Category: یادداشت

jahangard

همه‌­ی ما جهانگردیم

کتاب تو یک جهانگردی کتابی تصویری است. کتاب، داستان خواهر و برادری را روایت می­‌کند که با ویرانی خانه‌­شان در گرماگرم جنگ سفری را آغاز می‌­کنند. سفری پر رنج و پر زحمت به امید رسیدن به جایی که زندگی در آن راحت‌­تر باشد.

یک گوشه ایستاده بودم و به خانه‌مان نگاه می‌­کردم. اصلاً نمی‌­دانستم باید چی کار کنم. اما برادرم داشت تند تند وسایل‌مان را می‌­انداخت توی کیف مدرسه‌­اش.

پرسیدم: «حالا باید چی کار کنیم؟»

کلاهش را از روی قفسه­‌ها برداشت و گذاشت روی سرم. بعد گفت: «دوست داری جهانگرد بشوی؟»

«جهانگرد؟ خُب چه جوری؟»

«توی این کتاب نوشته چه جوری. نگران نباش، خودم برایت می‌خوانمش. البته به شرط این‌که تو هم قول بدهی خوب گوش کنی.»

تندی گفتم: «قول می‌دهم! قول می‌دهم!»

دوباره آن صداهای ترسناک شروع شدند. پرسیدم: «تو هم می‌­شنوی؟»

این کتاب از یک ایده شروع می­‌شود، یک ایده‌­ی خوب. ایده شاید مرز مشترک بسیاری از آثار هنری باشد. داستان‌­های زیادی در خصوص جنگ نوشته شده و گاهی در بعضی از این داستان‌­ها می‌­بینیم که دنیای یک کودک گم‌شده در جنگ را به تصویر می‌­کشند. کلید واژه­‌­های «کودکی» و «جنگ» تصاویر بی‌شماری را به ذهن می‌­آورند. تصاویری از خشونت جنگ و مرگ، تصاویری از امید و تلاش برای زندگی که توامان در یک قاب می‌­نشیند اما شاید آن قدر که پر­اهمیت است برای کودکان گفته نشده. در این کتاب شاهد تلاش و امید کودک راوی برای گریز و گذشت از جنگ و ورود و شروع و ماندن در مفهومی بزرگ به نام «زندگی» هستیم. این کودک که کودکی خود را جا گذاشته در سرزمین مادری و پا به پای بزرگسالان وارد دنیای مهاجران می‌­شود، مهاجرانی که می‌­کوشند دنیای پر از تخریب، پر از جنگ، پر از تلخی را رها کنند و به امید زندگی و نه مردگی سفر پر مشقتی را شروع کنند.

داستان با سفر آغاز می‌­شود. شخصیت من راوی دختر کوچکی است که سفر را با برادر بزرگش آغاز می‌­کند. در سرتاسر کتاب نامی از او به میان نمی‌­آید. شاید نامش نام تمام بچه‌­های جنگ‌زده باشد. شاید خطر کردن نام دیگر این کودک باشد. خطر می‌­کند تا زندگی ادامه پیدا کند. خطر می‌­کند تا دنیای بهتری را پیدا کند، دنیای بدون جنگ.

اما نکته‌ی قابل توجه بعدی که دوست دارم به آن اشاره کنم عنوان است. عنوان در انتقال مفاهیم و کامل شدن یک مفهوم بسیار کمک‌کننده است. آن‌چه که در کتاب تصویری پراهمیت می‌­نماید، این گزاره است که «هیچ عنصری بی‌کارکرد و بی‌علت در کتاب وجود ندارد» همه چیز گزیده و دست چین کنار هم می‌­نشیند. کتاب تصویری را باید با همه‌­ی ریز و درشتش دید و خواند و فهم کرد. و این عنوان تو یک جهانگردی که اولین واژه­‌های یک کتاب است با تصویری که دختر و پسری را نشان می‌­دهد، نشسته بر قایقی (کلاه) که بر روی آب می‌­رود و نگاه‌­های پر امید به روبه رو و در واقع به جایی که به آن خواهند رسید. این اولین تصویر و واژه در مواجهه با مخاطب است. تصویر و عنوانی که می‌­گوید قرار است با این کتاب به سفر برویم.

اما از همه­‌ی خوبی­‌های این کتاب که بگذریم، از نوع برخورد تصویرساز با رنگ نمی‌­شود گذشت. تصاویر با خاکستری­‌های تیره و روشن آغاز می‌­شود. در حالی که چهره‌­ها غمگین است و خانه در هم ریخته و آشفته و ویران. این تصویر بی‌رنگ و خاکستری فضای جنگ را بیشتر نشان می‌­دهد. تصویر با همین خاکستری­‌ها جلو می‌­رود و روایت کننده‌­ی سختی­‌های سفر دو خواهر و برادر می‌­شود با چهره‌­های آشفته و غمگین‌شان. و در صفحه‌­ی آخر وقتی که به مقصد می‌­رسند، به سرزمینی به دور از جنگ، تصویرگر صحنه را پر از نور می‌­کند. پر از رنگ و دیگر خبری از چهره­‌های غمگین و صحنه­‌های آشفته و آسمان پر موشک نیست. گویی همه چیز در آرامشی ماندگار به پایان می‌­رسد.

