آوری زباله‌ها نیازی به سازماندهی گروهی نیست. با یک جفت دستکش و یک سطل زباله می‌توانیم پیش‌قدم شویم و کوچه، خیابان و بوستان محل سکونتمان را پاکسازی کنیم. شاید پس از مدتی دوستانمان هم با ما همراه شوند.

البته گروه‌ها و سازمان‌هایی هم هستند که چنین رویدادهایی را برنامه‌ریزی می‌کنند. می‌توانیم با شناسایی آن‌ها از برنامه‌هاشان برای پاکسازی طبیعت مطلع شویم.

 

کاشت درخت

 

یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ محیط‌زیست، کاشتن درخت است. درختکاری یک راه آسان برای کاهش دی‌اکسید کربن و مقابله با جنگل‌زدایی است.

 

بازیافت مواد مصرفی تا حد ممکن

 

راه‌های زیادی برای بازیافت مواد مصرفی وجود دارد. بسیاری از وسایلی که استفاده می‌کنیم قابلیت بازیافت و استفاده‌ی مجدد را دارند؛ پلاستیک، کاغذ، شیشه، فلز و…

می‌توانیم شیوه‌هایی را به‌کار بگیریم تا حجم زیادی از این مواد، طبیعت را آلوده نکنند.

 

کاهش تعداد خودروهای تک‌سرنشین

 

حدود ٪۲۵ نشر آلاینده‌ی دی‌اکسید کربن جهان از وسایل نقلیه است و خودروهای تک‌سرنشین مقداری زیادی دی‌اکسید کربن وارد جو می‌کنند. با استفاده‌ی کمتر از خودرو شخصی و تجربه‌ی سفرهای اشتراکی و حمل‌ونقل عمومی، انتشار دی‌اکسید کربن به نصف کاهش می‌یابد.

پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری برای مسیرهای کوتاه نیز هم به سلامتی ما کمک می‌کند و هم به حفظ محیط‌زیست.

 

مطالعه‌ی کتاب‌هایی درباره‌ی طبیعت و محیط‌زیست                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

کتاب‌ها می‌توانند از کودکی ما را با طبیعت و اهمیت آن آشنا کنند. امروزه کتاب‌های داستانی و مستند بسیاری با موضوع حفظ محیط‌زیست منتشر می‌شود که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به ارزش منابع طبیعی و اهمیت حفظ و نگهداری از آن‌ها می‌پردازد.

با مطالعه‌ی این کتاب‌ها، ما و کودکانمان برای همیشه دوستدار طبیعت باقی می‌مانیم.

 

پیشنهاد شما چیست؟

 

تنها یک زمین شعار کنفرانس استکهلم در سال ۱۹۷۲ بود. حالا پس از گذشت ۵۰ سال، این حقیقت هنوز پابرجاست. این سیاره، زمین، تنها خانه‌ی ماست.

طبیعت این سیاره در وضعیتی بحرانی قرار دارد و فعالان محیط‌زیست با شعار تنها یک زمین تلاش می‌کنند تا اهمیت زمین را برای ساکنان آن روشن کنند.

راهکارهای متفاوتی برای حفظ محیط‌زیست ارائه می‌شود که هم به تلاش فردی ما و هم به تلاش جمعی ما بستگی دارند.

شما چه راه‌حلی به نظرتان می‌رسد؟

cover-close-your-eyes-1-min

زندگی با چشمان بسته و آغوش باز

«من سعی می‌کنم همه چیز را برای برادرم توضیح بدهم، اما او همیشه با من جروبحث می‌کند. به او می‌گویم: “می‌بینی؟ درخت یک جور گیاه خیلی بلند است که کلی برگ دارد.” او توضیح می‌دهد: “نه این‌طوری نیست! درخت یک چوب دراز است که از زمین بیرون آمده و آواز می‌خواند.” “بابا قد بلند است و کلاه سرش می‌گذارد.” اما او دستش را بالا می‌برد و می‌گوید: “شوخی می‌کنی! بابا یک بوس زبر است که بوی پیپ می‌دهد.” »

