Category: یادداشت

قدرت-اراده-در-دنیای-کوچک‌ها-خبر

کرمی که عقاب را نجات داد؛ قدرت اراده در دنیای کوچک‌ها

کرمی که عقاب را نجات داد تنها داستانی کودکانه نیست، بلکه مانیفستی است برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای شناخت ارزش هر موجود، فارغ از جثه و ظاهرش. داستان  به اهمیت دوستی، همدلی و قدرت اراده در مواجهه با چالش‌ها می‌پردازد. این کتاب تصویری، نه تنها داستانی جذاب را روایت می‌کند، بلکه با زبانی ساده و تصاویر دلنشین، به ما یادآوری می‌کند که:

ویژگی‌های کتاب کرمی که عقاب را نجات داد

در دنیایی که اغلب، بزرگی و قدرت ظاهری مورد توجه قرار می‌گیرد، «کرمی که عقاب را نجات داد» به ما یادآوری می‌کند که هر موجودی، حتی کوچک‌ترین آن‌ها، ارزشی بی‌بدیل دارد و می‌تواند نقشی مهم در جهان ایفا کند. این کتاب، دعوتی است برای دیدن زیبایی‌ها و توانمندی‌های پنهان در هر موجود، و برای احترام به تنوع و گوناگونی خلقت.

دوستی و همدلی، مرزها را در هم می‌شکند

در داستان «کرمی که عقاب را نجات داد»، حیوانات مختلف، با وجود تفاوت‌ها و حتی دشمنی‌های طبیعی‌شان، برای نجات عقاب با هم متحد می‌شوند. این کتاب نشان می‌دهد که دوستی و همدلی، قدرتی فراتر از هر مانعی دارد و می‌تواند مرزها را در هم بشکند. همچنین بیاموزیم که چگونه با دیگران، فارغ از تفاوت‌هایشان، همدلی کنیم و برای کمک به یکدیگر، دست در دست هم دهیم.

قدرت اراده، محدودیت‌ها را از میان برمی‌دارد

کرم کوچک، با وجود جثه‌ی کوچک و ناتوانی ظاهری‌اش، با اراده‌ی قوی خود، تلاش می‌کند عقاب را نجات دهد. این کتاب، به ما نشان می‌دهد که قدرت اراده، می‌تواند محدودیت‌ها را از میان بردارد و ما را به اهدافمان برساند. ما باید به خود و توانایی‌هایمان باور داشته باشیم و با اراده‌ای راسخ، برای رسیدن به رویاهایمان تلاش کنیم.

همکاری، کلید موفقیت است! 

نجات عقاب، تنها با همکاری و همیاری حیوانات مختلف امکان‌پذیر می‌شود. همکاری، کلید موفقیت در بسیاری از امور است. این که چگونه با دیگران همکاری کنیم، از توانمندی‌های یکدیگر بهره ببریم و با هم، به اهداف مشترکمان دست یابیم، درونمایه این داستان تصویری زیباست.

تعامل با طبیعت، احترام به طبیعت

داستان در دل طبیعت رخ می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که طبیعت، خانه‌ی مشترک همه‌ی موجودات است. احترام به طبیعت، محافظت از آن و تلاش برای حفظ تعادل و زیبایی آن نیاز جامعه بشری امروز است که به خوبی در این کتاب به تصویر کشیده شده است.

کودکان، معماران آینده‌اند

این کتاب، با زبانی ساده و تصاویر جذاب، برای مخاطب کودک طراحی شده است. ما به کودکان، به عنوان معماران آینده، ایمان داریم. آن‌ها با ذهن‌ خلاق خود می‌توانند دنیایی بهتر برای خود و دیگران بسازند. دادن خوراک بصری مناسب به کودک از سال‌های اولیه کودکی، زمینه‌سازی برای بروز خلاقیت او می شود.

داستان‌ها، چراغ راه زندگی‌اند…

«کرمی که عقاب را نجات داد»، تنها یک داستان نیست، بلکه چراغ راهی است که به ما نشان می‌دهد قدرت تخیل، قدرت کلمه و قدرت قصه‌ می‌تواند از ما انسان‌هایی مهربان‌تر، همدل‌تر و توانمندتر بسازد. این داستان دعوتی است برای دیدن جهان با چشمانی بازتر، برای باور به توانمندی‌های نهفته، برای همدلی و همکاری و برای احترام به هر موجودی، فارغ از جثه و ظاهرش، برای ساختن دنیایی بهتر.

اهمیت کتاب‌های تصویری برای کودکان 

کتاب‌های تصویری، نقش مهمی در رشد و تکامل کودکان ایفا می‌کنند. این آثار، با بهره‌گیری از تصاویر رنگارنگ و جذاب، داستان‌ها را به شکلی ملموس و قابل فهم به کودکان ارائه می‌دهند. در واقع، تصاویر، زبان بصری قدرتمندی هستند که می‌توانند مفاهیم پیچیده را به سادگی به کودکان منتقل کنند.

فواید کتاب‌های تصویری برای کودکان

کتاب‌های تصویری، با استفاده از واژگان ساده و جملات کوتاه به کودکان کمک می‌کنند تا دایره لغات خود را گسترش دهند و با ساختار جملات آشنا شوند. تصاویر، به کودکان کمک می‌کنند تا مفاهیم انتزاعی را به شکل ملموس درک کنند و مهارت‌های حل مسئله و تفکر انتقادی خود را تقویت کنند.

درهم‌تنیدگی متن و تصویر در کتاب‌های تصویری، به مخاطب کمک می‌کند تا با احساسات مختلف آشنا شود و مهارت‌های همدلی و مدیریت احساسات خود را تقویت کند. همچنین فرصتی برای کودکان فراهم می‌کنند تا با مفاهیم اجتماعی مانند دوستی، همکاری و احترام به دیگران آشنا شوند.

کتاب‌های تصویری، با جذابیت بصری خود، کودکان را به کتابخوانی علاقه‌مند می‌کنند و زمینه‌ساز عادت به مطالعه در آن‌ها می‌شوند.

درباره کتاب «کرمی که عقاب را نجات داد»

این کتاب، داستان زندگی کرمی را روایت می‌کند که با وجود جثه‌ی کوچکش، اراده‌ای بزرگ دارد؛ اراده‌ای به وسعت عشق. کرم در مزرعه‌ای پر از گل‌های آفتابگردان زندگی می‌کند و رویای پروانه شدن را در سر می‌پروراند.

داستان به چرخه‌ی زندگی و رواج  و سرایت زیبایی اشاره دارد. این داستان بیانگر آنستکه هیچ‌گاه نباید قدرت اراده و تلاش خود را دست کم بگیریم و همواره برای کمک به دیگران آماده باشیم.

روزی، عقابی در مزرعه گرفتار می‌شود و کرم کوچک، با کمک دوستانش، از جمله بلبل، سمور و مار ناخواسته عقاب را از خطر نجات می‌دهند. در این داستان، هر کدام از حیوانات، شکاری برای دیگری به حساب می‌آیند، اما یک قطره شبنم، بازی را عوض می‌کند.

بلبل از آن بالای بالا آفتابگردان را دید.

رویش یک لکه بود.

دهان بلبل آب افتاد…

ببخشید، منقارش!

بلبل دید پوست آن چیز خوشمزه چقدر قشنگ است!

با خودش گفت:«ببین چطوری روی گل دراز کشیده! انگار دارد خودش را توی شبنم نگاه می‌کند.»

بلبل چشم‌هایش را بست و زد زیرِ آواز.

چرا این کتاب برای فرزندان شما مناسب است؟

داستان، جذاب و پرکشش است و مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. تصاویر زیبا و دلنشین مکمل متن و گاه افزایشی هستند و به درک بهتر داستان کمک می‌کنند.

در مجموع تعامل مخاطب با این کتاب منجر به تقویت مهارت‌های زبانی، شناختی، عاطفی و اجتماعی او شده و ایجاد علاقه به کتابخوانی در مخاطب را تقویت می‌کند.

درباره نویسنده

حمیدرضا توکلی ادب‌پژوه ایرانی و استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه سمنان است. او در حوزه‌های روایت‌شناسی متون کهن، مثنوی، متون عرفانی، شاهنامه و ادبیات کودکان فعال است.

درباره تصویرگر

دلارام فقانی، تصویرگر کتاب کودک است. او عضو انجمن تصویرگران ایران و شورای کتاب کودک است. کارشناسی تصویرسازی دارد و دبیر آموزش و پرورش است. از موفقیت‌های این تصویرگر خوش‌ذوق می‌توان به حضور وی در نمایشگاه‌های داخلی و راه یافتن به فستیوال‌های بین‌المللی(لاگاریمبا ۲۰۲۲، گلددن‌پن ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ و…) اشاره کرد.

 

مرجان ریحانیان؛ آوانگارد

sit

پرورش تفکر انتقادی در کودکان؛ مهدی رجبی

در میان انواع کتاب‌های تصویری، دسته‌ای وجود دارند که اگرچه، داستان خاصی را روایت نمی‌کنند اما شیوه‌‌ی روایت‌گری و تصویرسازی‌شان، تجربه‌ی‌‌ خوانشی خوشایند را برای مخاطب فراهم می‌کند. کتاب آنچه ما را انسان می‌کند روایتی است شیرین از چیستی مفهوم زبان، مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزار تفکر انسانی که هنوز هم مبدأ دقیقی برای آغاز آن مشخص نشده.