این کتاب با تمام داستان و تصاویرش گویی در کنج معانی آرمیده در بافت متن و تصویر داستانی از بردباری و تلاش برای رسیدن را نقل می‌­کند. داستانی از این‌که رویا، آرزو و خیال در هیچ جنگ کشنده­‌ای مردنی نیست، روینده است و زاینده.

این کتاب مناسب گروه سنی ب و ج است. سخن و تصویر همچون شعری مصور برای یادآوری زندگی پر رنج کودکان در جنگ، کنار هم نشسته و کتابی ساخته با عنوان  تو یک جهانگردی.

? سولماز خواجه‌وند
وینش

kodakan-dr-donyaye-ma-

چهار بحران اجتماعی در جهان برای کودکان

فقر و گرسنگی، پناهندگان و مهاجران، درگیری‌های جهانی و نژاد پرستی و تعصب مفاهیمی هستند که درمجموعه‌ی کودکان در دنیای مابه آن‌ها پرداخته شده است. این مشکلات کم و بیش در کشورهای زیادی وجود داردند و میلیون‌ها انسان را با خود درگیر کرده‌اند. از این رو خواندن این مجموعه اهمیت زیادی دارد خصوصا که گاه ممکن است آگاهی دادن و آموزش در مورد مواجه شدن با این مفاهیم در کشورهای زیادی مورد غفلت واقع شود.

شاید بزرگ‌ترها فکر کنند برخی از مفاهیم برای کودکان قابل فهم نیست و یا هنوز وقت آن نرسیده که با این مسائل و بحران‌ها درگیر شوند، مفاهیمی مانند پناهندگی و فقر و گرسنگی. کودکان بدون آنکه خودشان انتخاب کنند و یا راه دفاعی در مقابل اتفاقات و اخبار تلخ و خشونت‌آمیز داشته باشند، در معرض آسیب‌های جدی دنیای بزرگ‌سالان قرار دارند. می‌توان گفت آشنایی با این مفاهیم، درک و فهم آن‌ها را از مسائل اجتماعی افزایش می‌دهد و لزوما به معنای غرق شدن در بحران‌های خشونت‌آمیز جامعه نیست. امروزه به سختی می‌توان کودکان را از شنیدن خبرهای بد دور نگه داشت و یکی از راه‌های به دست آوردن آگاهی سالم و پیشگیری از آسیب‌های ناشی از خشونت، کتاب خواندن است.

مجموعه‌ی کودکان در دنیای ما به زبان ساده درباره‌ی چهار مفهوم مرتبط با خشونت اطلاعات مفیدی می‌دهد. باید به یاد داشت که خشونت تنها جنگ و لشکرکشی نیست و ده‌ها نوع خشونت در دنیا وجود دارد، همان‌طور‌که این مجموعه به مفهومی همچون نژادپرستی نیز اشاره کرده است.

این مجموعه به کشور و یا منطقه‌ی خاصی محدود نشده و نویسنده سعی کرده تا نگاه جهان‌شمولی برای تعریف مفاهیم داشته باشد به این خاطر که کودکان در هر کجای دنیا به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند. این نگاه نشان می‌دهد که کشورهای گوناگون مسائل اجتماعی مشترکی با هم دارند و کودکانی که در کشورهای مختلف حتی امن‌ترین آن‌ها زندگی می‌کنند، ممکن است باز هم از آسیب‌های اجتماعی مصون نباشند. موضوعاتی که در این مجموعه به آن‌ها پرداخته شده کم و بیش در کشورهای زیادی وجود دارد و میلیون‌ها انسان را با خود درگیر کرده است، مانند فقر. از این رو خواندن این مجموعه اهمیت زیادی دارد خصوصا که گاه ممکن است آگاهی دادن و آموزش در مورد مواجه شدن با این مفاهیم در کشورهای زیادی مورد غفلت واقع شود.

مجموعه‌ی کودکان در دنیای ما کودکان را به عنوان شهروندان یک جامعه جدی گرفته و به آن‌ها حق داده تا به اتفاقات اجتماعی فراتر از فرد و خانواده فکر کنند. با خواندن درمورد مسائل اجتماعی در دوران کودکی، ناخودآگاه این تفکر در کودک ایجاد می‌شود که تنها به خودش فکر نکند، بلکه به فکر جامعه و هم‌نوعانش باشد و حس مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی در او نهادینه شود.

موضوع و محور اصلی چهار جلد این مجموعه از نام آن‌ها مشخص است. کودکان در کتاب پناهندگان و مهاجران با اطلاعاتی مانند اینکه چرا مردم یک کشور وطن‌شان را ترک می‌کنند، چگونه و با چه راه‌هایی پناهندگان کشورشان را ترک می‌کنند و سختی‌های کشور مقصد آشنا می‌شوند.