چشمان‌مان را می‌بستیم، دستان‌مان را باز می‌کردیم و راه می‌رفتیم. مسیرِ از قبل دیده شده را در ذهن‌مان تداعی می‌کردیم. با کمک دستان باز شده، سعی در این داشتیم که با چشمان بسته به چیزی برنخوریم. این بازی را در کودکی بارها انجام می‌دادیم و با برخورد به اشیاء یا در و دیوار، با خنده متوقف می‌شدیم. متوقف می‌شدیم چون جهان پیرامون خود را تنها با چشم‌مان جست‌وجو کرده بودیم. و وقتی که خواسته و خودآگاه چشم‌مان را بسته بودیم، جهان‌مان تاریک و محدود شده بود. کتاب چشم‌هایت را ببند به ما می‌گوید که دنیا تنها با چشمان‌مان کشف نمی‌شود. می‌توان نابینا بود اما برداشتی شعرگونه از جهان و پیرامونش داشت.

ماجرای کتاب از دیالوگ‌های دونفری دو برادر شروع می‌شود. برادری که در ابتدا می‌گوید: «من سعی می‌کنم همه چیز را برای برادرم توضیح بدهم، اما او همیشه با من جروبحث می‌کند.» او گمان می‌کند برادرش با او جروبحث می‌کند چون زاویه و مدل کشف جهان‌ پیرامون‌شان با هم متفاوت است. برادرِ بینا درخت، مار، ساعت، کثیفی، صابون، لامپ، ماه و … را تنها با حواس بینایی‌اش دیده و کشف کرده. اما برادر نابینا تمام این اشیاء را با حواس دیگرش شناخته. زاویه‌ی نگاه آن‌ها با یک‌دیگر متفاوت است. حتی وقتی حرف از مفاهیم انتزاعی مثل «تاریکی» می‌شود، برادر بینا تاریکی را به شب و خوابیدن ربط می‌دهد و برادر نابینا کاملا متفاوت این مفهوم را عنوان می‌کند: «وقتی تاریک می‌شود، همه‌ی چیزهای کوچک از خواب بیدار می‌شوند.»

ویکتوریا پرز اسکریوا، نویسنده‌ی اسپانیایی این کتاب، نه‌تنها به تفاوت دید افراد بینا و نابینا و کشف متفاوت جهان‌های‌شان اشاره کرده است، بلکه خواسته عنوان کند که وسعت جهان به اندازه‌ی وسعت توانایی افراد است. مهم نیست فرد چه محدودیت‌هایی دارد. مهم این است که با وجود این محدودیت بر روی کدام یک از توان‌مندی‌هایش کار می‌کند. و چه‌طور می‌تواند با خلاقیت دنیا را به خودش بشناساند.

نکته‌ی دیگری که می‌توان در کتاب چشم‌هایت را ببند به آن اشاره کرد این است که هر فردی در برخورد با دیدگاهی که مخالف دیدگاه خودش باشد، گارد می‌گیرد و دیدگاه متفاوت را اشتباه می‌خواند. برادر بینا در ابتدا دیدگاه برادر نابینایش را یک‌جور بحث کردن و مخالفت با خودش می‌داند. در پایان داستان هم به مادرش می‌گوید که برادرش حرف او را گوش نمی‌دهد. «به مامان می‌گویم: “سعی کردم برایش توضیح بدهم، اما گوش نمی‌دهد.” مامان جواب می‌دهد: شاید نظر او هم درست باشد! می‌پرسم: “چطور همچین چیزی ممکن است؟” مامان می‌گوید: “واقعا می‌خواهی بدانی؟ پس چشم‌هایت را ببند.”» دعوت به دیدن با چشم‌های دیگری و در نظر گرفتن محدودیت‌ها و توان‌مندی‌های فرد مقابل، چیزی است که اسکریوا آن را در پایان داستان می‌آورد.