در این کتاب، نویسنده و تصویرگر کوشیده‌اند با ارائه‌ی‌ روایتی جذاب و خلاقانه درباره‌ی‌ ویژگی‌های مفهومی زبان به عنوان عامل تفکر و ارتباط بین انسان‌ها، نوعی تعلیق داستانی را هم در متن بگنجانند. راوی انتزاعی این داستان تا انتها خودش را معرفی نمی‌کند و فقط به شرح نشانه‌ها و کاربرد خودش در زندگی انسان‌ها و تمدن می‌پردازد.

مثلاً جایی می‌گوید با نابودی یکی از نمونه‌های من، شاید یک فرهنگ برای همیشه نابود شود. یا در جایی دیگر، تصویری از یک نوزاد را می‌بینیم که کلاف کاموایی را دست گرفته و بعد او را در پنج مرحله‌‌ی بعد و تا پیری و ضعف می‌بینیم که دوباره و با حالتی حیران و سرگشته، رشته‌ی‌ کاموا را به دست گرفته است. راوی می‌گوید: «وقتی بچه بودی من را خوب نمی‌شناختی. با گذشت زمان با من بیشتر و بیشتر آشنا شدی، اما وقتی پیر شوی، باز هم ممکن است فراموشم کنی.»

این سبک خلاقانه‌ی‌ روایت و تصویرگری برای پرورش تفکر انتقادی و خلاق در کودکان و خصوصاً در شناخت مفاهیمی انتزاعی مانند زبان بسیار مفید است. فکر می‌کنم جای این‌گونه کتاب‌ها در بازار نشر ایران بشدت خالی باشد.

 

مهدی رجبی؛ نویسنده و مترجم

روزنامه‌ی ایران، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴

چشم_هایت-min
22 July 2024 by simasahebi 0 Comments

چشم‌هایت را ببند و دنیا را ببین

کدام دو نفر را می‌شود در این دنیا پیدا کرد که همه‌چیز را یکسان ببینند؟ به یک اندازه دوستش داشته باشند و همان شکلی را توی ذهنشان داشته باشد که برای دیگری دارد؟ تفاوت‌ها همیشه و همه‌جا، حتی در شبیه‌ترین موقعیت‌ها وجود دارند. بعضی وقت‌ها باعث اختلاف نظر می‌شوند و بعضی وقت‌ها زیبایی می‌آفرینند.

چشم‌هایت را ببند داستانی درباره‌ی تفاوت‌هاست؛ تفاوت در نگاه و برداشت ما از دنیا و هر آنچه در دنیا وجود دارد. قصه‌ی دو برادر را می‌خوانیم که در مورد چیزهای یکسان نظرات متفاوتی دارند. هرکدام سعی می‌کنند ویژگی‌های شیء یا شخص مورد نظر را از نگاه خودشان بیان کنند و هرچه جلوتر می‌روند، تفاوت‌ها بیشتر به چشمشان می‌آید. از کجا می‌توان فهمید که حرف کدامشان درست است؟

داستان از زبان پسری بیان می‌شود که با چشمانش دنیا را خوب نگاه می‌کند، ویژگی‌های ظاهری اجسام را می‌بیند و بر همان اساس تعریفشان می‌کند. اما برادرش بر خلاف او، صداها را خوب ‌می‌شنود، سطوح را لمس می‌کند، بو‌ها را استشمام می‌کند و مزه‌ها را می‌چشد و بر این اساس تعریفش از اجسام و افراد را بیان می‌کند. گفت‌وگوی آن‌ها از درخت و مار و ساعت شروع می‌شود تا ماه و لامپ و حتی بابا!

راوی داستان بخشی از گفت‌وگویشان را برای ما تعریف می‌کند. «به او می‌گویم: می‌‌بینی؟ درخت یک‌ جور گیاه خیلی بلند است که کلی برگ دارد. او توضیح می‌دهد: نه اینطور نیست! درخت یک چوب دراز است که از زمین بیرون آمده و آواز می‌خواند.» آیا در آنچه تعریف می‌کنند، تفاوتی وجود دارد؟ کدامشان درست می‌گوید و کدام اشتباه؟

برای پسرِ راوی صابون وسیله‌ای است برای شستشو و برای برادرش «سنگی است که آب می‌شود و بوی خوب می‌دهد.» او می‌گوید: «ماه درست مثل خورشید است، فقط به رنگ سفید» و برادرش می‌گوید: «ماه یک کُپه جیرجیرک است که توی حیاط ما آواز می‌خوانند.» انگار که هر دو دارند درست می‌گویند. هیچ چیز بی‌ربطی ردوبدل نمی‌شود. یکی ویژگی‌های ظاهری را می‌گوید و دیگری از صدا و بو و جنس حرف می‌زند. آن‌ها حتی تعریفشان از بابا فرق می‌کند! پسر می‌گوید: «بابا قدبلند است و کلاه سرش می‌کند.» و برادرش می‌گوید: «بابا یک بوس زبر است که بوی پیپ می‌دهد.»

این تعریف‌ها پسر راوی قصه را گیج و کلافه می‌کند. پس سراغ مادرش می‌رود و می‌گوید هرچه برای برادرش توضیح می‌دهد، متوجه حرف‌هایش نمی‌شود و حرف خودش را می‌زند. مامان لبخند می‌زند و او را دعوت می‌کند تا چشم‌هایش را ببندد و به همه‌ی چیزهایی که برادرش گفته، فکر کند تا ببیند چطور ممکن است حرف‌های او هم درست از آب درآید…

در این داستان با ظرافت به جزئیات و ویژگی‌های هر یک از افراد و اجسامی که در پیرامون بچه‌ها وجود دارد، پرداخته می‌شود؛ نخست از نظر ظاهری و بعد از باقی جنبه‌ها. این کتاب علاوه بر اینکه خواننده را ترغیب می‌کند تا به جزئیات بیشتری در اطرافش توجه کند، تفاوتی که میان حواس افراد بینا و نابینا وجود دارد را نیز به‌خوبی نشان می‌دهد.

جلد این کتاب دارای برجستگی‌هایی است تا کودک بتواند چشمانش را ببندد و آن‌ها را لمس کند و تا حدی با نحوه‌ی زندگی نابینایان آشنا شود. تصاویر کتاب به گونه‌ای طراحی شده که مفهوم تفاوت و اختلاف را برای خواننده عینی کند. استفاده از رنگ‌های متضاد و جهت‌های مخالف می‌تواند به ملموس شدن این تفاوت در نگرش کمک کند. همچنین برای درک بهتر از آنچه کودک نابینا بیان می‌کند، تصاویر بر اساس این گفته‌ها ترسیم شده و می‌تواند نگاهی نو را به خواننده هدیه کند.

در تمام داستان از ابتدا تا انتها تصاویر پسر راوی و برادرش به گونه‌ای است که چشم‌هایشان در تصویر ترسیم نشده و در صفحه‌ی پایانی، آنجا که مادر پسرش را دعوت می‌کند چشمانش را ببندد تا به‌ درستیِ حرف‌های برادرش پی ببرد، تمام صفحه سیاه است و پسر قصه با رنگ‌های رنگین‌کمان احاطه می‌شود. و البته چشمانی که سفیدند و بدون جزئیات. بله، چشمانمان را که ببندیم، همه چیز سیاه است. ماییم و رنگ‌هایی که خودمان به دنیایمان می‌بخشیم.

 

فائزه ملاعبداللهی؛ آوانگارد

درخت دوستی – معصومه میرابوطالبی [@tutibooksir]

درخت دوستی بنشان یا سنگ دوستی بیاب

اولین مواجهه‌ی من با کتاب گورکن و راسو، دست‌های کوچک یک راسو بود، یک راسو با چند خط سفید روی کمرش که نشان از یک‌چیز داشت، بوی بد. بوی بدی که می‌تواند برای لحظه‌ای همه را خفه کند. بعد نگاه خیره‌ی گورکن به راسو بود و دست درازش، دستی که برای دوستی دراز شده، اما شما در مواجهه‌ی اول انتظار دارید در کوبیده شود توی صورت راسو و گورکن برگردد سر بقیه‌ی زندگی‌اش. بله! همین‌طور می‌شود. مجموعه گورکن و راسو این‌طور شروع می‌شود.

دوستی مفهوم عجیبی است. گاهی از جایی شروع می‌شود که اصلاً انتظارش را نداریم. گاهی به جاهایی ختم می‌شود که اصلاً حدسش را نمی‌زنیم و گاهی ماجراجویی‌هایی را در دل خودش دارد که به‌یادماندنی است. هیچ‌کس نمی‌تواند برای دوستی چهارچوب دقیقی تعیین کند. چون زندگی برای هر لحظه یک ماجرای جدید رو می‌کند و دوست در این ماجرای جدید، می‌تواند نقش جدید و متفاوتی بگیرد.