در کتاب فقر و گرسنگی اینکه چطور فقر به وجود می‌آید، با وجود فقر چه امکاناتی از دست می‌رود و … توضیح داده شده است.

در جلد دیگر این مجموعه، نژادپرستی و تعصب، نویسنده به اینکه چرا بعضی از مردم خودشان را برتر از دیگران می‌دانند، نژادپرستی چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد و … پرداخته است.

در جلد درگیری‌های جهانی مخاطب با انواع جنگ سرد و جنگ نظامی و نتایج مخرب آن‌ها و علت جنگ‌ها و … آشنا می‌شود.

در مورد تأثیرات مفید این مجموعه بسیار می‌توان نوشت اما از آن جایی که بسیاری از کودکان داستان را به آموزش مستقیم ترجیح می‌دهد و ادبیات نیز تأثیرگذارتر است، اگر نویسنده به سوی قصه‌گویی حرکت می‌کرد و صرفا به آموزش بسنده نمی‌شد، مخاطب مفاهیم را عمیق‌تر درک می‌کرد.

تصاویر کتاب در عین حال که به درک مفهوم مورد نظر کمک می‌کند، تلخی موضوعات را کمتر کرده و با رنگ‌هایی شاد، حس امید را در کنار ناامیدی منتقل می‌کنند. شاید بار منفی مفاهیم این چهار کتاب زیاد به چشم بیاید و مخاطب با دیدن نام و تصاویر روی جلد تمایلی به خواندن آن نشان ندهد، اما همچنان که آموزش مفاهیمی مانند رفتار درست در مقابل دیگران و انجام درست تکالیف مدرسه ضروری به نظر می‌رسد، آموزش چنین مفاهیمی نیز لازم است.

? نیلوفر شهسواریان
وینش

94099652_965636503902248_4165135849668860344_n

نقش کتاب، مشاوره و راهنمایی صحیح در زندگی کودکان و نوجوانان

احساس کردم گلویم خشک شد، چند بار چشم‌هایم را به‌هم زدم چون هم یاد مامانم افتادم و هم یاد روزی که در خانه‌ی نازیا بودیم و آلبوم عکس نگاه می‌کردیم. نازیا عکس مرد چاقی را با سبیل‌های سیاه و لباس سربازی نشانم داد. ازش پرسیدم فامیلتان است و او شکلکی در آورد و سرش را تکان داد.
گفت: «این احمد است. نامزدم.»
– نامزدت یعنی چی؟
– یعنی بعداً شوهرم می‌شود، اما هنوز نشده.
– فکر می‌کنی خوب باشد؟

صورتش را با روسری‌اش پوشاند، اما نخندید. شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: «نمی‌دانم. نمی‌شناسمش، اما بابام می‌گوید مرد خوبی است و خانه دارد و یک کارخانه‌ی بزرگ مثل کارخانه‌های نیویورک که کلی آدم تویش کار می‌کنند، با کلی دم‌ودستگاه و سروصدا.»‌
– اوه.
جواب نداد و آلبوم را ورق زدیم تا این که گفت: «سی‌ودو سالش است.»‌
نمی‌دانستم چه جوابی بدهم.‌

داستان «پسرک و جادوی مری پاپینز» به نقش کتاب، مشاوره و راهنمایی صحیح در زندگی کودکان و نوجوانان می‌پردازد. داستان اصلی روایت روبه‌رو شدن گیل و پدرش با فقدان مادر است اما در کنار آن زندگی نازیا را هم مرور می‌کند. دختر مهاجر پاکستانی که قربانی خشونت خانگی است. کودکی که هر چند از وطنش دور شده است اما ظلم و ستم به او هم‌چنان ادامه دارد. پدری که می‌خواهد او را قربانی خواسته‌های نابجای خودش کند و برادری که از خشونت ابایی ندارد و مردی که می‌خواهد کودکی‌اش را بدزدد.
گیل و نازیا با هم دوستند و این دوستی به آن‌ها کمک می‌کند تا با سختی‌های زندگی‌شان روبه‌رو شوند و کودکی را زنده نگه دارند. ماریا، مشاور مدرسه، و سونیا، معلمشان، همراه خوبی هستند که در این راه تنها نمانند و شخصیت داستانی مری پاپینز بهانه‌ای می‌شود برای این همدلی.

الخاندرو پالوماس در این کتاب به‌خوبی نقش گفت‌وگو با کودکان و نوجوانان را به تصویر می‌کشد. حرف زدن از مشکلاتشان و پیدا کردن راه‌حل‌های درست برای مسائل پررنگی که زندگی آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده است.