کتاب چشم‌هایت را ببند داستان تصویر کوتاه اما جامعی است که خواننده را با خودش همراه می‌کند. این کتاب آن‌قدر بیان شاعرانه و لطیفی دارد که ممکن است بعد از تمام شدن، دوباره به صفحه‌ی اول برگردی. و دلت بخواهد با نگاه تیزبین و دقیق‌تری جهان را از نگاه برادر نابینا بشناسی. نگاهی که مطمئناً خودت هم با وجود توانایی دیدن، از آن غافل شده‌ای و برای اولین بار مفاهیم درخت، مار، ساعت، کثیفی، صابون، لامپ، ماه، پدر و تاریکی را با نگاهی جدید می‌شناسی.

در سایت آمازون و در معرفی کتاب چشم‌هایت را ببند، خوانندگان این کتاب را کتابی زیبا و سرشار از احساس معرفی کرده‌اند و آن را کتابی دانسته‌اند که پشت پرده‌ی تمام چیزهایی را که می‌بینیم و نمی‌بینیم به ما نشان می‌دهد. یکی از کاربران در یک جمله‌ی مختصر و مفید کل کتاب را این‌طور معرفی می‌کند: چشم‌هایت را ببند راه‌های مختلف درک و دیدن جهان را به ما نشان می‌دهد.

عطیه میرزا امیری؛ وینش

Valak-va-Royaye-Safar

شنا کردن خلاف جریان خانه

«دریا خیلی بزرگ است. دریا پر از آواز نهنگ‌هاست. اما برای والک، دریا هرروز کوچک و کوچک‌تر می‌شود. او عاشق سفر به سرزمین‌های ناشناخته است، عاشق کشف جهانی نو… والک باید زودتر راه بیفتد. این سفر آغاز یک ماجراجویی هیجان‌انگیز است، با دوستی خوب در دنیایی تازه.» والک بچه نهنگ کوچکی است که یک روز تصمیم می‌گیرد دنیای بیرون از دریا را هم کشف کند. او پا به دنیای بیرون از دریا می‌گذارد اما در این مسیر با چالش و تصمیم بزرگی روبرو می‌شود.

والکِ ابتدای کتاب والک و رویای سفر، همان ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی است. او هم مثل ماهی سیاه کوچولو دلش می‌خواهد از محل زندگی‌اش بیرون بزند، از دایره‌ی امنش خارج شود، کشف کند و ببیند: «راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا هی بروی و برگردی تا پیر شوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟» ارتباط با دنیای بیرون زمانی برای والک شکل می‌گیرد که او کف دریا با چیزهایی آشنا می‌شود که از بیرون از دریا به آن‌جا راه پیدا کرده‌اند. مثل: کلیدها، خاطره‌ها و آلبوم‌های عکس. همین باعث می‌شود والک بفهمد دنیای دیگری هم هست و ترغیب می‌شود تا آن دنیا را کشف کند.

یک روز او با کمک دخترکی تصمیمش را عملی می‌کند و پا به دنیای بیرون از دریا می‌گذارد. دنیای بیرون برای والک جدید، عجیب و هیجان‌انگیز است. آن‌قدر زیاد که او احساس دلتنگی نسبت به مادر و دوستانش ندارد و به کشفش ادامه می‌دهد. حتی دیدن دریا از روی پرده‌ی سینما هم برای والک که تمام عمرش را در دریا بوده، هیجان‌انگیز است. اما این تمام ماجرا نیست و مثل همیشه قرار نیست همه چیز به خوبی و بدون هیچ چالشی پیش برود.