گورکن در خانه‌ی خودش، در اتاق خودش نشسته بود و یک پروژه‌ی بزرگ سنگ پیش رویش داشت. خانه‌اش ساکت، غذایش سرد و برنامه‌ریزی روزانه‌اش دقیقاً سر جای خودش بود. بعد یک‌دفعه، یک دوست وارد شد. یک راسوی پاشنده‌ی بوی بد، که دستش را دراز کرد سمت گورکن و خواست دوست او بشود. راسویی که با همه‌ی مرغ‌ها دوست می‌شد، آشپز خوبی بود و قصه‌های زیادی می‌دانست. اما چه کسی می‌خواهد برنامه‌ریزی روزانه‌اش را به هم بریزد. اصلاً این به‌هم‌ریختگی چقدر می‌تواند شما را از هدفتان دور کند. پس گورکن مقاومت کرد. او نمی‌خواست راسو وارد خانه‌اش بشود اما عمه لولا که صاحب اصلی خانه بود برنامه‌ی دیگری برای گورکن داشت. راسو هم‌خانه‌ی گورکن شد و همراهی این دو نفر از همین‌جا آغاز شد. اول که دوستی نبود، یک شکلی از تحمل موجودی غیر هم‌شکل بود. اما داستان لحظه‌به‌لحظه زنجیره‌ی این دوستی را پررنگ می‌کند و این نقطه‌ی قوت داستان است. همه‌چیز در آرامش رخ می‌دهد حتی تغییر گورکن برای پذیرش راسو.

دوستیِ واقعی، رابطه‌ی محبت متقابل، بین دو نفر است و در پایان جلد یک این دوستی واقعی بین راسو و گورکن تثبیت می‌شود. همدلی به معنی درک و تقسیم احساسات با فرد دیگر، برای گورکن شکل می‌گیرد و او از لاک خودش بیرون می‌آید. حالا همه دوستانش فقط سنگ‌های مهمش نیستند، موجودات دیگری هم هستند که راسو به خانه دعوتشان کرده است.

پیدا کردن دوست نمی‌تواند برای همه به‌راحتی رخ بدهد، مثل راسو که در خانه را زد، دستش را دراز کرد و خواست که با گورکن دوست شود. برای گورکن همه‌چیز سخت‌تر بود، برای خیلی از ماها هم ممکن است این‌طور باشد. دوست نداشته باشیم همان اول جواب سلام کسی را بدهیم، همان اول او را در جریان همه علاقه‌مندی‌هایمان قرار دهیم و همان اول ریتم زندگی‌مان را به خاطر او به هم بزنیم. اما راسو ذره‌ذره وارد زندگی گورکن شد، با یک غذای گرم، با صحبت‌های هیجان انگیزش و با ارتباطات عجیبش با مرغ‌ها.

یک نکته‌ی جذاب در مورد شکل‌گیری این دوستی این است که راسو خودش را به خاطر خوشایند گورکن و پذیرش از سمت او تغییر نمی‌دهد. در جلد دوم این را به‌خوبی می‌بینیم. اگر او راسوست، با همه‌ی خصیصه‌هایش راسوست و همین باعث می‌شود گورکن سنگ‌شناس او را دوست داشته باشد. در کتاب دوم، جای خالی یک سنگ روی دیوار اتاق سنگ‌های گورکن دیده می‌شود. سنگی که داستانی قدیمی و مفصلی دارد. سنگی که جست‌وجویش با یک سفر شروع می‌شود و داستان به‌گونه‌ای رقم می‌خورد که گورکن باز هم چیز بیشتری از دوستی‌اش با راسو یاد بگیرد. گاهی باید از چیزی گذشت تا چیز ارزشمند دیگری را به دست آورد. چیز ارزشمندی که تا چند روز پیش، میزان اهمیتش را نمی‌دانستیم.

مجموعه‌ی دوجلدی گورکن و راسو، داستان حیوانات است، اما آن‌قدر دقیق و پر از عاطفه نوشته شده، که شما نمونه‌ی دو آدم با خصوصیات رفتاری متفاوت را در برابر هم می‌بینید، البته نویسنده از ویژگی‌های حیوانی گورکن و راسو غافل نشده و از آن‌ها به خوبی استفاده کرده تا داستانش را پیش ببرد.

یادداشتی از معصومه میرابوطالبی، نویسنده‌ی آن‌سوی دریای مردگان

درباره‌ی خانه‌ی سنگی و دایناسور در مرغدانی از مجموعه‌ی گورکن و راسو

نوشته‌ی ایمی تیمبرلیک با تصویرگری جان کلاسن و ترجمه‌ی پژمان واسعی

08p-min
10 June 2024 by simasahebi 0 Comments

«پرنده‌ی سیاه بزرگ» داستانی برای ماندن

کودکان و نوجوانان خواه‌ناخواه با پدیده‌ی مرگ روبه‌رو خواهند شد، چه مرگ عزیزان و نزدیکانشان باشد و یا مرگ خود. همه‌ی آن‌ها سؤالاتی برای مواجهه با مرگ در ذهن دارند. اینکه اگر عزیزی را از دست دهند با غم فراق او،‌ با نبودن‌هایش چه کنند؟ و در لحظاتی که اندوه بر سراسر وجودشان سیطره پیدا می‌کند، به کجا پناه برند؟ هرکسی که این تجربه‌ی سهمگین را پشت سر گذاشته‌، راهی برای گذر از این دوران را هم تجربه کرده است. اما زندگی جریان می‌یابد و تنها چیزی که می‌توان از رخ دادن قطعی‌اش مطمئن بود «از دست دادن» است. خواندن کتاب‌هایی با موضوع درک فقدان و پذیرش می‌تواند آن‌ها را برای مواجهه با این موضوع آماده و کمک کند.

 

«روز مرگ مامان روزی درخشان اکتبر بود. توی داستانها معمولاً آدم‌ها در روزهای بارانی می‌میرند. یا در روزی تیره و مه‌آلود که حتی ذره‌ای از پرتو خورشید هم از لابه‌لای ابرها به زمین نمی‌رسد. انگار تأکید بر فضایی تیره‌وتار با مرگ جورتر است.»

روایت بن در این داستان در مورد پس از مرگ مادرش است و اینکه چگونه او، برادرش کرومل و پدرش با آن کنار می‌آیند. بن مادرش را با چشمان سبز و موهای بلند قرمز به یاد می‌آورد که عاشق بالا رفتن از بلندترین درختان شاه‌بلوط بود. ناگهان همه‌چیز تغییر می‌کند.

جلد پرنده‌ی سیاه بزرگ اثر اشتفانی هوفلر با پر و برگ به رنگ‌های پاییزی تزئین شده است. هر کسی که کتاب را خوانده باشد فوراً این ارتباط را درک خواهد کرد: مادر بن عاشق طبیعت، جنگل، همه‌ی گیاهان و حیوانات است. او هر هفته با خانواده‌اش در جنگل محلی پیاده‌روی طولانی انجام می‌دهد و متعهد به حفاظت از محیط‌زیست است. او تندخو است و اغلب عصبانی است، اما عصبانیت او همیشه به‌سرعت از بین می‌رود و می‌شود بهترین مادری که برای بن و برادر کوچکش کرومل (کارل) وجود دارد. تا اینکه یک شب می‌میرد.

اکنون خانواده‌ی کوچک او باید بیاموزد که چگونه با جای خالی او زندگی کنند. آن‌ها همه‌چیز مادر را به یاد می‌آورند، همه‌چیز هنوز بوی او را می‌دهد. همه‌چیز با موهای بلند، قرمز و مجعدش در همه‌جا پخش است. پدر بن به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند با این فقدان ناگهانی کنار بیاید، خود را در غم و اندوه غرق می‌کند و به نظر می‌رسد کاملاً فراموش کرده که هنوز دو فرزند دارد. بن و کرومل پس از این حادثه با عمه‌ی خود زندگی می‌کنند، دو برادر سعی می‌کنند بهترین استفاده را از این موقعیت ببرند و سعی می‌کنند مراسم خاکسپاری مادرشان طوری باشد که او می‌پسندد.

اشتفانی هوفلر با زبانی بسیار زیبا، داستان بن، کرومل و پدرشان و نحوه‌ی برخورد آن‌ها با مرگ مادر را برای ما تعریف می‌کند. مخاطب در این داستان فصل به فصل بین حال و گذشته جابه‌جا و در فلاش‌بک‌های بن، با لحظه‌ها و صحنه‌هایی از زمانی که مادرش هنوز زنده بود آشنا می‌شود. بن هرگز در بازنگری‌های خود از مادرش تجلیل نمی‌کند، به این فکر نمی‌کند که چه کار متفاوتی می‌توانست انجام دهد، او به چیزها همانطور که بودند و هستند نگاه می‌کند.