رنج‌های بزرگ و کوچک بچه‌ها را نادیده نگیریم و با آن‌ها حرف بزنیم. خواندن این کتاب و کتاب‌های مشابه کمک می‌کند تا با جهان پیچیده‌ی کودکان و نوجوانان آشنا شویم و نگذاریم خشونت و ظلم زندگی بچه‌ها را نابود کند. حق همه‌ی کودکان است که جهانی شاد و رنگی داشته باشند و قربانی ظلم نشوند. کتاب‌ها این مسیر را روشن می‌کنند.‌

photo_۲۰۲۰-۰۳-۰۷_۱۸-۳۴-۵۶

خاطره‌بازی با «قصه‌های من و بابام»

دوم دبستان بودم و تازه اول راه خواندن و نوشتن بودم. این وسوسه به جانم افتاده بود که همه‌ی کتاب‌های دنیا را بخوانم. از سال قبل آقای نامدار، مدیر مدرسه، قول راه‌اندازی یک کتابخانه‌ی کوچک را داده بود و آن روز، روز افتتاحیه‌ی کتابخانه بود. هیچ بچه‌ای به‌اندازه‌ی من مشتاق باز شدن کتابخانه نبود.
حوصله‌ی گوش دادن به حرف‌های مدیر را نداشتم و بی‌صبرانه منتظر بودم در کتابخانه باز شود. بالاخره سخنرانی آقای نامدار تمام شد و من وارد فضایی سحرانگیز شدم. نفس عمیقی کشیدم و بوی رنگ تازه و کاغذ به دماغم خورد.
برای من که تنها کتابفروشی شهر کوچکمان فقط کتاب‌های بزرگسال می‌فروخت دیدن این‌همه کتاب کودک در یکجا دیوانه‌کننده بود. هیاهوی بچه‌ها را فراموش کردم و در دریای کتاب‌ها غرق شدم.
قدم می‌زدم و اسم و جلد کتاب‌ها را به خاطر می‌سپردم تا برگردم و همه را ورق بزنم. ناگهان چشمم به سه جلد کتاب بامزه افتاد. زرد و قرمز و آبی، قصه‌های من و بابام.
یک بابای سیبیلو و یک پسربچه‌ی بامزه. کتاب‌ها را برداشتم و گوشه‌ای روی زمین سرد کتابخانه نشتم و به قفسه‌ها تکیه دادم. تصاویر سیاه‌وسفید و داستان‌های خواندنی پدر و پسر این‌قدر جذاب بود که فراموش کردم کجا هستم. خودم را جای پسرک کتاب گذاشته بودم و داستان‌ها و تصاویرش را زندگی می‌کردم. چیزی از گذر زمان نمی‌فهمیدم.
یک‌دفعه متوجه همهمه و سروصدایی در کتابخانه شدم. انگار داشتند مرا صدا می‌زدند. رضایی… رضایی… رضایی… فرهاد… فرهاد… فرهاد…
سر بلند کردم و دیدم پدرم و آقای نامدار و کتابدار مدرسه، با صورتی نگران و خشمگین بالای سرم ایستاده‌اند. «معلومه اینجا چه غلطی می‌کنی؟»
«هیچ می‌دونی ساعت چنده؟»
«پسر خیلی سرخوشی!» بله! ساعت هشت شب بود و من چند ساعتی بود که در کتابخانه‌ی مدرسه حبس شده بودم و «قصه‌های من و بابام» می‌خواندم و همه را نگران کرده بودم.
قصه این بود؛ بعد از اینکه بچه‌ها از کتابخانه رفته بودند بیرون، کتابدار بدون اینکه بین قفسه‌ها را نگاه کند در کتابخانه را بسته بود و مدرسه تعطیل شده بود. آن روزها مثل امروز تلفن و اینترنت هم در دسترس همه نبود و تا مادرم خبر گم شدن من را به پدرم بدهد و بعد پدرم مدیر مدرسه را خبر کند و دنبال من بگردند شش هفت ساعتی طول کشیده بود. اما من در همان ساعتی که «قصه‌های من و بابام» را دیدم مانده بودم و محو قصه‌ها بودم.

داستان «یک جای خالی» را هر وقت می‌خوانم یاد این خاطره می‌افتم.‌

soft cover in pipi male kie
27 January 2020 by مهدی امیری 0 Comments

کتاب کنش‌گرای این پی‌پی مال کیه؟

کتاب علمی کنش‌گرا برای کودکان چیست؟ کتابی است که بچه‌ها با بخشی از واقعیت‌های علمی روبه‌رو می‌شوند و می‌توانند با حدس و گمان‌هایی، واقعیات دیگری را کشف کنند. این تفاوت دارد با رویکرد دایره‌المعارف‌ها که هر چه دارند بی‌کم‌وکاست روی دایره می‌ریزند.
حالا فکر کنید که این کتاب علمی به‌گونه‌ای باشد که بچه‌ها آن را بخوانند و آی بخندند و آی بخندند و مثلا مدفوع جانوری را ببینند و محل زندگی یا خوراک یا جثه‌ی آن را حدس بزنند. یا فکر کنید بچه‌ها کم‌کم یاد بگیرند نگاهی دقیق‌تر به زیست بدنی خود، مثلا با موضوع سیستم گوارش، داشته باشند و به دنبال دریافت‌های علمی باشند.
کودک ۴ تا ۸ ساله‌ای را نمی‌شناسم که «این پی‌پی مال کیه؟» را خوانده باشد و کلی کیف نکرده باشد و با آن همراه نشده باشد، حتی آن‌هایی که اولش ایش و ویش می‌کنند. ‌