والک بعد از گشتن و دیدن دنیای جدید، بعد از این‌که می‌بیند در رفتن به یک سری جاها و حتی خوابیدن و جا گرفتن در یک سری مکان‌ها دچار مشکل شده، احساس ناراحتی‌اش پدیدار می‌شود. در این برهه است که والک متوجه می‌شود آیا احساس تعلقی به این مکان دارد؟ آیا دنیای جدید می‌تواند خانه‌اش باشد؟ «وقتی خسته باشیم، خیلی زود خوابمان می‌برد. اما والک توی خانه‌ی جدید، خوابش نمی‌برد. جایش آن‌قدر تنگ بود که حتی نمی‌توانست نفس بکشد.»

سلیمه باباخان در این کتاب با قلم شاعرانه و تصویرهای رنگی و پر جزئیات به چند نکته‌ی اساسی اشاره کرده است. نکته‌ی ابتدایی و اصلی کتاب والک و رویای سفر، جسارت کشف کردن است. نهنگ کوچک داستان از تکرار روزمرگی بیزار است و برای کشف کردن با جسارت تمام عادت‌هایش را برهم می‌زند و پا به دنیایی می‌گذارد که نمی‌داند برایش چه در پیش دارد.

والک در سفر خود با واقعیت‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود. او متوجه تفاوت دنیای خودش با دنیای جدیدی که پا در آن گذاشته است می‌شود. برای همین باید تصمیم بگیرد می‌خواهد در این دنیا باشد و با تمام سختی‌هایش بجنگد یا می‌خواهد به دنیای سابق و راحت خودش برگردد. تصمیم‌گیری بر سر دوراهی، همان تعارضی است که آدمی بارها و بارها در زندگی روزمره‌اش با آن روبه‌رو شده و می‌شود. این‌جاست که مهارت حل مسئله به کمک او می‌آید و او با توجه به توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی که دارد باید تصمیم بگیرد کدام راه را برود. دقیقاً شبیه والک.

احساس تعلق یکی دیگر از نکاتی است که باباخان در این کتاب به آن اشاره کرده است. «والک با ناراحتی گفت: “هیچ جایی خانه‌ی خود آدم نمی‌شود. آه مادرم. تختم و آوازهایی که توی دریا جا ماند. دلم برای همه تنگ شده است!”» حس تعلق به افراد و مکان‌ها یکی از ارزش‌هایی است که والک با آن روبه‌رو می‌شود و باید برای خودش سبک سنگین کند که آیا ارزش این متعلق بودن به جایی، آن‌قدر زیاد هست که کشفش را همان‌جا تمام کند و بدون ادامه دادن رنج دلتنگی به خانه‌اش برگردد؟

نکته‌ی دیگری که در لابه‌لای کتاب والک و رویای سفر به چشم می‌خورد دوستی والک با دخترکی به اسم ماهک است. والک و ماهک دو دوست از دو دنیای متفاوت هستند. این نکته نشان دهنده این است که آدم‌ها با هر نژاد و جنسیت و فرهنگی می‌توانند با یک‌دیگر دوستی کنند. بدون آن‌که کسی به دیگری ارجحیت داشته باشد. ماهک بدون امتناع کردن با والک دوستی می‌کند و او را به دنیای خودش می‌برد. این والک است که باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد در این دنیایی که تفاوت زیادی با دنیای خودش دارد بماند یا نه.

عطیه میرزا امیری؛ وینش

cover-2sayare-min

دو سیاره؛ همسایگان وارونه

هدف مسعود قره‌باغی از نوشتن دو سیاره، بیان «نسبی بودن وقایع» به شیوه‌ای ملموس است. این نویسنده همراه با تصویرگری‌های پر از مفاهیم و جزئیات خودش توانسته به خواننده بگوید، همان‌طور که گاهی باید با کفش‌های دیگران راه رفت، باید دنیا را هم از دریچه‌ی چشم دیگران دید.