در مدرسه، بن  با هم‌کلاسی‌هایش رودررو نمی‌شود تا درباره‌ی مرگ مادرش بخواهد توضیحی دهد. درنهایت جدای از  بهترین دوستش، دختری که تابه‌حال دو کلمه با او حرف نزده است، هم کنارش می‌ایستد و از او در مواجهه با این بحران حمایت می‌کند. بن متوجه می‌شود که برادر دختر در کماست و او نیز با مرگ روبه‌رو شده است. این پیوند این دو را بیشتر و بیشتر به هم جوش می‌دهد و بین آن‌ها دوستی عمیقی شکل می‌گیرد که شاید به چیزی بیشتر تبدیل شود.

هیچکس نمی‌تواند به بن و خانواده‌اش کمک کند تا با غم خود کنار بیایند. این سه نفر به‌تنهایی موفق به انجام این کار می‌شوند. و به همین دلیل است که پرنده‌ی سیاه بزرگ یک داستان فانتزی نیست، بلکه داستانی است که می‌تواند در هر کجای دنیا و برای هر کسی اتفاق بیفتد. گاهی اوقات زندگی نه تنها ادامه دارد، بلکه اتفاقات جدید، گیج‌کننده و شگفت‌انگیزی هم در ادامه رخ خواهد داد.

بن علیرغم موضوع فوق‌العاده غم‌انگیز، موفق می‌شود همیشه امیدوار بماند، همیشه به جلو نگاه کند و همچنان خوبی‌ها و بدی‌های مادر درگذشته‌اش را به یاد بیاورد. من معتقدم که پرنده‌ی سیاه بزرگ می‌تواند برای کسانی که به آن نیاز دارند شفابخش باشد.

پرنده‌ی سیاه بزرگ، دلخوشی است که نشان می‌دهد چگونه بن چهارده‌ساله، کارل شش‌ساله و پدرشان هرکدام با اندوه، از طریق بازگشت به گذشته و همچنین تعامل مداوم با افراد دوروبرشان به زندگی عادی باز می‌گردند. این کتاب زبانی شاعرانه و تصاویر و توصیف‌های زیبایی دارد. پرنده‌ها و پرها به‌عنوان نقوش مکرر، منعکس‌کننده‌ی عشق عمیق مادر به طبیعت است و همچنین گزارش ویرانگر تجربیات این دو برادر در از دست دادن مادرشان.

صحنه‌های بی‌شماری وجود دارد که به مخاطب بینشی از عشق او به زندگی، احساس استقلال او و شگفتی، جادو و درخششی که به اطرافیان خود داده است، می‌دهد. این خاطرات و درس‌های مشترک به زندگی خانواده ادامه می‌دهد و آن‌ها را قادر می‌سازد تا با غم و اندوه خود راهی برای زندگی پیدا کنند.

این کتاب در ستایش زندگی است.

 

فرزانه رحمانی؛ وینش

خاطرات-هاله-min
27 May 2024 by simasahebi 0 Comments

خاطرات هله‌هوله‌ای!

باتریس مونته‌رو در کتاب رازهای قصه‌گویی به این پرسش که «چطور با قصه زندگی کنیم؟» چنین پاسخ می‌دهد: «با تجدید خاطره، نه به خاطر سپردن». تجدید خاطره با برخی داستان‌ها و قصه‌ها به‌واسطه‌ی موضوعی که دارند بسیار راحت است. مثل داستان هاله هله‌هوله نوشته‌ی مهدی رجبی که با تصویرگری مریم طهماسبی منتشر شده است.

دشوار می‌توان پیدا کرد کودکی را که خاطره‌ای از هله‌هوله خوردن و افراط در آن نداشته باشد و کم کودکی پیدا می‌شود که امر و نهی و تشر بزرگسالان را در برابر این تمایل و افراط در ذهن نداشته باشد.

 

داستان هاله هله‌هوله اما تجدید خاطره‌ای همگانی است. چندان‌که اسباب تجدید خاطره‌ی بزرگسالان را نیز فراهم می‌کند. افراط در هله‌هوله‌خواری وجه مشترک کودک و بزرگسال است. برای اولی خاطره‌ای در زمان حال است و برای دیگر خاطره‌ای مانده در گذشته و ازدست‌رفته.

 

نام هله‌هوله‌ها در تاریخ هله‌هوله‌خواری یکسان نبوده است اما نام هله‌هوله‌های هاله در این داستان خاص و منحصر‌به‌فرد است. هله‌هوله‌هایی ترکیبی و اختراعی که از بازی‌های زبانی بیرون آمده‌اند و از هیچ دکان و مغازه‌ای قابل خریداری نیستند. مثل پیراستیل که ترکیبی از پیراشکی و پاستیل است یا یواشک که ترکیبی از یخمک است و لواشک. چندین هله‌هوله‌ی دیگر هم در این داستان است که باید کتاب را خواند و با نام و ترکیب هر یک آشنا شد.

 

داستان هاله هله‌هوله  به قول نویسنده مخصوص خودِ خودِ بچه‌هایی است که از فرامینی مثل این را بخور! و آن را نخور! بزرگسالان کلافه شده‌اند. اما در این داستان دو صدا یا به مفهوم ویتگنشتاینی، دو جهان‌تصویر وجود دارد: جهان‌تصویر کودکی و جهان‌تصویر بزرگسالی. جهان کودکی و تمایلش به هله‌هوله‌خواری همراه با جهان بزرگسالی و هشدا و تحذیرهایش.

 

هر دو جهان‌تصویر در فرجام داستان دچار تغییر و تحول می‌شود. به‌طوری‌که خواننده با جهان‌تصویری وارد داستان می‌شود و با جهان‌تصویری دیگر از آن خارج می‌شود.

 

فرازی از داستان بر اساس این تضاد پیش می‌رود اما در فرجام و پایان‌بندی داستان این دو جهان‌تصویر به هم می‌رسند. بی‌آنکه کودکی، منقاد فرمان بزرگسالی شود.

 

با تجربه کردن تمام و کمال هله‌هوله‌خواری و به جان خریدن تمام عوارض ممکنش، هاله و به همراه او مخاطب، هشدارهای بزرگسالان را تجربه می‌کند. اما نه به تلخی که با بازی، که شیوه‌ی زیست کودک است و خیال، که ابزار تفکر اوست.

 

صدای متحکمانه‌ی بزرگسال در داستان به گوش می‌رسد اما صدای خنثی است. گویی بزرگسال به این نتیجه می‌رسد که هشدارها و توصیه‌هایش بی‌فایده‌اند. از این‌رو خواندن داستان را به بزرگسالان متحکم هم می‌توان توصیه کرد. تنها بزرگسالانی که به این نتیجه نمی‌رسند که ذهنشان مملو از خاطرات هله‌هوله‌ای است، اما مصداق این سخن معروف نیچه‌اند: «خاطره‌ام می‌گوید چنین کردم، اما غرورم می‌گوید ممکن نیست چنین کرده باشم. دست‌آخر خاطره‌ام تسلیم می‌شود.»

 

نویسنده: یاشار هدایی

01-1-min
21 February 2024 by simasahebi 0 Comments

ستاره‌ای برای همه؛ لذتی به وسعت آسمان

خرس هر شب ستاره‌های آسمان را تماشا می‌کرد.

در خیالش از این ستاره به آن ستاره خط می‌کشید و اینگونه شگفت‌انگیزترین تصویرها را می‌ساخت.

یک شب ماجرای عجیبی پیش آمد، ستاره‌ای از آسمان روی زمین افتاد! به همین سادگی.

خرس مطمئن بود آن ستاره مال خودش است!

خرس ستاره را با شاخه‌ای دور گردنش انداخت و به سمت برکه رفت تا خودش را توی آب ببیند.

وقتی کله‌ای از آب بیرون آمد، خرس از جا پرید و …

 

دب اکبر و دب اصغر قدیمی‌ترین اسامی‌ای هستند که در حوزه نجوم و نگاه به آسمان خیلی زود به گوش ما می‌رسند. خرس‌های آسمانی که در نیمکره‌ی‌ شمالی مستقرند از اولین پیکربندی‌های ستارگان توسط بشر بوده و نشانه‌هایی برای تعیین مسیر سرنوشت و اقبال افراد و اقوام تاریخی‌اند!

دورانی که بشر برای پاسخ به سوالات بزرگ میتوس یا اساطیر را مبنای شناخت خود داشت آسمان و صور فلکی مهمترین ابزار او برای درک جهان بودند و هنگامی که پا به ساحت منطق و قانون علم (لوگوس) گذارد از اخترگویی که امروزه نوعی طالع بینی است به اخترشناسی و نجوم با کمک تلسکوپ رسید.

 

شناخت این سیر و تطور تاریخی نگاه به آسمان در پیکره‌ی موجوداتی مانند خرس، سگ و … هم بنیان‌های خیال‌پردازی کودکان را محکم‌تر می‌کند و هم از منظر شناخت‌شناسی نگاهی تبارشناسانه و موزه‌ای به آن‌ها می‌دهد. اینکه بشر با نگاه به آسمان و تکرار روز و شب و فصلها برای خود ساعت و تقویم ساخت و قواعد فیزیک را تخیل و بعدها اثبات نمود. برای آغاز اینگونه بحثها کتاب «ستاره‌ای برای همه» و انیمیشن‌های مشابه بسیار لازم‌اند.