 

ندا حیدری

مرگ-بالای-درخت-سیب-@tutibooksir
26 January 2020 by مهدی امیری 0 Comments

مرگ در سایه نشسته است و به ما می‌نگرد

زندگی برای روباه و همسرش شیرین شده است با این جادو! : «روباه خوشبخت است…»  از بهار و شکوفه‌ها و سیب‌های سالم و رسیده‌‌ای که به زمین می‌افتد، لذت می‌برند اما روباه پیر و پیرتر می‌شود و یک روز: «روباه مرگ را می‌بیند که زیر درخت سیب ایستاده است.» او از مرگ می‌خواهد که اجازه دهد باز هم زندگی کند اما مرگ به نشانه‌ی تأسف سر تکان می‌دهد. روباه زیرک است و این‌بار مرگ را به دام می‌اندازد در بالای درخت سیب. از مرگ می‌خواهد که آخرین سیب را به او بدهد. مرگ از درخت بالا می‌رود… و چه می‌شود؟: «اما وقتی می‌خواهد از درخت پایین بیاید، محکم به درخت می‌چسبد. مرگ راه پس و پیش ندارد.» و روباه هورا می‌کشد و خوش‌حالی می‌کند: «تو وقتی می‌توانی پایین بیایی که من جادو را باطل کنم و من اصلا و ابدا چنین کاری نخواهم کرد. » و این جمله: «چه خوب که می‌توانم برای همیشه و تا ابد زندگی کنم.» و پاسخ مرگ چیست؟ او فقط لبخند می‌زند. چرا؟ به این فکر کنید. مرگ انتظار می‎کشد.

هیچ صیادی نمی‌تواند روباه را شکار کند. خوش‌حالی او دوچندان شده. هم درخت سیب‌اش را دارد و هم نگرانی از مرگ ندارد. در تصویر روباه و همسرش را می‌بینیم که در آغوش هم لبخند می‌زنند و سیب توی دست‌شان دارند. زندگی چه شیرین است: «و مرگ هم‌چنان منتظر است.» روزی همسر روباه بیمار می‌شود و می‌میرد: «همه‌ی آسودگی و خوشی روباه به سرعت محو می‌شود.» این تصویر زیبا بسیار دیدنی است. روباه با نگاهی غم‌آلود به مرگ نگاه می‌کند و پیکر همسرش را توی دست‌های‌اش دارد و تا پایین درخت سیب کشانده است: «می‌رود زیر درخت سیب می‌نشیند و گریه می‌کند:  مرگ تو چه‌کار کردی؟ چطور ممکن است همسر من بمیرد، در حالی که تو هنوز آن بالا چسبیده‌ای؟» خنده‌ی مرگ را در این تصویر ببینید هنگام پاسخ گفتن به روباه: «تو فقط مرگ خودت را گیر انداختی. اما من می‌توانم هم‌زمان جای دیگری هم باشم و به شکل دیگری هم درآیم…» جمله‌های بعدی را به دقت بخوانیم تا ببینیم چرا نویسنده و تصویرگر این کتاب یک فیلسوف است: «اگر غیر از این بود، هیچ موجود زنده‌ی دیگری نمی‌مرد، هیچ حیوان و هیچ انسان و هیچ گیاهی. آن‌وقت چه‌وضعی برای زمین پیش می‌آمد.» و این جمله‌ی بسیار زیبا: «زندگی به من نیاز دارد.»

» متن کامل یادداشت عادله خلیفی را در کتابک بخوانید.

photo_2020-01-18_10-17-45
16 January 2020 by مهدی امیری 0 Comments

گوش‌هایم را دوست ندارم؛ سحر طبیب‌زاده

‌چشم‌هایم را دوست ندارم، زیادی ریزند..گوش‌هایم! نه خیلی بزرگند…کاش این موها آنقدر فرفری نبود….
این‌ها و نظایر این‌ها جملاتی هستند که بسیاری از کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان مدام با خود تکرار می‌کنند. همان‌ها که به هزارویک دلیل در پذیرش خود نیستند. آنچه که هست و منحصرا از آن آن‌هاست را خوش نمی‌دارند. نرجس محمدی این موضوع را دستمایه کارش «چه فکر خوبی» کرده است تا با زبانی قابل فهم برای کودکان به آن بپردازد.
کوکی که از گوش‌هایش ناراضی است با نقابی آن‌ها را پنهان می‌کند و این کار مورد استقبال یک شهر ناراضی از خود قرار می‌گیرد. حالا همه شبیه همند، تفاوتی نیست و اینجاست که کوکی…‌