«آسمان خیلی بزرگ‌تر از آن است که در نقشه‌ها یا حتی در ذهن‌های ما جا بشود.» این جمله‌ی ابتدایی کتاب دو سیاره است. اشاره کردن به بزرگی آسمان و گفتن این حقیقت که آسمان در نقشه و ذهن‌ها جا نمی‌شود، دقیقاً نکته‌ای است که مردم سرزمین‌های کورتو و شونتو آن را فراموش می‌کنند و بر سر همین اصل با یک‌دیگر می‌جنگند.

کورتو و شونتو دو سیاره‌ای هستند که با یک‌دیگر همسایه‌اند اما همسایگی آن‌ها به صورت دیوار به دیوار نیست. آن‌ها به صورت وارونه باهم همسایه هستند. برای همین است که آسمان هر سیاره با سیاره‌ی دیگر متفاوت است؛ چیزی که خود مردمان ساکن کورتو و شونتو آن را نمی‌دانند.

ماجرا از آن‌جایی شروع می‌شود که دانشمندی از سیاره‌ی شونتو وسیله‌ای اختراع می‌کند و با استفاده از آن نقشه‌ی ستاره‌ها را می‌کشد. وقتی این نقشه به دست اهالی کورتو می‌رسد، آن‌ها تعجب می‌کنند و اعلام می‌کنند که نقشه‌ی آسمانی دانشمند اهل شونتو «دروغ» است. دانشمندان کورتو دست به کار می‌شوند و نقشه‌ای از ستارگان سیاره‌ی خودشان می‌کشند. آن را به مردم شونتو نشان می‌دهند و این بار مردم شونتو، اهالی کونتو را «دروغگو» می‌نامند. اختلاف بر سر نقشه‌های آسمانی باعث می‌شود صلح و دوستی‌ای که سال‌های سال است میان اهالی این سیاره‌هاست مختل شود و هرکدام از اهالی بر سر اینکه خودشان «درست» می‌گویند دعوا کنند و اهالی سیاره‌ی روبه‌رو را «دروغگو» بنامند.

هدف مسعود قره‌باغی از نوشتن دو سیاره، بیان «نسبی بودن وقایع» به شیوه‌ای ملموس است. این نویسنده همراه با تصویرگری‌های پر از مفاهیم و جزئیات خودش توانسته به خواننده بگوید، همان‌طور که گاهی باید با کفش‌های دیگران راه رفت، باید دنیا را هم از دریچه‌ی چشم دیگران دید. «درستی» و «حقیقت» تنها یک چیز نیست. قره‌باغی با وارونه تصویر کردن این دو سیاره نشان داده است که این دو سرزمین گرچه به هم شبیه هستند اما باهم تفاوتی دارند که خودشان از این تفاوت خبر ندارند و اصل مبارزه‌شان بر سر همین تفاوت دیدگاه است. دیدگاهی که درست است و این درستی دیدگاه خود به معنای این نیست که دیدگاه دیگری غلط است.

در این دنیایی که هرکسی تمام تلاش خود را می‌کند تا به دیگران ثابت کند «راستی و درستی» چیست و دیدگاه‌های مختلف را رد می‌کند، دو سیاره با بیان ساده و تصاویر پر از رنگش، ما را لحظه‌ای از شلوغی‌های پیرامون نجات می‌دهد و به فکر وا می‌داردمان تا بفهمیم حقیقت، شفاف‌تر از واقعیت است. حقیقت همان مفهوم گسترده‌ای است که همیشه و در همه مکان‌ها و زمان‌ها یک چیز را با بیان‌های مختلف به انسان می‌گوید. درواقع حقیقت همان واقعیتی است که بنا به برداشت، موقعیت و جهان‌بینی هرکسی متفاوت بیان می‌شود. شنیدن دیدگاه‌های مختلف و برخورد صحیح با نظرات متفاوت مهارتی مهم است. برای همین دو سیاره می‌تواند داستان صبوری برای شنیدن نظرات مختلف و هم‌چنین گارد نداشتن برای بررسی دیدگاه‌های متفاوت باشد.