 

ایده‌ی زیبایی‌شناسانه‌ی اثر از صفحات تاریک و تنهایی خرس در نگاه به آسمان و افتادن ستاره جذاب است.

هر چقدر جملات تکراری و تاییدی از منظر کشف زیبایی ستاره با دهان‌های گوناگون حیوانات بیشتر می‌شود نور بیشتری در صفحات و تصاویر منعکس و درک موقعیت و فضاسازی شفاف‌تر می‌گردد. حرکت از لذت فردی به لذت جمعی هر لحظه با نوعی کشف و شهود همراه است. لذتی ناب و ابدی که به وسعت آسمان خواهد بود.

 

سحر سلطانی؛ کتابستان کودک و نوجوان ایران

01safar-min
30 December 2023 by simasahebi 0 Comments

سفر؛ تو همانی هستی که باید باشی

 «شاید یک روزی مجبور شوی جایی را که در آن زندگی می‌کنی ترک کنی.»

مرغابی کوچکی که راوی قصه است شال و کلاه می‌کند برای «سفر» اما نه سفری برای سیاحت و گردش بلکه بادی تند می‌آید و چنان او را از سرزمینش می‌کند و به دیاران دوردست می‌برد که حتی فراموش می‌کند کی هست!

سرزمین جدید، اهالی غریب، زبان‌ها و گویش عجیب و انتظار یک اتفاق یا فردی آشنا. مرغابی از پشه و ماهی و موش که اهل آسمان و آب و زمینند می‌پرسد: «من کی هستم؟» اما زبان آنها را نمی‌شناسد و چیزی نمی‌فهمد. او نمی‌پرسد اینجا کجاست؟ شما کی هستید؟ سوال مرغابی در این سرزمین جدید «من کی هستم» است و او به دنبال خودش می‌گردد گویی «خودگم کرده‌ای» است.

زبان کسی را نمی‌فهمد و غمگین و گریان می‌شود تا اینکه مرغابی دیگری با پاهای بزرگ می‌بیند و در جواب سوال «من کی هستم؟» می‌گوید: «تو همان کسی هستی که باید باشی!» خودش می‌پرسد: من چی؟ من کی هستم؟ و مرغابی کوچک قصه ما می‌گوید: همانی که باید باشی! و «همزبانی» آغاز می‌شود. بازی‌ای که هر دو بلدند و همدیگر را می‌فهمند و همدیگر را می‌سازند.

درست زمانی‌که مرغابی قصه ما زبان پشه و ماهی و موش را یاد می‌گیرد و زندگی آسان می‌شود، باد تندی می‌وزد و همه داشته‌ها و رفاقت‌های جدید مرغابی را با خود می‌برد، مرغابی محکم در جای خود ایستاده اما باد دوستانش و شکوفه‌ها و شن‌های گرم را می‌برد و باز هم تنهایی شروع می‌شود.

مرغابی که در تنهایی خود سیر می‌کند روزی با حیوانات جدیدی روبرو می‌شود که به او سلام می‌گویند حالا او می‌تواند خودش را معرفی کند بگوید: «من منم.» شما کی هستید؟

قصه «سفر» مرغابی ما با «آشنایی‌زدایی» آغاز می‌شود همه می‌دانیم مرغابی‌ها مهاجرند و دائم در پرواز به سرزمین‌های جدید، تکنیک آشنایی‌زدایی و جبر تن دادن به باد تند و گم شدن در سرزمین جدید تا جایی که فراموش کند حتی چه کسی است مخاطب را در گیجی و گم‌گشتگی مرغابی همراه می‌کند.

 

«سفر» در ادبیات و فلسفه جهان جایگاه ویژه‌ای دارد از معنای کاملا ایجابی و مثبت مانند طی طریق سیمرغ در منطق الطیر عطار تا افسانه‌های نیلز، مهاجرت و بلوغش با غازهای وحشی و پینوکیو به دنبال پدر ژپتو که همه منجر به بلوغ و خود‌آگاهی می‌شوند. تا معانی سلبی و گاهی منفی‌تر مانند تبعید و مهاجرت و دیاسپوراDiaspora، وجه تشابه همه این موارد حرکت از خود به جهان و از جهان به خود است خواه با خودشناسی و بلوغ همراه باشد خواه به یک همزیستی ساده و تکراری منجر شود.

مهمترین مولفه قصه سفر «حرکت»، «تنهایی خود» و «ساختن جهان ناپایدار» است. وقتی این جهان که ثابت نیست و به بادی تند برهم می‌ریزد را ساخت می‌توانست خود را معرفی کند و بگوید: سلام من منم. سیلان و حرکت و شروع از «نقطه سر خط» اصلی‌ترین محور قصه سفر است. مرغ مهاجر باشی یا پشه و ماهی و موش یک روز هستی و روز دیگر شاید در جایی دیگر باشی. تنها چیزی که با خودت می‌بری «من» خودت است. دنیایت را جوری بساز که این «من»را بشناسی و هرجایی باشی بتوانی با این «من» خود سر کنی.

ماهیت اصلی داستان بر پرسش تاریخی «من کی هستم؟» از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ قوام می‌گیرد. برای پاسخ به این سوال تاریخی و بنیادی حرکت، گذر و نسبی بودن امور را نشاندار نموده و پویایی برای ساختن من را نوعی پاسخ به پرسش من کی هستم عنوان می‌کند.

به بیان شیوای مولانا که به گوش و جان ما فارسی زبان‌ها آشناست:

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل ز احوال دل خویشتنم

از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم…

 

سحر سلطانی؛ کتابستان کودک و نوجوان ایران

edson
4 September 2023 by simasahebi 0 Comments

شما قهرمان داستان خودتان هستید

همهچیز از همین‌جا شروع میشود. از همین سلول‌های خاکستری‌رنگ که شروع به رویابافی می‌کنند و گاهی همین رویاها هستند که تصویر ِواقعی‌تری از یک ماجرا را به ما نشان می‌دهند. داستان از ذهن نویسنده شروع می‌شود، نویسنده‌ای که بنا بر روال همیشگی نوشتنش، مشغول کشیدن منحنی حلزونی‌ست تا بتواند بر روی کاری که قراردادش را با ناشر بسته است، متمرکز شود و داستانش را بنویسد. داستانی که از ابتدا از صدای غرش کامیون‌های ارتشی و سربازهای خسته و خواب‌آلود حرف می‌زند تا مخاطب را وارد جهانی از مبارزه و جنگ کند. حتی آن‌جایی که صدای عبدالحلیم حافظ از رادیوی دوزندگی به گوش می‌رسد که شعری از نزار قبانی را می‌خواند. شاعری که وقایع زندگی‌اش سبب شد تا شعرهایش بوی سلاح و باروت بدهد.

 

 

داستان، روایت ِمواجهۀ نویسنده، با شخصیت‌های داستانی‌ست که هنوز شکل نگرفته‌اند. خرگوشی هیمالیایی که از دل داستان به دنیای حقیقی پریده و سیاسمبویی که چهرۀ بهنام روزگار خویش است.

«اِدسون آرانتس دوناسیمنتو» یا همان «پله» که از شخصیت‌های اصلی داستان است، گاهی زبانِ نویسنده می‌شود و جای او را در داستان می‌نویسد و گاهی نیز از نویسنده می‌خواهد قهرمانی برای داستان

انتخاب کند. اما نویسنده خیال دارد داستانی واقعی از حادثه‌ای هولناک بنویسد، مشابه با نویسندگانی که ایدۀ داستان‌هایشان را بدون پافشاری بر رعایت موبه‌موی وقایع زندگی‌شان، از زندگی گرفته‌اند. مانند

داستان‌هایی چون زنان کوچک، آلیس در سرزمین عجایب و یا داستان دنیل دفو در کتاب رابینسون کروزو

که ایده و شخصیت داستانش را از زندگی خودش و ماجرایی واقعی از زندگی یک دریانورد اسکاتلندی الگوبرداری کرده است. بله، همیشه پای یک ماجرای واقعی در میان است و حاال آن ماجرای واقعی که نویسندۀ نوجوان هفده ساله آبادانی را درگیر کرده بود، قطعاً مرتبط با همان حادثه فجیع سینماست.

گفتم: «شاید بهتر باشد از فکرش بیایی بیرون.»

گفت: «از فکر چی؟»

«از فکر قهرمان بودن.»

«نمی‌توانم.»

«نمی‌توانی؟»

گفت: «تا مار بوآی دم‌قرمز توی این داستان هست، نمی‌توانم، بالاخره این داستان باید یک قهرمان داشته باشد که باهاش بجنگد یا نه؟»

جمشید خانیان نویسنده داستان، که آبادانی بودن خودش را با اسامی شخصیتهای داستان و لهجۀ شیرینِ آنان، نشان ِمخاطب می‌دهد، شاید نتواند در همان ابتدا مخاطب را متوجه دلیل حضور سربازها و جنگ در داستان کند، اما کمی که داستان پیش می‌رود و یا اگر مخاطب به اندازه‌ای معمول، از تاریخ خوانده باشد، کم‌کم حواسش پرت سال‌های دهۀ پنجاه و روزهای انقلاب می‌شود.