سحر طبیب‌زاده

dargirihaye-jahani-5-@tutibooksir
4 January 2020 by مهدی امیری 0 Comments

گفت‌وگوی امن

دنیای امروز دنیایی نیست که تنها منبع اطلاعات بچه‌ها پدر و مادرها و یا حداکثر معلم‌ها باشند. بچه‌ها، چه بخواهیم چه نخواهیم و چه مراقبت کنیم چه نکنیم، در معرض اخباری هستند که بعضاً سرشار از خشونت و خون است. و این‌گونه است که بچه‌ها در چرخه‌ی ترس می‌افتند.
در این مواقع گفت‌وگویی امن و خالی از ایدئولوژی، می‌تواند امنیتی روانی برای بچه‌ها ایجاد کند و چه بهتر که آن گفت‌وگو بر پایه‌ی مطالعه و مرجع دانشی باشد.
«درگیری‌های جهانی» از مجموعه‌ی «کودکان در دنیای ما» متنی امن راجع به درگیری، جنگ، تروریسم، محافظت از افراد، درک دیگران و گفت‌وگو است که به دور از زیاده‌گویی، به شکلی امن احتمالا پاسخ سوالات و ترس‌های بچه‌های ۸ تا ۱۲ و ۱۳ سال را می‌دهد و فضا را برای تفکر، گفت‌وگو و پیدا کردن سهم کنشی و فاعلی خواننده باز می‌گذارد.‌‌

ندا حیدری

photo_2019-11-02_08-46-52
2 November 2019 by مهدی امیری 0 Comments

متن تقدیر از حسن موسوی به‌عنوان برنده‌ی جایزه‌ی براتیسلاوا

به نام خداوند گردون سپهر
فروزنده‌ی ماه و ناهید و مهر

هنرمند گرامی، جناب آقای حسن موسوی
هنرمندان و ادیبان سرزمین کهن ما ایران در طول تاریخ آثاری پدید آورده‌اند که پس از گذشت سالیانِ بسیار همچنان ستایش جامعه‌ی بشری را برمی‌انگیزند. تصویرگران و نویسندگان کتاب‌های کودک و نوجوان ایران نیز در دهه‌های اخیر در جوامع بین‌المللی خوش درخشیده‌اند و افتخارات بسیاری برای ایران کسب کرده‌اند.
هنرمندی شما در تصویرگری کتاب «مشت‌زن» و کسب جایزه‌ی بزرگ بیست‌وهفتمین دوسالانه‌ی تصویرگری براتیسلاوا در سال ۲۰۱۹، درخور ستایش فراوان است. کتاب ‌طوطی نیز مفتخر است که در خلق اثری با پیام صلح و دوستی برای جامعه‌ی جهانی، با شما هنرمند فرهیخته همراه بوده است.
ضمن عرض تبریک به شما، برای همه‌ی تصویرگران کتاب کودک ایران آرزوی موفقیت‌های روزافزون داریم.

ایرج ضرغام
مدیر مؤسسه‌ی فرهنگی فاطمی

edson1
17 October 2019 by مهدی امیری 0 Comments

شرح واقعه‌ای هولناک به روایت جمشید خانیان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، «ادسون آرانتس دو ناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» عنوان جدیدترین اثری است که به قلم جمشید خانیان از سوی بخش کودک و نوجوان انتشارات فاطمی (کتاب‌های طوطی) منتشر شده است.

در آغاز با مطالعه نخستین صفحات این کتاب، تصور می‌کنیم باداستانی شبیه «شازده کوچولو» روبه‌رو هستیم اما به تدریج با خواندن ادامه داستان، تصویر متفاوتی می‌بینیم.

خانیان در این کتاب، به لحظات نخستینی اشاره می‌کند که یک نویسنده قبل از شروع داستان سپری می‌کند؛ لحظاتی که سعی می‌کند ذهنش را متمرکز کند و به تصاویر و موضوعات پراکنده‌‌‌‌‌ای که از فکرش می‌گذرد، انسجام ببخشد، جزئیات را کنار هم بچیند و براساس آن داستانش را بنویسد.

او می‌خواهد داستانی واقعی از واقعه‌ای هولناک بنویسد که در نوجوانی شاهدش بوده و پدر و مادرش را هم در آن از دست داده است؛ از حادثه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان. اما وقتی کاغذ را روبه‌رویش می‌گذارد و به سبک و سیاق همیشگی با کشیدن یک خط حلزونی سعی می‌کند جزئیات دنیای داستانی‌اش را در ذهنش مجسم کند، سروکله یک پسر سیاه سوخته مو فرفری که لهجه جنوبی دارد به نام ادسون آرانتس دو ناسیمنتو پیدا می‌شود که به دنبال خرگوش هیمالیایی‌اش می‌گردد و خیال و واقعیت در هم می‌آمیزند.

ادامه‌ای این مطلب را در خبرگزاری ایبنا بخوانید.

photo_2019-10-17_21-33-01
17 October 2019 by مهدی امیری 0 Comments

تا ریشه‌کن کردن فقر و گرسنگی

«رفتار ما آینده‌ی ما را می‌سازد؛ رژیم غذایی سالم برای دنیای بدون گرسنگی» و «با هم برای توانمندسازی کودکان، خانواده‌ها و جوامع تا ریشه‌کن کردن فقر» به‌ترتیب شعارهای روز جهانی غذا و روز جهانی ریشه‌کنی فقر هستند.