اگر بخواهیم کتاب دو سیاره را در تخمین کوچک‌تری ببینیم باید نگاهی به خانواده‌ها بیندازیم. گاهی ما با تمام نزدیکی و خویشاوندی‌ای که با یک‌دیگر داریم، دیدگاه‌هایی متفاوتی از یک مفهوم ثابت داریم. طبیعی است که حتی در یک خانواده‌ی چهار نفری، چهار دیدگاه متفاوت وجود داشته باشد. در این بین خانواده‌ای سالم است که در برخورد با دیدگاه‌های متفاوت گشاده‌رو باشد. وسواس نداشتن بر روی عقاید و تفکرات‌مان امکان کشف و رشد بیشتری به ما می‌دهد.

قره‌باغی در کتاب دو سیاره به ارزش «گفت‌وگو» کردن نیز پرداخته است. زمانی‌که نظری خلاف عقیده‌ی خودمان می‌شنویم، قبل از اینکه شمشیرمان را از غلاف درآوریم، به فرد مقابل‌مان امکان گفت‌وگو و دفاع از نظرش را بدهیم. شاید حرف او حرف ما باشد. با بیانی متفاوت‌تر. این مهارت به خواننده‌ی کودک یاد می‌دهد که در جوامع بزرگ‌تر نظیر مدرسه، با هم‌دلی و گشاده‌رویی نظرات دیگران را بشنود، به آن فکر کند و در آخر تصمیم بگیرد که از دریچه‌ی چه دیدگاهی، واقعیت را ببیند.

عطیه میرزا امیری؛ وینش

photo5863850559705036544

کتاب‌های طوطی در فهرست منتخب ۱۳۹۹ شورای کتاب کودک

کتاب‌های طوطی در فهرست آثار منتخب شورای کتاب کودک قرار گرفتند. در فهرست اعلام‌شده از سوی گروه‌های جوایز شورا که به معرفی آثار پیشنهادی اختصاص دارد نام این کتاب‌ها دیده می‌شود.

گروه خردسال؛ پیشنهاد برگزیده:

به کرگدن بگو بره!
نویسنده: اعظم مهدوی
تصویرگر: پدرام کازرونی

گروه داستان تألیف؛ پیشنهاد شایان تقدیر:

تو یک جهانگردی
نویسنده: شهرزاد شهرجردی
تصویرگر: غزل فتح‌الهی

گروه تصویر؛ پیشنهاد برگزیده:

تو یک جهانگردی

برادر مزاحم من
نویسنده: بابک صابری
تصویرگر: مهسا هدایتی

کچل تنبل و دیو پخمه
بازنویسی: محمدرضا شمس
تصویرگر: فاطمه خسرویان

ماچوچه و کلاغ
بازنویسی: افسانه شعبان‌نژاد
تصویرگر: محمدحسین ماتک

نخودک و دیو کلک
بازنویسی: اسدالله شعبانی
تصویرگر: علی بوذری

ننه‌ماهی
بازنویسی: محمدرضا شمس
تصویرگر: حمیده خسرویان

گروه تصویر؛ پیشنهاد داوران:

لی‌لی کجایی؟
نویسنده و تصویرگر: طراوت جلالی فراهانی

نتایج نهایی داوری در مراسم سالانه‌ی جوایز شورای کتاب کودک اعلام خواهد شد.

lak01 [@tutibooksir]

کتاب‌های طوطی در فهرست‌های پاییز و زمستان ۱۳۹۹ لاک‌پشت پرنده

کتاب‌های طوطی به فهرست‌های سی‌ونهم و چهلم لاک‌پشت پرنده راه یافتند.
?
لاک‌پشت پرنده فهرستی از آثار منتخب کودکان و نوجوان است که از سوی مؤسسه‌ی شهرکتاب و پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان منتشر می‌شود. آخرین فهرست‌های منتشرشده از لاک‌پشت پرنده مربوط به پاییز و زمستان ۱۳۹۹ هستند که  کتاب‌های «کچل تنبل و دیو پخمه»، «موش گرسنه»، «نخودک و دیو کلک»، «نمکی»، «ماچوچه و کلاغ» و «پسری که جادویی شد» با چهار لاک‌پشت و «عمو نوروز و پیرزن» و «پسر ته کلاس» با سه لاک‌پشت در این فهرست‌ها قرار گرفته‌اند.