نویسنده در این اثر می‌کوشد با استفاده از قالبی پسامدرن، به فاجعۀ تاریخی آتش‌سوزی سینما رِکس آبادان بپردازد و تلاش دارد تا تاریخ را در بستری از داستان بازنمایی کند. فی‌الواقع «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی‌اش» روایتی‌ست که گوشه چشمی به واقعۀ آتش‌سوزی سینما رکس ِآبادان دارد. یکی از مهم‌ترین حوادث سال ۵۷ که باعث خشمگین شدن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شد، فاجعه به آتش کشیدن سینما رِکس آبادان بود. فاجعۀ هولناکی که حدوداً 700 نفر از تماشاگران آخرین سانس فیلم «گوزن‌ها» را به کام مرگ کشاند.

این میان خرگوش هیمالیایی و بازیکن هزارودویست‌وهشتادویک گله برزیل، خیاطی ماکسی‌مُد، ریوهای ارتشی و حتی حضور قورباغۀ سبزرنگِ شَملی هم که سروکله‌شان در داستان پیدا شده، قطعاً روزی از تجربه‌ای واقعی در دنیایی حقیقی، پا به دنیای خیال نویسنده نهاده‌اند.

آن‌جا که نویسنده می‌گوید: «من اصلاً به خرگوش فکر نکرده بودم. تنها چیزی که از این حیوان در حافظۀ

من مانده، مربوط است به سه چهار سال پیش. یعنی درست موقعی که با دیدن تابلوی نقاشی آبرنگِ چینی ِ«سه خرگوش» یک ایده داستانی به ذهنم رسید و بعد شروع کردم به جمع‌آوری اطلاعات دربارۀ خرگوش‌ها و نژاد آنها. همین، و گذشت و تمام شد.»

داستان از شش بخش به‌هم پیوسته تشکیل شده است و عنوان ِهر بخش، زیرشاخه‌ای از عنوان بعدی را دربرمی‌گیرد. ماجرای واقعی در بخش «رکس» خودش را نشان می‌دهد. از بعدازظهر ۲۸ مرداد سال هزاروسیصدوپنجاه‌وهفت. روزی که ننه ناریه و آقا می‌خواهند خودشان را به سانس ِآخر رکس برسانند.

دیکو سیاسمبویی می‌خواهد روایت داستان را تغییر دهد، سینما درش بسته باشد و کسانی که قصد انجام این حادثه شوم را دارند، ناموفق بمانند. اما نویسنده می‌خواهد آن‌چه که اتفاق افتاده را روایت کند. روایت تلخی از ننه ناریه و آقا که در همین آتش‌سوزی سینما، جان ِ خود را از دست دادند، اتفاقی که برای همیشه در تقویم و یاد ِنویسنده ثبت شده است.

«بنویسید آن شب آقام و ننه ناریه به خوبی و خوشی برگشتند خانه!»

گفتم: «همچین چیزی ممکن نیست!» از ته ِگلو گفت: «ممکن است!»

«یعنی بنویسم سینما رِکس آتش نگرفت؟»

«بله!»

«چه‌طوری می‌توانم بنویسم آتش نگرفت وقتی همه می‌دانند آن شب سینما رِکس آتش گرفت؟»

 جمشید خانیان، نویسنده‌ی آبادانی کتاب‌های نوجوان، که از نیمۀ اول دهه ۱۳۶۰ با نگارش دو نمایشنامه

«یک نیمروز در اتاق بازجویی» و «روی نی‌بندی» و نیز مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه، در حوزۀ «نوشتن» فعالیت خود را آغاز می‌کند، در این کتاب، داستانی متفاوت و عجیب و غریب را برایمان تعریف می‌کند.

جمشید خانیان نخستین نویسندۀ ادبیات کودک و نوجوان ایران است که از بخش آسیا به جشنوارۀ

«کلاغ سفید» کتابخانه مونیخ (در سال ۲۰۱۸ میلادی) دعوت شده است، او در سال ۱۳۹۷ از سوی انجمن

نویسندگان کودک و نوجوان ایران به‌عنوان نامزد بخش نویسندگی جایزه آسترید لیندگرن ۲۰۱۹ معرفی شده است.

 

? یادداشت فرزانه تونی در شماره ۲۵۳۵ روزنامه پیام ما 

photo_2023-08-22_10-46-41

اهمیت تقویت هوش مالی در کودکان

کودکانی که هوش مالی بالاتری دارند در بزرگسالی تصمیم‌های اقتصادی هوشمندانه‌تری می‌گیرند و موفق‌ترند.

 

دانش اقتصادی دید افراد را نسبت به موقعیت‌های مختلف تغییر می‌دهد و باعث بهبود قدرت تصمیم‌گیری و کیفیت زندگی می‌شود.

 

اگر تقویت هوش مالی از سنین کودکی جدی گرفته شود و نحوه‌ی برخورد با مسائل مالی به‌خوبی آموزش داده شود، تأثیر بسزایی در آینده‌ی فرزندان ما خواهد داشت.

 

آشنایی کودکان با مفهوم پول، آغاز راه است. کودکان درک می‌کنند درحالی‌که بعضی‌چیزها رایگان است برای خرید کردن یا دریافت خدمات نیاز به پرداخت پول است؛ دانستن کمی از تاریخچه‌ی دادوستد هم کمک‌کننده است.

 

اگر کودک از همان ابتدا یاد بگیرد بخشی از پول توجیبی، عیدی یا هدیه‌ی تولدش را پس‌انداز کند در بزرگسالی مشکلات مالی کمتری خواهد داشت.

 

 

برای خرج کردن پول کودک باید اولویت‌بندی را یاد بگیرد. فهرست کردن نیازها و خواسته‌ها باعث می‌شود او برای استفاده از پس‌انداز خود تصمیم‌های بهتری بگیرد.

 

 

شناخت شیوه‌های درآمدزایی و آشنایی با مشاغل گوناگون به کودک راه‌های متفاوت پول درآوردن را نشان خواهد داد و برای او جذاب خواهد بود؛ شبیه‌سازی مشاغل با استفاده از بازی‌ها در این مسیر کمک‌کننده است.

 

 

بعضی‌ها معتقدند پول است که جهان را می‌گرداند!

 

مجموعه‌ی چهارجلدی هوش مالی به کودکان کمک می‌کند تا با زبانی ساده با نقش پول در زندگی و مسئولیت‌پذیری مالی آشنا شوند.

11214-11

بی‌بال پریدن؛ روایتی از خشم و اهمیت گفت‌وگو کردن

سال‌های زیادی است که نویسندگان کودک و نوجوان در کتاب‌هایشان موضوع سوگ را به میان آورده‌اند. آنها با دغدغه مواجهه کودکان با موضوع مرگ، این پدیده را به طرق مختلف بیان کرده‌اند.

موضوعی که با وجود تکراری بودنش، همچنان مخاطب خودش را دارد.

این بار نویسنده ایرانی، فرزانه رحمانی در کتاب مادرم زاغچه به این موضوع پرداخته است. اما نه برای کودکان که برای رده سنی نوجوان. برای همین است که رحمانی اگرچه موضوعی تکراری را انتخاب کرده، اما مدل روایت را به‌صورتی کاملا ناب شروع و پیش برده است.

مادرم زاغچه به وجوه دیگر زندگی یک نوجوان هم اشاره می‌کند. شباهنگ بعد از مرگ مادرش، خشم خودش را از نبود مادر، به سمت پدرش و گاهی خودش می‌برد. او حتی قبل از این حادثه هم در دل، پدرش را مقصر همه‌چیز می‌دانست. همچنین نجواهایی که او با خود در مورد پدرش دارد، بدبینی‌هایی که به رابطه‌ او با دیگر خانم‌ها دارد و دعواهای گاه و بی‌گاهش با او نشان از خشم نهفته‌ای دارد که خود شباهنگ هم از آن مطلع نیست. «وقت‌هایی که که بابا نبود، خانه روشن‌تر بود، دل‌بازتر. از تمام خط‌کشی‌هایش بدم می‌آمد. به‌خاطر کارهای او بود که مامان به این روز افتاده بود.»

دقیقا نکته مهم دیگر کتاب همین است. اینکه شباهنگ به‌جای گفت‌وگو فقط در ذهن خودش زندگی می‌کند. او از احساساتش خبر ندارد و تنها عایدی‌ای که دارد آزار خود از انباشت این احساسات است. این خصیصه شباهنگ یکی از خصایص رایج در نوجوانان است. نوجوانانی که از درونیات خود صحبت نمی‌کنند، از احساسات هرچند ناپایدار خود خبر ندارند و کسی را شریک لحظه‌های ناگواری که تجربه می‌کنند، نمی‌کنند. شباهنگ هم از این دسته مستثنا نیست. اما در اواسط داستان ما با شخصیت دیگری مواجه می‌شویم. شخصیتی که رحمانی هوشمندانه وارد داستان می‌کند تا مخاطب به ضرورت وجود «مشاور» خوب در زندگی‌اش پی ببرد. نویسنده با مطرح کردن این موضوع، خواننده هوشمند را به این فکر می‌اندازد که اگر مادر شباهنگ هم مشاور یا آدم امنی داشت که با او صحبت کند، شاید الان زنده بود. سکوت مادر حتی برای شباهنگ هم ناخوشایند بود: «وقتی مامان این همه ساکت می‌شد، خانه تاریک‌تر می‌شد.»