برای دستیابی به این اهداف، نیاز داریم که کودکان، خانواده‌ها و جوامع را نسبت به اهمیت این موضوع‌ها و چگونگی روبه‌رو شدن با آن‌ها آگاه سازیم. کتاب فقر و گرسنگی از مجموعه‌ی کودکان در دنیای ما به زبانی ساده با تصاویری هماهنگ با متن تلاش کرده تا به سؤالات کودکان درباره‌ی فقر و گرسنگی در جهان پاسخ دهد.

این مجموعه‌ از کتاب‌های طوطی، هفته‌ی اول آبان‌ماه برای کودکان هفت تا دوازده ساله منتشر می‌شود.

chatr
17 September 2019 by مهدی امیری 0 Comments

یادداشت «فریده سبزعلیزاده» برای «چتری با پروانه‌های سفید»

داستان‌های واقع‌گرا، یکی از گونه‌های ادبیات داستانی است که نویسنده برشی از زندگی واقعی را با خلاقیت و با در نظر گرفتن معیارهای این گونهٔ ادبی، پیش روی خواننده قرار می‌دهد، این داستان‌ها منعکس‌کنندهٔ واقعیت‌های روزمره و حوادثی است که تاثیرگذاری آن در زندگی انکارناپذیر است.

در این میان، پرورش شخصیت‌های باورپذیر، پرداختن به رویدادهای عادی زندگی، موضوع و مفاهیم قابل درک و طراحی منطقی داستان برای رساندن پیام، از عناصری است که در ادبیات واقع‌گرای کودکان به آن توجه ویژه می‌شود. یکی از ویژگی‌های این گونهٔ ادبی یاد شده، زمینه‌سازی برای خودشناسی و جامعه‌شناسی خواننده است، مانند؛ دانش و تجربه‌آموزی اجتماعی در زمینه‌های مختلف و آماده‌سازی برای رویارویی با مسائل و مشکلات در زندگی واقعی، که از آن جمله می‌توان به بردباری و تحمل، افزایش پذیرش دیگران و رسیدن به درک مشترک، تلاش، ممارست، یادگیری و مشارکت، چاره‌جویی، محبت، عاطفه، رشد فکری و گسترش آن، اشاره کرد. کودک می‌آموزد در کنار تفکر و عملکرد مستقل، حل مشکلات و مسائل اجتماعی و پیشرفت در پیوند با یکدیگر و جامعه بشری و همچنین شبکه اجتماعی انسانی عملی می‌شود. نویسنده سعی دارد تا این گونه مفاهیم را با توجه به سن او، به زبانی قابل درک و ساده در داستان گنجانده و پیام را به کودک برساند.

داستان «چتری با پروانه‌های سفید» از این دست داستان‌ها است که در این‌جا یادداشتی کوتاه، پیش رو است.

عید نوروز و نو شدن سال، پدیده‌ای است که هر یک از ما می‌دانیم که بالاخره با به پایان رسیدن سال کهنه، از راه می‌رسد، به رسم سنت دیرینه، معمولاً برخی کارها برای جشن سال نو انجام می‌شود، اما موارد پیش‌بینی نشده و مشکلات باعث می‌شود تا آن‌طور که افراد در نظر دارند، روند عادی زندگی به پیش نرود، این آخری در داستان «چتری با پروانه‌های سفید» به‌گونه‌ای ساده و قابل درک بیان شده است تا نشان دهد جهان اطراف ما، شبکه‌ای است که کلیه موجودات آن به گونه‌ای با هم در ارتباط هستند، حتی اگر سرعت گذر آن، همه افراد را متوجه این موضوع نکند.

دو ساعت مانده به تحویل سال نو، چهار کودک در انتظار گره‌گشایی مشکل‌شان هستند. اردلان در نوبت آرایشگاه و کوتاه کردن موی سرش، آتوسا پشت درب بسته خیاطی برای گرفتن لباس عیدش، مریم و علی در خیابان برای فروش گل‌هایشان. آنان دلواپس نو شدن سال هستند و این‌که مبادا در خانه و کنار سفره هفت‌سین و خانواده‌شان نباشند. اما جریان زندگی طوری رقم می‌خورد، که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد تا گره یکی، توسط دیگری باز شود. شاید تمامی شخصیت‌های داستان به گونه‌ای قهرمان این روایت هستند تا اتفاقاتِ در گذرِ زمان را در فرصت دو ساعت مانده به تحویل سال نو، به خواننده نشان دهند؛ آن‌چه هر یک از ما در زندگی تجربه کرده‌ایم.