? به همه‌ی نویسندگان، تصویرگران و مترجمان این کتاب‌ها تبریک می‌گوییم و برایشان آرزوی موفقیت‌های بیشتر داریم.

photo5823281977959233790

مشکلات با گفت‌وگو حل می‌شود نه با جنگ!

وقتی آدم‌ها با هم بحث و گفت‌وگو می‌کنند، معمولاً مشکلشان زود حل می‌شود.

اما اگر گروهی از مردم یا بعضی از کشورها نتوانند با گفت‌وگو مشکلاتشان را حل کنند، شروع می‌کنند به جنگیدن و این‌طوری درگیری آغاز می‌شود.

شاید درگیری‌ها به این دلیل پیش بیایند که گروه یا کشوری سعی کند سرزمین یک گروه یا کشور دیگر را اشغال کند. یا شاید آدم‌ها برای این بجنگند که نگذارند به دیگران آسیب برسد یا با آن‌ها بدرفتاری شود.

وقتی جنگ می‌شود، گروه‌های مختلف با هم نبرد می‌کنند تا اینکه سرانجام یک طرف از جنگیدن دست برمی‌دارد یا شکست می‌خورد. گاهی هم جنگ به این دلیل متوقف می‌شود که دو طرف می‌توانند درباره‌ی مشکلاتشان با هم گفت‌وگو کنند.

بیشتر مردم جنگ را بد می‌دانند و معتقدند بهتر است مشکلات را با گفت‌وگو حل کرد.

درگیری ممکن است زندگی آدم‌ها را برای همیشه عوض کند.
گاهی مردم خانه‌هایشان را برای فرار از جنگ یا خشونت بی‌رحمانه ترک می‌کنند. آن‌ها می‌روند تا جایی امن‌تر برای زندگی پیدا کنند.

در جنگ ممکن است مردم هر دو سوی درگیری زخمی یا کشته شوند و خانه‌ها و دارایی‌هایشان از بین برود.

یک روش جلوگیری از درگیری، درک بهتر یکدیگر است. ما در خیلی چیزها مثل هم هستیم.

همه‌ی ما حق داریم در امنیت زندگی کنیم و باورهای خودمان را داشته باشیم.

اد یانگ [@tutibooksir]

اد یانگ؛ تصویرگری که در دنیای خودش ناپدید می‌شود

اِد یانگ در سال ۱۹۳۱ در تیانجین چین به دنیا آمد و در سه سالگی با خانواده‌اش به شانگهای نقل مکان کرد. وقتی مادرش زنگ خوراک را به صدا درمی‌آورد، او به همراه خواهرها و برادرهایش از روی نرده‌ها سُر می‌خوردند تا به میز غذا برسند. در شب‌های تابستان که همگی روی پشت‌بام خانه دراز می‌کشیدند، پدر برایشان داستان‌هایی بی‌پایان تعریف می‌کرد. اد یانگ هرگز تصویرهایی را که در ذهنش نقش می‌بست، فراموش نکرد.

او در سال ۱۹۵۱ برای تحصیل در رشته‌ی معماری به آمریکا سفر کرد. اما به جای معماری به هنر علاقه‌مند شد و تغییر رشته داد. اولین شغل یانگ کار در یک آژانس تبلیغاتی در نیویورک بود. او در وقت ناهار سرگرم طراحی از حیوان‌های باغ‌وحش پارک مرکزی می‌شد.