تلنبار شدن خشم و اندوه، برای هرکسی و در هر سنی می‌تواند آسیب‌زا باشد. مخصوصا در سنین نوجوانی. برای همین است که فرزانه رحمانی نخواسته است ضرورت وجود گفت‌وگو را در قالبی مستقیم به خواننده نوجوان القا کند. او در روایتی که از سوگ نشات می‌گیرد، دلسوزانه به مخاطب نوجوانش گفته است که «صحبت کردن از احساسات» کاری بیهوده و شرم‌آور نیست. بلکه مسکوت ماندن احساسات ناخوشایندمان منجر به آسیب‌های جبران ناپذیری می‌شود. شباهنگ احساسات ناخوشایندی را با خودش حمل می‌کند. احساساتی که هرکسی در مواجهه با سوگ آن را تجربه می‌کند. «غم»، «خشم» و «مقصر دانستن خود و دیگری» در جریان این مرگ. این‌ها احساساتی هستند که در شباهنگ به‌صورتی نوسانی تجربه می‌شوند. اما آن‌چه باعث می‌شود هرروز این احساسات زیاد شوند و تسکین نشوند، حرف نزدن از آن‌هاست.

رحمانی در مصاحبه‌ای در مورد مادرم زاغچه، گفته است: «این کتاب به منظور آشنایی کودکان و نوجوانان با موضوعاتی چون ارزش‌های زندگی، اهمیت خانواده و مشاوره و درک آنان از فقدان برای گروه سنی ١٢ سال به بالا منتشر تألیف و منتشر شده است.»

 

عطیه میرزاامیری؛ مجله‌ی الکترونیک واو

photo_2023-01-29_12-13-45

کتاب‌های تصویری چگونه می‌توانند زندگی شما را دگرگون کنند؟

 

در کتاب‌های تصویری، تصاویر به‌اندازه‌ی متن مهم هستند و هر دو با هم کار می‌کنند تا داستان را بیان کنند.

هنگامی که کتاب‌های تصویری را با کودکان مطالعه می‌کنید، حتماً به تصویرسازی‌ها توجه کنید. خواندن کتاب‌های تصویری کشف دوباره‌ی هنر است.

 

جذابیت تصویرها

 

می‌گویند کتاب‌ها را از روی جلدشان قضاوت نکنید. اما بیشتر بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند. اولین برداشت کودک از یک کتاب معمولاً با تصاویر شکل می‌گیرد. با ورق‌زدن کتاب و صحبت درباره‌ی تصاویر آن پیش از خواندن، با کودکتان تصویرگردی کنید. تصویرها مخاطب را به مطالعه علاقه‌مند می‌کنند.

تصویرها مقدمه‌ای برای ورود کودک به دنیای کتاب‌ها هستند و می‌توانند باعث شوند کودک برای همیشه یک کتابخوان حرفه‌ای باقی بماند. چون کودک خیلی قبل‌تر از اینکه بتواند بخواند با تصاویر ارتباط برقرار می‌کند.

 

کتاب‌ها را زندگی کنید

 

 

تصویرها به کودکان کمک می‌کنند تا جهان را با خیال‌پردازی کشف کنند و شخصیت‌ها و داستان‌های کتاب‌ها را درک کنند.

تصویرگری معمولاً به شیوه‌های زیر کتاب‌ها را به بخشی از زندگی تبدیل می‌کند:

تصویرگرها با استفاده از تصاویر داستان می‌گویند.

نویسنده‌ها از تصاویر برای بیان اتفاق‌های مهم و جزئیات بیشتر استفاده می‌کنند.

تصویرگرها با تکنیک‌های مختلف مفاهیم و احساسات را به کودکان انتقال می‌دهند.

وقتی تصاویر شخصیت‌ها، موضوعات و موقعیت‌ها را به‌خوبی انعکاس دهند به کودکان برای درک بهتر داستان‌ها و تجربه‌ها کمک می‌کنند.

 

فرایند برقراری یک ارتباط عاطفی موفق باعث می‌شود کودک همدلی و هراهی با دیگران را یاد بگیرد.

 

تماشای جهان

 

تصاویر اطلاعات را منتقل می‌کنند، به‌ویژه در کتاب‌های مستند. درباره‌ی جدول‌ها، نمودارها و اطلاعات موجود در تصاویر با کودک گفت‌وگو کنید. کتاب‌های داستانی هرچند با تخیل همراهند، می‌توانند اطلاعات زیادی را به مخاطب منتقل کنند. مثلاً داستانی درباره‌ی سفر به مزرعه یا ماه تصاویری دارد که به بچه‌ها درباره‌ی شناخت این مکان‌ها کمک می‌کند. توجه داشته باشید که وقتی از کتاب‌های تصویری برای آشنایی کودک با جهان اطرافش استفاده می‌کنید باید صبر زیادی داشته باشید.

تصویرسازی‌ها می‌توانند به کودک کمک کند تا چیزهایی که هرگز ندیده است را کشف کند با ایده‌های نو آشنا شود. کتاب تصویری، چه داستانی و چه مستند، باعث یادگیری کودک می‌شود و آن‌ها را به طرح سؤال‌هایی تازه درباره‌ی تاریخ، طبیعت، علم، فرهنگ و مسائل دیگر تشویق می‌کند.

 

تقویت مهارت مطالعه

 

کودک با مطالعه‌ی کتاب‌های تصویری متوجه می‌شود که کلمه‌ها معنا را منتقل می‌کنند. تصاویر باعث گسترش دایره‌ی واژگان کودک می‌شوند که عنصر مهمی برای مطالعه است. کتاب‌ها سبب می‌شوند تا کودک رنگ‌ها، شکل‌ها، اعداد و حروف را بشناسد و نام افراد، مکان‌ها، حیوانات و اشیا را یاد بگیرد.

کتاب‌های تصویری همچنین می‌توانند باعث افزایش اطلاعات عمومی کودکان شوند که نیاز یک مطالعه‌ی موفق است. مثلاً کودکی که هرگز به باغ‌وحش نرفته است با خواندن کتاب‌های تصویری مرتبط درباره‌ی باغ‌وحش و حیوانات آگاهی بیشتری خواهد یافت.

kodakan-dr-donyaye-ma-
12 November 2022 by simasahebi 0 Comments

چهار بحران اجتماعی در جهان برای کودکان

فقر و گرسنگی، پناهندگان و مهاجران، درگیری‌های جهانی و نژاد پرستی و تعصب مفاهیمی هستند که در مجموعه‌ی کودکان در دنیای مابه آن‌ها پرداخته شده است. این مشکلات کم و بیش در کشورهای زیادی وجود داردند و میلیون‌ها انسان را با خود درگیر کرده‌اند. از این رو خواندن این مجموعه اهمیت زیادی دارد خصوصا که گاه ممکن است آگاهی دادن و آموزش در مورد مواجه شدن با این مفاهیم در کشورهای زیادی مورد غفلت واقع شود.

شاید بزرگ‌ترها فکر کنند برخی از مفاهیم برای کودکان قابل فهم نیست و یا هنوز وقت آن نرسیده که با این مسائل و بحران‌ها درگیر شوند، مفاهیمی مانند پناهندگی و فقر و گرسنگی. کودکان بدون آنکه خودشان انتخاب کنند و یا راه دفاعی در مقابل اتفاقات و اخبار تلخ و خشونت‌آمیز داشته باشند، در معرض آسیب‌های جدی دنیای بزرگ‌سالان قرار دارند. می‌توان گفت آشنایی با این مفاهیم، درک و فهم آن‌ها را از مسائل اجتماعی افزایش می‌دهد و لزوما به معنای غرق شدن در بحران‌های خشونت‌آمیز جامعه نیست. امروزه به سختی می‌توان کودکان را از شنیدن خبرهای بد دور نگه داشت و یکی از راه‌های به دست آوردن آگاهی سالم و پیشگیری از آسیب‌های ناشی از خشونت، کتاب خواندن است.

مجموعه‌ی کودکان در دنیای ما به زبان ساده درباره‌ی چهار مفهوم مرتبط با خشونت اطلاعات مفیدی می‌دهد. باید به یاد داشت که خشونت تنها جنگ و لشکرکشی نیست و ده‌ها نوع خشونت در دنیا وجود دارد، همان‌طور‌که این مجموعه به مفهومی همچون نژادپرستی نیز اشاره کرده است.

این مجموعه به کشور و یا منطقه‌ی خاصی محدود نشده و نویسنده سعی کرده تا نگاه جهان‌شمولی برای تعریف مفاهیم داشته باشد به این خاطر که کودکان در هر کجای دنیا به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند. این نگاه نشان می‌دهد که کشورهای گوناگون مسائل اجتماعی مشترکی با هم دارند و کودکانی که در کشورهای مختلف حتی امن‌ترین آن‌ها زندگی می‌کنند، ممکن است باز هم از آسیب‌های اجتماعی مصون نباشند. موضوعاتی که در این مجموعه به آن‌ها پرداخته شده کم و بیش در کشورهای زیادی وجود دارد و میلیون‌ها انسان را با خود درگیر کرده است، مانند فقر. از این رو خواندن این مجموعه اهمیت زیادی دارد خصوصا که گاه ممکن است آگاهی دادن و آموزش در مورد مواجه شدن با این مفاهیم در کشورهای زیادی مورد غفلت واقع شود.