»» متن کامل یادداشت را در وبگاه کتابک بخوانید.

nedaheydari
11 September 2019 by مهدی امیری 0 Comments

یادداشت کوتاه «ندا حیدری» درباره‌ی «پسرک و جادوی مری‌پاپینز»

پسرک و جادوی مری‌پاپینز با درونمایه‌ی روان‌شناختی، ساختار و ترجمه‌ای خوش‌خوان دارد. پسرک، در آستانه‌ی نوجوانی غمی در درونش دارد که خواننده از چند زاویه و از زبان چند راوی با آن روبه‌رو می‌شود. فقدان، خودسانسوری، درد دیگران و نگرانی، بارها و بارها در طول رمان، خواننده‌ی نوجوان را درگیر خواهد کرد. پرداخت ضمنی به مهاجرت و ازدواج کودکان هم، جایگاه ویژه‌ای به این رمان داده است.
اگر پیش‌تر مری‌پاپینز را خوانده و یا دیده باشید، با پسرک همذات‌پنداری عمیق‌تری خواهید کرد؛ اگر نه! حظ کافی و نه وافی خواهید برد.

IMG_20190826_122647_294 (Custom)
26 August 2019 by مهدی امیری 0 Comments

ثمینه باغچه‌بان: با کتاب شما چشمم روشن شد

 

با هم متن یادداشت ثمینه باغچه‌بان، یکی از تاثیرگذارترین افراد در آموزش و پرورش به‌خصوص آموزش و پرورش ناشنوایان کشور و هم‌چنین ادبیات کودک، را برای کتاب چتری با پروانه‌های سفید می‌خوانیم.

پسر عزیزم فرهادخان حسن‌زاده،

خانم نوشین انصاری به من خیلی لطف دارند و همواره می‌کوشند که مرا در جریان کتاب‌ها و شورای کتاب بگذارند.
در این نوبت آخر، با کتاب شما چشمم روشن شد. این کتاب چقدر متفاوت، پر احساس، هم شاد و هم غم‌انگیز است، خود زندگیست. غمی با دل آشنا و پر از همدردی و احساس و واقع‌گرا… جمله‌ها همه بی‌ریا و سنجیده و سوزانند…

زمانی‌که حرفی برای گفتن باشد و آن‌را نویسنده‌ای حساس مانند #فرهاد_حسن‌زاده با زبانی شیرین و ساده بگوید، و زمانی‌که آن نوشته‌ی زیبا را نقاش باذوقی چون #غزاله_بیگدلو دریابد و با تصویرهایی زیبا مصور کند، کتابی زاده می شود به نام «چتری با پروانه‌های سفید».

دختر گل‌فروشی زاده می‌شود بسیار دوست‌داشتنی، با موهایی فرفری و یک روسری کوچک سفید، که مادرش او را بوسیده و اسمش را گذاشته مریم یا به‌قول مادربزرگش مریم‌خاتون…

آری، گفتگو درباره‌ی کتابی ارزشمند است به نام چتری با پروانه‌های سفید که هر خواننده‌ای آن را بارها و بارها خواهد خواند و لذت خواهد برد.

کتابی ارزنده به فهرست کتاب‌های کودکانمان اضافه شده، که نمی‌توان آن‌را با یکی دو بار خواندن کنار گذاشت. هر برگش خواندنی است و دیدنی و مربوط به مسائل روز، آدم وقایع آن‌را درک می کند چه بسا که آن ها را شخصاً تجربه کرده است.

یکی از مشتری‌ها می‌گوید خوب است که شما برق دارید و از روی میز روزنامه‌ای را برمی‌دارد و می‌خواند…
علی چقدر قهرمانی می‌کند، چه سوت‌هایی می‌کشد، نه یک بار و دو بار، بیش از ده بار!
پیغامی آمده از مادر و یا همشیره و یا از علیامخدره: «شیرین خانم گفتند چه اصلاح کرده باشی چه نکرده باشی، زود خودت را برسان خانه.»
آقای پرویزی کتش را می‌پوشد و می‌گوید: «امان از دست این خانم‌ها.» و در پاسخ آرایشگر که می‌گوید: «به کجا خواهید رفت؟» می‌گوید: «به بهشت زهرا، ما هر سال موقع تحویل سال با گل و شیرینی می‌رویم سر خاک پسرمان.»
دلمان تکان می‌خورد و به یاد فرزندان بی‌شمارمان که در جنگ میان دو برادر، ایران و عراق، از دست داده‌ایم می‌افتیم. روشنی هفت‌سین‌مان را این خاطره سخت مکدر می‌کند.

در خیابان پر رفت‌و‌آمد‌ بهار موج‌ می‌زند.
مریم گل‌فروش با صد امید به شیشه‌ی یکی از ماشین‌ها می‌زند، راننده با خنده می‌گوید: «من خودم گلم، گل نمی‌خواهم.»

خلاصه هر صفحه از این کتاب شامل نکات آشناست. چه چشم‌انتظاری مادر مریم برای دختر گل‌فروشش و چه دل‌نگرانی مریم برای خیس شدن آتوسا.

خلاصه کتابی است کتابستان!!!

پسر عزیز و باذوق و حساسم و تو ای غزاله جان، قلم و قلم‌مویتان همواره آفریننده باشند.

ثمینه باغچه‌بان