در همان روزها نامه‌ای از پدرش دریافت کرد که برایش نوشته بود: «یک زندگی موفق و شاد با آنچه برای دیگران انجام می‌دهی سنجیده می‌شود، نه آنچه برای خود انجام می‌دهی.»

پس از آن یانگ متوجه شد که توانایی‌های هنری‌اش در واقع زیرمجموعه‌ای از ارزش‌های او به عنوان یک انسان است. برای رسیدن به موفقیت حقیقی باید جایگاهی را می‌یافت که کارش الهام‌بخش دیگران باشد تا به سمت زندگی شادتر و پربارتری حرکت کنند.

یانگ آرزو داشت دیدگاه پدرش را درباره‌ی موفقیت، با همه به اشتراک بگذارد؛ اینکه کار می‌تواند سکوی پرتابی برای رسیدن به جایگاهی بالاتر باشد. او با تصویرگری کتاب‌های کودک در این مسیر قرار گرفت.

اِد یانگ از کودکی عاشق خلق داستان و کشیدن نقاشی بود. به این فکر می‌کرد که می‌تواند در دنیای خودش ناپدید شود و با تصویرهایش جانی دوباره بگیرد. بسیاری از کتاب‌های او شاهکارهایی هستند که در آن‌ها از رنگ و تصویر برای انتقال مفاهیم و نمادها استفاده شده است. آثار او ترکیب جذابی از طراحی با مداد،‌ پاستل، جوهر و تکنیک تکه‌چسبانی (کلاژ) است.

او در سال ۱۹۹۰ برای کتاب لون پو پو؛ نسخه‌ی چینی داستان شنل‌قرمزی، برنده‌ی نشان کلدکات شد. دو کتاب دیگرش به نام‌های امپراتور و بادبادک و هفت موش نابینا نیز در فهرست افتخار کلدکات قرار گرفته است.

اِد یانگ در کتاب هفت موش نابینا که در ایران با ترجمه‌ی مهدی حجوانی منتشر شده است، به سراغ افسانه‌ای قدیمی به نام هفت مرد نابینا و فیل رفته‌است و با بهره‌گیری از هنر تصویرگری و شوخ‌طبعی خود، دست به بازآفرینی کودکانه و امروزی این قصه زده است.

یانگ تصویرگری است که از فلسفه‌ی نقاشی چینی در بسیاری از آثارش الهام گرفته است. او می‌گوید: «نقاشی چینی اغلب با واژگان همراه می‌شود. این دو همدیگر را کامل می‌کنند. از واژه‌ها کارهایی برمی‌آید که تصویرها هرگز توانایی انجامش را ندارند. همچنین تصویرهایی هستند که واژه‌ها هرگز نمی‌توانند توصیفشان کنند.»

cover-jadoye-khab

کتابی که متن ندارد؛ «جادوی خواب» منتشر شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «جادوی خواب» اثری از مهسا هدایتی است که سعی دارد با تصویر‌گری کودکان را به فکر کردن وادارد و به ‌آن‌ها بیاموزد که روایت‌های مختلف بسازند.

«جادوی خواب» کتابی تصویری است که نویسنده سعی دارد داستانش را با تصویر به کودکان بگوید و همچنین به کودکان بیاموزد که می‌توان با یک تصویر چندین داستان گفت و لذت برد.

در پشت جلد کتاب آمده است:
«خب دیگر شب شده و وقت خواب است.
چه حیف!
اما صبر کن … انگار کسی حواسش نیست!
زود باش برویم سراغ رختخواب‌ها.
تا بزرگ‌تر‌ها خبردار شوند، می‌توانیم باز هم بازی کنیم.
نگاه کن! چه باغِ قشنگی! عجب ببری! مواظب باش نیفتی توی آب!
هیس! این یک کتاب تصویری نیست یک خواب جادویی است.»

چاپ اول این کتاب در 30 صفحه مصور رنگی، شمارگان 2000 نسخه و با قیمت 50 هزار تومان راهی بازار نشر شده است.