مجموعه‌ی کودکان در دنیای ما کودکان را به عنوان شهروندان یک جامعه جدی گرفته و به آن‌ها حق داده تا به اتفاقات اجتماعی فراتر از فرد و خانواده فکر کنند. با خواندن درمورد مسائل اجتماعی در دوران کودکی، ناخودآگاه این تفکر در کودک ایجاد می‌شود که تنها به خودش فکر نکند، بلکه به فکر جامعه و هم‌نوعانش باشد و حس مسئولیت‌پذیری و نوع‌دوستی در او نهادینه شود.

موضوع و محور اصلی چهار جلد این مجموعه از نام آن‌ها مشخص است. کودکان در کتاب پناهندگان و مهاجران با اطلاعاتی مانند اینکه چرا مردم یک کشور وطن‌شان را ترک می‌کنند، چگونه و با چه راه‌هایی پناهندگان کشورشان را ترک می‌کنند و سختی‌های کشور مقصد آشنا می‌شوند.

در کتاب فقر و گرسنگی اینکه چطور فقر به وجود می‌آید، با وجود فقر چه امکاناتی از دست می‌رود و … توضیح داده شده است.

در جلد دیگر این مجموعه، نژادپرستی و تعصب، نویسنده به اینکه چرا بعضی از مردم خودشان را برتر از دیگران می‌دانند، نژادپرستی چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد و … پرداخته است.

در جلد درگیری‌های جهانی مخاطب با انواع جنگ سرد و جنگ نظامی و نتایج مخرب آن‌ها و علت جنگ‌ها و … آشنا می‌شود.در مورد تأثیرات مفید این مجموعه بسیار می‌توان نوشت اما از آن جایی که بسیاری از کودکان داستان را به آموزش مستقیم ترجیح می‌دهند و ادبیات نیز تأثیرگذارتر است، اگر نویسنده به سوی قصه‌گویی حرکت می‌کرد و صرفا به آموزش بسنده نمی‌شد، مخاطب مفاهیم را عمیق‌تر درک می‌کرد.

تصاویر کتاب در عین حال که به درک مفهوم مورد نظر کمک می‌کند، تلخی موضوعات را کمتر کرده و با رنگ‌هایی شاد، حس امید را در کنار ناامیدی منتقل می‌کنند. شاید بار منفی مفاهیم این چهار کتاب زیاد به چشم بیاید و مخاطب با دیدن نام و تصاویر روی جلد تمایلی به خواندن آن نشان ندهد، اما همچنان که آموزش مفاهیمی مانند رفتار درست در مقابل دیگران و انجام درست تکالیف مدرسه ضروری به نظر می‌رسد، آموزش چنین مفاهیمی نیز لازم است.

 

نیلوفر شهسواریان، وینش

کاوه-01-min
11 September 2022 by simasahebi 0 Comments

کاوه فیض‌اللهی: انسان شیفته‌ی عدد است

 

مجموعه‌ی ۱۰ جلدی «شمارش معکوس بزرگ» ویژگی‌های بسیاری دارد که آن را برای نوجوانان جذاب می‌سازد. اما دو ویژگی چشمگیر آن عبارت‌اند از به‌کارگیری اعداد و انجام این کار به صورت وارونه، یعنی از زیاد به کم. انسان شیفته‌ی عدد است و این شیفتگی از کودکی آغاز می‌شود. اعداد به ما امکان مقایسه می‌دهند، مقایسه‌ای که بدون آن توصیف و درک جهان امکان‌پذیر نیست.

 

آدم‌ها کنجکاوند در هر زمینه‌ای سنگین‌ترین‌ها، درازترین‌ها، سریع‌ترین‌ها، بزرگ‌ترین‌ها و کوچک‌ترین‌ها را بشناسند. این اعداد تصور و تصویر ما را از جهان می‌سازند؛ متر و معیار ما برای مقایسه هستند.

 

اما در این مجموعه‌ی ۱۰ جلدی ابتکار دیگری نیز به کار رفته است: اطلاعات مربوط به هر کدام از موضوعاتی که در یک کتاب به آن پرداخته شده با اعداد بزرگی که نمی‌شناسیم و درک نمی‌کنیم آغاز می‌شود و سرانجام به اعداد کوچک یک‌‌رقمی و قابل درک برای نوجوان می‌رسد.

 

به این ترتیب، کتاب با شگفتی آغاز می‌شود و با این حس به پایان می‌رسد که آن شگفتی مهار شده و در کنترل فهم ما درآمده است. خواننده‌ی نوجوان در طول این واروشماری به این نتیجه می‌رسد که بخشی از جهان پیرامون خویش را شناخته است.

 

کتاب‌های این مجموعه می‌توانند طرح اولیه‌ی نوعی کتابخانه‌ی ذهنی باشند. نوجوان با خواندن این کتاب‌ها احساس می‌کند با خط‌کشی که در اختیارش قرار گرفته می‌تواند اطلاعات جدید آن رشته را بسنجد و در قفسه‌های کتابخانه‌ی ذهنش کنار اطلاعات هم‌اندازه‌اش بگذارد.

 

او اکنون هم قفسه‌هایش را چیده و هم کلید و خط‌کشی به دست دارد. از این پس آنچه شمرده می‌شود نه فقط روزهای عمرش بلکه جهان بیکران پیرامون او با تمام شگفتی‌های نهفته در آن است.

مدرسه01-min
7 September 2022 by simasahebi 0 Comments

چگونه بچه‌ها را برای رفتن به مدرسه آماده کنیم؟

چگونه بچه‌ها را برای رفتن به مدرسه آماده کنیم؟

 

قبل از شروع سال تحصیلی از مدرسه و کلاس بازدید کنید

این مهم است که بدانید فرزندتان در چه محیطی قرار است آموزش ببیند و یک سال را در آنجا سپری کند.

 

کتاب‌هایی درباره‌ی مدرسه برایشان بخوانید

داستان‌هایی که در مدرسه می‌گذرد یا در آن شخصیت اصلی برای اولین بار به مهدکودک و مدرسه می‌رود به کاهش اضطراب و افزایش اعتماد‌به‌نفس کودکان کمک می‌کند.

 

کتاب‌هایی با ماجراهای مدرسه‌ای

هیولای رنگ‌ها به مدرسه می‌رود

وقت قارقار

مدرسه‌ی تیزوبزان جنگل

مدرسه‌ی حشرات باحال ۱و۲

پسر ته کلاس

پسرک و جادوی مری پاپینز

فیزیک لعنتی

ریاضیات لعنتی

 

درباره‌ی مدرسه، معلم‌ها، هم‌کلاسی‌ها و فعالیت‌هایشان با بچه‌ها حرف بزنید

به احساسات کودکان نسبت به مدرسه و اتفاق‌های آن پی ببرید. با آن‌ها صحبت کنید و نگرانی‌هایشان را درک کنید. این کار بخشی از فرایند یادگیری اجتماعی-هیجانی است.

 

باهم برای سال تحصیلی جدید هدف‌گذاری کنید

همان‌طور که بزرگ‌ترها برای هر سال یک هدف یا اهداف مشخصی را تعیین می‌کنند، بچه‌ها هم می‌توانند با کمک بزرگ‌ترها برای سال تحصیلی پیش‌رو هدف‌گذاری کنند و درباره‌ی آن صحبت کنند؛ مثلاً پرورش دوستی، مهربانی، پشتکار و…

 

مطالعه را تمرین کنید

برای کتابخانه‌ی کوچکتان یک گوشه‌ی دنج در نظر بگیرید و در طول تابستان تمرین مطالعه را شروع کنید. تلاش کنید کودکان گونه‌های مختلف ادبی را بشناسند و با انواع کتاب‌های مناسب آشنا شوند. یک دفتر و قلم برای مطالعه کنار بگذارید که کودکتان دریافتش از کتاب‌ها را در آن بنویسد یا نقاشی کند.

 

میان‌وعده‌هایی خوشمزه با یادداشت‌های بامزه

در کنار ناهار یا میان‌وعده برای زنگ تغذیه و تفریح، یادداشت‌هایی بامزه و خنده‌دار بگذارید که از کتاب‌ها انتخاب شده باشند؛ به‌ویژه کتاب‌های موردعلاقه‌اش.

 

خرید برای مدرسه

آیین خرید کردن نوشت‌افزار برای مدرسه، مراسمی جذاب برای بچه‌هاست. با او به خرید بروید و وسایلی که تهیه‌ی آن‌ها ضروری است را با مشورت خودش انتخاب کنید. در کنار آن می‌توانید یک یا چند کتاب به او هدیه بدهید؛ نیازی نیست که کتاب‌ها درباره‌ی مدرسه باشد.